• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

روايت صدوبيست‌وچهارم

ايالتي به مساحت انگليس

مرتضي ميرحسيني

حكومت جديد تلاش مي‌كرد، اما نتيجه نمي‌گرفت. نه اينكه اصلا هيچ نتيجه‌اي نگيرد، نه، نتايجي كه به دست مي‌آمد ناچيز و ناپايدار بودند. بعد از حمله محمدعلي‌شاه و آشوب‌هايي كه تعدادي از حاميانش در گوشه و كنار كشور برپا كردند، ناامني در همه‌جا احساس مي‌شد. پيروزي بر شاه مخلوع و بعد هم سركوب هوادارانش، قطعا پيروزي بزرگي بود، اما ضعف‌ها و آسيب‌پذيري نظام سياسي جديد را هم آشكارتر كرد. بسياري به اين باور رسيدند كه مشروطه اصلا كارايي ندارد، به درد نمي‌خورد و از پس مشكلات كشور برنمي‌آيد. سياست‌بازي‌ها و سهم‌خواهي‌هاي رايج در تهران نيز اين باور را تقويت مي‌كرد و حال مردم را از تصميم‌گيران كشور به‌هم مي‌زد. اوكانر مي‌نويسد كه تحركات شاه و حاميانش غائله بزرگي نبود، اما به خطري براي حكومت مستقر تبديل شد، «زيرا حكومت مشروطه طي دو سال حاكميتش نتوانسته بود براي خود محبوبيتي كسب كند و شاه سابق هم هواداران پنهان و آشكار زيادي داشت كه به شادي و سرور از او استقبال مي‌كردند و حتي مي‌خواستند كه بار ديگر حكومت خودكامه او استقرار يابد.» در ايالت‌ها، حتي ايالت‌هاي بزرگي مثل فارس- كه اوكانر مامور به خدمت در آنجا شد - اوضاع بدتر بود. زور دولت مركزي به سران ايلات و عشاير نمي‌رسيد و اگر نه همه، كه بيشتر سركردگان محلي هم از تهران اطاعت نمي‌كردند. شرح آشوب‌هاي آن سال‌ها طولاني است، اما به قول اوكانر «كافي است گفته شود كه در آن ايام تمام ايالت‌هاي ايران (كمتر يا بيشتر) دستخوش شورش و قتل و غارت بود.» خلاصه كه با حكم رياست قنسولگري انگليس، راهي فارس شد. مي‌نويسد «اوضاع حاكم بر فارس كه حوزه عملكرد قنسولگري مربوط مي‌شد تا حدودي غيرعادي بود. شيراز مركز ايالت فارس است كه در آن زمان منطقه گسترده‌اي از جنوب ايران را دربرمي‌گرفت و از سمت جنوب با خليج فارس حدودا چهارصد مايل فاصله داشت. مساحت اين ايالت بيش از چهل‌وچهار هزار مايل مربع بود، تقريبا برابر با مساحت انگلستان و نسبتا بزرگ‌تر از ايرلند يا اسكاتلند.» اداره ايالتي چنين پهناور، بسيار دشوار بود. «بي‌ترديد سمت حكمراني كل براي ايجاد نظم و تحصيل عايدات در اين منطقه گسترده - كه سر تا سر آن را كوه و بيابان پوشانده و راه‌هايش نيز ناهموار بود - منصبي دلخواه و حسادت‌برانگيز نبود. از طرفي گزارش‌هاي مربوط هم حكايت از شرايط مطلوبي نداشت. 
اين وضعيت يا به سبب كوتاهي و قصور حكمرانان بود يا ناشي از مشكلات اجتناب‌ناپذير مسووليت‌شان. گزارش‌ها چيزي نبود جز داستاني بلند و يكنواخت از دزدي و قتل و شورش و خصومت‌هاي دروني ايلات و طوايف. حكمرانان نيز يكي پس از ديگري در صحنه ظاهر مي‌شدند و به نفع اين يا آن گروه به نزاع مي‌پرداختند و سرانجام در پس انبوهي از مشكلات ناپديد مي‌شدند.» ناامني نه فقط زندگي مردم عادي را تباه مي‌كرد، كه براي خارجي‌هايي كه- به هر دليل و انگيزه‌اي - مقيم آنجا مي‌شدند دردسرهاي بسياري داشت. «مثلا به آقاي بيل كه از شيراز رهسپار تهران بود، در نزديكي‌هاي سرحدات شمالي فارس حمله كردند (او هم مثل خود من عضو اداره امور سياسي هند بود و بعدها در جنگ بزرگ كشته شد) . در زدوخورد سريعي كه درگرفت او راهزنان را تا مسافتي تعقيب كرد. دو سواره‌نظام هندي تحت امرش از پاي درآمدند و راهزنان نيز پا به فرار نهادند.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون