تبعات اجتماعي خودكشي
فاطمه رفعتي
خودكشي در جوامع باعث افزايش آشفتگي و آسيبهاي اجتماعي (آنومي اجتماعي) ميشود. خودكشي جرايم ساختار و انسجام فرهنگي را بر هم ميزند، خودكشي باعث خدشهدار شدن امنيت اجتماعي و ترويج رسيدن به مقاصد و اهداف زودگذر يا بروز رفتارهاي هيجانمدار و ترويج سندروم همدلي ميشود. افزايش خودكشي بذر نااميدي را در جامعه ميپاشد، بهطوري كه ذهن هر كسي كه از اين اتفاق مطلع ميشود را به خود مشغول ميدارد و انگيزه و روحيه تلاش را در جامعه كاهش ميدهد. خودكشي يك عمل ضداجتماعي و انحرافي محسوب ميشود كه با افزايش آمار اين موضوع به عنوان يك ضد ارزش قبح خود را از دست ميدهد و امري عادي تلقي ميشود. خودكشي برهم زننده خانواده بهعنوان مهمترين و اصليترين نهاد يك جامعه است. خودكشي به احساس امنيت عمومي، آرامش ذهني و سلامت افراد آسيب ميرساند و اما بنده به عنوان كارشناس روانشناسي پليس پايتخت راهكارهايي را موثر ميدانم: 1-فراهم كردن زمينههاي شكلگيري گروههاي مردمي و عملا گسترش تجربيات اجتماعي مردم از سطح خانواده به ساير نهادهاي اجتماعي. 2- برنامهريزي منسجم (سازمانهاي فرهنگي نيروي انتظامي، قوه قضاييه و...) در پيشگيري اجتماعي از خودكشي. 3- تلاش براي عمران و توسعه روستاها و شهرهاي مختلف و جلوگيري از مهاجرت آنها به پايتخت. 4- انجام تحقيقات و بررسيهاي موردي توسط متوليان جامعه به ويژه تئوريسينهاي اجتماعي اعم از روانشناسان، جرمشناسان و جامعهشناسان درباره كاهش آستانه تحمل مردم. 5- آموزش همگاني و ايجاد اماكن ورزشي و تفريحي در كاهش خودكشي و تقويت روحيه افراد آسيبديده. 6- برنامهريزي بلندمدت براي مبارزه با بيكاري و فقر در كشور. 7- افزايش پايبندي به مذاهب و اعتقادات ديني در خانوادهها. 8- اولويت دادن به خانواده به عنوان بنياديترين نهاد اجتماعي خانواده و توجه به مصالح آن در سياستگذاري و برنامهريزيهاي مرتبط و موثر در خانواده.