• 1404 پنج‌شنبه 30 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6266 -
  • 1404 پنج‌شنبه 30 بهمن

كه نفرين بر اين تخت و اين تاج باد۱

جواد طوسي

در نمايي عمومي از وضعيت تئاتر در ساليان اخير و مقايسه آن با سينما و مخاطبينش، اينگونه به نظر مي‌رسد كه تئاتر از وضعيت بهتري به لحاظ تنوع مضموني و ساختاري و نوآوري در فرم و بيان اجرايي برخوردار است۲.اما شخصا معتقدم كه در دل اين نگاه متنوع و متكثر، نوعي شلختگي و اغتشاش ژورناليستي موج مي‌زند. بر اساس تجربيات تاريخي و مبتني بر نگاهي واقع‌بينانه، اگر بخواهيم شرايط كنوني حاكم بر عرصه تئاتر و نوآوري‌هاي پيشنهاد شده از سوي نسل‌هاي جوان را با دوران قبل از انقلاب و تجربه‌هاي متفاوتي كه فرضا در كارگاه نمايش وتئاتر سنگلج (۲۵ شهريور) و تئاتر شهر و تالار مولوي يا «جشن هنر» شيراز صورت مي‌گرفت مقايسه كنيم، مي‌بينيم كه اغلب گرايش‌هاي فرماليستي اين دوران فاقد عمق است و افراط‌گرايي جاي تعادل و توازن در فرم و محتوا را گرفته است.به ويژه اين نقطه آسيب‌پذير زماني خودش را بيشتر نشان مي‌دهد كه شمار قابل توجهي از كارگردان‌هاي جوان به جاي تلاش در نگارش متون نمايشي بومي كه نسبتي با جامعه ملتهب ما و رخدادهاي اجتماعي تاريخي معاصرش داشته باشند يا وام گرفتن از متون ادبي و نمايشي با خوانشي نوين و امروزي، بيشتر در قالبي كليشه‌اي به اقتباس وفادارانه يا آزاد از متن‌هاي خارجي مي‌پردازند يا اگر بخواهند در جامعه پارادوكسيكال اين دوران و طبقه‌بندي اجتماعي ناهمگونش پرسه بزنند، تعريف غلط و خامدستانه و بيش از حد انتزاعي از مفاهيمي چون «ابسورد»، «گروتسك»، «نيهيليسم» و پست‌مدرن ارايه مي‌دهند. قاعدتا تداوم چنين نگاه افراطي و تجويز آن به نسل‌هاي خلع سلاح شده و بي‌پشتوانه‌اي كه زمينه مطالعاتي غني و گسترده و قدرت انتخاب درست ندارند، مي‌تواند تاثير مخرب در درازمدت داشته باشد و زمينه‌ساز تشديد هرچه بيشتر جامعه‌اي سترون و بدون آرمان شود.
در چنين فضاي آشفته و مغشوشي، گرايش افراد دغدغه‌مندي چون داريوش نصيري و سعيد قاسمي و رضا حسن‌خاني به عنوان نويسنده و طراح و كارگردان نمايشنامه «رستم و اسفنديار» به كار گروهي و اتفاق نظر و اعتقاد راسخشان به استفاده از متون كهن پارسي و تلفيق آن با نگاهي امروزي و چند وجهي مي‌تواند ارزشمند باشد. 
در نمايش «رستم و اسفنديار» كه روزهاي آخر اجراي خود را در «كارگاه نمايش» تئاتر شهر پشت سر مي‌گذارد، با يك استثنای درخور اعتنا و ستودني در برابر قاعده‌اي كليشه‌اي و دافعه‌آميز روبرو هستيم. در اينجا در عين اتكا به ريشه‌ها و متني كهن و كلاسيك، تكثرگرايي به درستي فهم و معنا شده و به فرمي مناسب در كليت اثر و بافت اجرايي آن تبديل شده است. سرپا نگه داشتن يك اجراي نمايشي ۸۰ دقيقه‌اي، با تك‌گويي قاعده‌مند يك بازيگر زن (نگين زيني‌وند) كاري دشوار به نظر مي‌آيد. اما نويسندگان و كارگردان‌هاي خلاق اين كار موفق شده‌اند با تمهيدات كلامي و نمايشي فكر شده در فرديت تنها بازيگر اجرا و طراحي ساده و ميني‌مال، موقعيت‌هاي متفاوت و متكثر شخصيتي ايجاد كنند. در اين تمهيد هوشمندانه، مي‌بينيم كه شخصيت اصلي يعني كتايون (مادر اسفنديار) در قسمت‌هاي مختلف اجرا در قالب شخصيت‌هاي ديگر مرتبط با اين داستان منظوم شاهنامه، همچون گشتاسب و اسفنديار، فرو مي‌رود و ادبيات آنها را بر زبان مي‌آورد و حتي در نقطه متقدّم و متاخر اجرا به نمايشنامه «مكبث» ويليام شكسپير و شخصيت اصلي اسير جاه‌طلبي و قدرت آن تنه مي‌زند و به مقايسه كنايه‌آميز اين خصايص منفي ميان گشتاسب و مكبث مي‌پردازد و با كلاژ اين مجموعه آدم‌ها، به تداوم ناگزير مفاهيمي چون قدرت، خشونت، حسادت، جاه‌طلبي سياسي  و آسيب‌پذيري عشق و حماسه و قهرمان در اين جولانگاه مي‌پردازد و «تراژدي» را تقدير محتوم دوره‌هاي مختلف تاريخي/اجتماعي/سياسي در جوامع گوناگون مي‌داند و با اين نقب زدن از گذشته كهن و كلاسيك به حال، نهايتا اثرش را زمانه‌شناسانه مي‌كند. 
در وجه تاويل‌پذير اجرا شخصيت كتايون به عنوان «مام وطن» و نمادي از عشق، وفاداري، پايداري و قدرت دروني و صبر و استقامت، در پيشگاه تاريخ مرثيه‌سرايي مي‌كند. انگار سرزمين ما در اين كشمكش و جدال مداوم، مي‌بايد همچنان «پسر كشي» و «اندوه بي‌پايان» را تجربه كند. بدون ترديد بازي نگين زيني‌وند و تسلط او بر كلام و تك‌گويي طولاني، مهم‌ترين برگ برنده نمايش «رستم و اسفنديار» است. به عنوان نمونه، اين شيوه تك گويي سمپاتيك و عميق و اينجايي را با تك‌گويي‌هاي شخصي و انتزاعي و پرتكلف شماري از متن‌هاي نمايشي محمد چرمشير مقايسه كنيد. البته شخصا منكر ارزش‌هاي ادبي و نمايشي برخي ديگر از متن‌هاي نمايشي چرمشير عزيز (به عنوان يكي از نمايشنامه‌نويسان پركار و مطرح و صاحب سبك اين سال‌ها) نيستم.
به اميد تداوم هر چه بيشتر تجربه‌هاي پرانگيزه‌اي از اين دست در صحنه تئاتر اين روزگارمان و خسته نباشيد به عوامل اين اجرا.
۱- مصرعي از يكي از ابيات داستان «رستم و اسفنديار» شاهنامه فردوسي كه از زبان كتايون مادر اسفنديار و همسر گشتاسب ادا مي‌شود.
۲- اين قضاوت بدون ديدن فيلم‌هاي جشنواره فجر امسال صورت مي‌گيرد. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون