• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

هرمزگان در جزر و مد سياست‌هاي كلان

مهدي دهقان‌منشادي

سياست‌هاي كلان و خط‌مشي‌هاي دولت‌ها همچون جزر و مدي مي‌تواند سرزمين‌ها را دچار محروميت يا توسعه كند و هرمزگان يكي از استان‌هاي ساحل‌نشين ايران است كه سال‌هاست تحت تاثير جزر و مد اين سياست‌ها قرار گرفته است. آمايش سرزمين نوعي برنامه‌ريزي و سياستگذاري كلان براي مديريت سرزمين است كه قصد دارد از قابليت‌هاي مناطق در جهت تعادل‌هاي سرزميني و استقرار بهينه انسان و فعاليت‌هايش استفاده كند. برنامه عمراني ششم پيش از انقلاب يك برنامه با رويكرد آمايش سرزمين بود كه بنا داشت توسعه كشور را به سمت توسعه‌اي متعادل پيش ببرد كه هيچ‌گاه اجرايي نشد. برنامه‌هاي توسعه ‌ای نيز تا سال‌هاي متمادي با ناديده گرفتن اصول آمايش سرزمين و توسعه پايدار، كشور را به سمت و سويي بردند كه حاصلي جز ظهور ناپايداري‌هاي متعدد و رسيدن به بن‌بست‌هاي زيست محيطي و اقتصادي نداشتند. با ظهور بحران‌ها و ناپايداري‌هاي مختلف، نهاد برنامه‌ريزي كشور متقاعد به تهيه و اجراي برنامه آمايش سرزمين شد، بنابراين مطالعات برنامه آمايش استان‌ها و نيز كشور از سال 1385 آغاز و سرانجام در سال 1399 تصويب و اجرايي شد. با وجود اينكه گاهي اصول مصوب آمايش چندان به مذاق صاحبان قدرت اقتصادي و سياستمداران استاني خوش نمي‌آيد و خواهان دور زدن آن هستند، اما وجود اين برنامه به نوعي توانسته است از ناپايداري‌هاي زيست محيطي و عدم تعادل‌هاي سرزميني بيشتر جلوگيري كند. در خلأ وجودي اين برنامه سال‌ها تصميماتي بي‌خردانه گرفته شد كه به موجب آن كشور و استان‌هايش با عدم تعادل‌هاي فضايي و استقرارهاي نامناسب جمعيت و فعاليت مواجه شدند كه نمونه آن بي‌توجهي به اقتصاد دريامحور و توان‌ سرزمين‌هاي ساحلي جنوب كشور و فشار بي‌رويه بر مناطق خشك و كم آب داخلي است. تا پيش از تدوين و اجراي برنامه آمايش كشور، جمعيت و فعاليت‌هاي اقتصادي بر وفق خواسته‌هاي سياستمداران و سرمايه‌داران در جاهايي بدون توجيهات زيست محيطي مستقر و متمركز و نتيجه اين استقرارهاي پايدارستيز اين شد كه قابليت‌هاي دريايي- ساحلي استاني چون هرمزگان با بيش از 1500 كيلومتر ساحل ناديده گرفته شود و يزد كم آب و خشك به جاي بهره بردن از توان گردشگري و خدمات برتر خاص خود، محلي براي تجمع صنايع پر آب‌خواه فولاد و كاشي و سراميك شود. اين صنايع با مكيدن آب از دل زمين و نيز چشم داشتن به آب انتقالي بيرون از حوضه و جذب جمعيت بيشتر باعث انواع و اقسام بحران‌هاي زيست محيطي و اجتماعي شدند: آلودگي آب و خاك و هوا، فرونشست زمين، مهاجر‌پذيري گسترده و به تبع آن آسيب‌هاي اجتماعي و تور‌هاي بالاتر از ميانگين كشوري. اما داستان در هرمزگان به گونه‌اي ديگر رقم خورد و سياست‌هاي اشتباه در سطح كلان مانع از استقرار كافي و مناسب جمعيت و فعاليت‌ها با توجه به توان‌هاي ساحلي- دريايي آن شدند. اكثر فعاليت‌هاي صنعتي مستقر شده در يزد را ‌بايد طبق اصول علمي و مكان‌يابي در سواحل هرمزگان جا مي‌دادند و از فشار روي آن سرزمين خشك جلوگيري مي‌كردند و با ناديده گرفتن عقلانيت، به تدريج بحران‌ توسعه‌اي در يك سرزمين و مشكل كمتر توسعه‌يافتگي در سرزمين ديگر به وجود آمده است. طي سال‌هاي طولاني با جزر (فروكش كردن) تصميمات مناسب و سرمايه‌گذاري‌هاي منطقي در هرمزگان، فرصت‌هاي مختلف و جمعيت از دست رفته است. به خاطر كمبود فرصت‌هاي شغلي، موج جمعيت جوياي كار -چه نخبه و چه كارگر- جانب استان‌هاي صنعتي و كارآفرين از جمله يزد را گرفتند و در ضعف سرمايه‌گذاري براي زيرساخت‌هاي پزشكي- درماني خيل متقاضيان درمان، مشتري بيمارستان‌ها و درمانگاه‌هاي كرمان و يزد و شيراز شدند. با وجود توان‌ فوق‌العاده دريا و ساحل در قدرت‌آفريني اقتصادي اين استان هنوز نتوانسته است از فرصت‌هاي موجود استفاده كند و تعداد طبقات مغازه‎هاي روبه‌روي سواحل آن نشان‌دهنده تعداد طبقات اقتصاد و توان اقتصادي آن است. با وجود اجرايي شدن برنامه آمايش هرمزگان هنوز حدود هشتاد درصد جمعيت و فعاليت‌هاي استان در سواحل آن متمركز شده و با ناديده گرفتن توان شرق هرمزگان، تجمع فعاليت‌هاي صنعتي بيشتر در غرب بندر عباس به چشم مي‌خورد. با اين وجود بهره‌برداري از مجتمع فولاد هرمزگان در اوايل دهه 1390و تبديل آن به چهارمين فولادساز كشور توانست نظريه توجيه مكان‌يابي كارخانه‌ها در جوار دريا را عملي سازد. رسالت صنعت در هر سرزميني كارآفريني براي جمعيت بومي و بالا بردن توان اقتصادي آن سرزمين است كه ايجاد مجتمع مذكور، فولاد المهدي- با وجود فناوري ساده كه طليعه انقلاب صنعتي را به ياد مي‌آورد- پالايشگاه‌ها، آب شيرين‌كن‌ها، صنايع تعمير و كشتي‌سازي و واحدهاي صنعتي متعدد ديگر، همگي به خلق فرصت‌هاي اشتغال براي بوميان استان كمك كرده‌اند. با وجود پتانسيل بالاي هرمزگان براي ايجاد فعاليت‌هاي دريامحور به ويژه صنعت، بايد ايده ارنست اف شوماخر، نويسنده كتاب «كوچك زيباست» در مورد اقتصاد با ابعاد انساني را به خاطر داشت و اينكه توسعه بيش از حد صنعتي مي‌تواند همانند تجربه يزد، با جذب مهاجران هفتاد و دو ملتي بافت اجتماعي و پايداري هر منطقه را خراب كند و در اين مورد فرهنگ ريشه‌دار هرمزگان و رنگارنگي پوشش مردمانش را به استحاله بكشاند. با وجود اينكه سال‌هاست جذابيت اقتصاد بندر و تجارت باعث شده تا عده‌اي از غيربوميان كم انصاف لابه‌لاي كاسبان محلي جاي بگيرند و غلظت منصف بودن بندري‌ها را با كاهش روزافزوني مواجه گردانند، اما خونگرمي مردمان اين ديار و فعاليت‌هاي سنتي آنان مي‌تواند جاذبه‌اي باشد تا در كنار فرصت‌هاي متنوع كارآفريني دريايي از جمله اقتصاد دانش‌بنيان براي توليد مكمل‌هاي غذايي از آب دريا، توليد برق از حركت امواج و خلاقيت براي جاذبه‌هاي بي‌انتهاي گردشگري، خدمات برتر دريا- ساحل پايه و ...، نيروي انساني مبدع، خلاق، مبتكر و نخبه- و نه كارگران بي‌تخصص- ساير نقاط كشور را براي سكونت و كار به سوي سواحل خليج‌فارس و پسكرانه‌هاي آن بكشاند و زمينه خلق اقتصاد دريامحورِ دانش پايه و دوستدار انسان و محيط زيست پايدار را فراهم سازد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون