سايه روشن خيانت در آستانه آتش فراگير، تاوان چيست؟
امروز جنگ تنها با موشك و تانك تعريف نميشود. دشمن ميتواند از مسير تصوير، صدا، شبكههاي اجتماعي و عمليات رواني، سرمايه اجتماعي يك ملت را هدف بگيرد. وقتي روايتسازي رسانهاي بهگونهاي طراحي ميشود كه مردم را نسبت به سرنوشت كشورشان مايوس، دلسرد يا حتي متمايل به مداخله خارجي كند، اين همان جنگ در لايهاي عميقتر است؛ جنگي براي فرسايش اراده ملي. در چنين شرايطي، مطالبه اصلي نه «انتقام»، بلكه «قانون» است. كشور نيازمند چارچوب حقوقي شفاف براي پيگرد كساني است كه در بحبوحه تهديد خارجي، عملا به نفع قدرت متخاصم فعاليت ميكنند. بسياري از كشورها قوانين فراسرزميني براي تعقيب جرايم امنيتي دارند؛ بر همين قياس، هر فردي - صرفنظر از محل اقامتش - بايد در برابر اقداماتي كه مستقيما امنيت و جان شهروندان را به خطر مياندازد، پاسخگو باشد. اگر روزي گلولهاي شليك شود، خانهاي ويران شود يا خوني بر زمين بريزد، مسووليت تنها بر دوش فرماندهان نظامي دشمن نخواهد بود؛ هر صدايي كه آگاهانه و عامدانه زمينه رواني و سياسي آن حمله را فراهم كرده باشد، بايد در دادگاه افكار عمومي و در صورت تحقق شرايط قانوني، در محكمه قضايي نيز پاسخ دهد. در شرايط تهديد جنگي، مماشات با همصدايي علني با دشمن، نه نشانه مدارا بلكه نشانه غفلت است. تفكيك ميان نقد داخلي - كه حق طبيعي هر جامعهاي است - و دعوت به حمله خارجي، ضرورتي حياتي است. اولي ستون اصلاح است؛ دومي ميتواند ستونهاي يك كشور را هدف بگيرد. تاريخ، هميشه در لحظه قضاوت نميكند؛ اما وقتي قضاوت كند، نامها را با صراحت ثبت خواهد كرد. پرسش اين است: چه كساني در حافظه فرداي ايران، در صف مدافعان خواهند ايستاد و چه كساني در حاشيه تاريك خيانت؟