• 1404 شنبه 2 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6267 -
  • 1404 شنبه 2 اسفند

تاثير حال و هواي جامعه بر شهرسازي

وقتي كه روحيه يك شهر، معمار مي‌شود

نويد خواجه‌حسيني

در روزهايي كه يك كارزار مدني براي آزادي زندانيان سياسي توانسته تعداد قابل توجهي امضا جمع‌آوري كند، يك پرسش مهم از منظر تخصصي شهرسازي مطرح مي‌شود كه آيا چنين مطالباتي مي‌توانند اثري فراتر از حوزه سياسي داشته باشند و بر كيفيت توسعه شهري نيز اثر بگذارند؟

اين پرسش را بايد خارج از هيجان‌هاي روزمره و در چارچوب نظريه‌هاي توسعه شهري بررسي كرد. حقيقت آن است كه شهر فقط مجموعه‌اي از پروژه‌هاي عمراني نيست؛ شهر نتيجه كيفيت حكمراني، سطح اعتماد عمومي و ميزان مشاركت شهروندان در تصميم‌گيري‌هاي جمعي و توجه عملي به خواست آنان است.

به اعتقاد شهرسازان، شهر موجودي زنده است كه با قدم‌هاي شهروندان نفس مي‌كشد، با روياهايشان رشد مي‌كند و با غم آنان بيمار مي‌شود.

شهر فقط مجموعه‌اي از خيابان‌ها و ساختمان‌ها نيست، روحي دارد كه در گفت‌وگوهاي روزانه، در لبخندهاي رهگذران و در همدلي‌هاي جمعي هنگام حوادث واكنش متناسب نشان مي‌دهد.

روحيه جمعي همان ضربان قلب اين موجود زنده است و اگر اين تپش ضعيف و كند شود، كالبد آن هر قدر هم كه باشكوه باشد، بي‌جان مي‌شود.

هواي تازه براي شهر، همان آزادي بيان است كه گاه به صورت پيشنهاد، نقد و حتي اعتراض جلوه مي‌نمايد. تنها در اين زمان است كه شهر فرصت اصلاح و رشد مي‌يابد و سكوت اجباري مانند بستن پنجره‌ها و محصورسازي حق تنفس براي آن است و در نهايت هواي راكد دير يا زود جسم و جان آن را فرسوده و نابود مي‌كند.

توجه به روحيه شهري يعني شنيدن صداي تمام نظرات و انتقادها و ديدن رنج‌هاي پنهان و آشكار شهروندان و توجه به بيم و اميد ساكنان يك شهر. شهري كه در آن ديالكتيك (گفت‌وگو) شكل مي‌گيرد اختلاف‌ها به دشمني تبديل نمي‌شود و شكل‌گيري اعتماد جمعي به سرمايه عمومي مبدل مي‌شود.

در بستر چنين شهري فهم عميق‌تري نسبت به فرصت‌هاي پيشرو ايجاد خواهد شد و مي‌توان اميد داشت كه اين شهر متعالي شود.

بنابراين شهر را نمي‌توان فقط با متر و تراكم سنجيد. شهر يك «سيستم اجتماعي و فضايي» است؛ جايي كه تصميم‌هاي سياسي، سرمايه‌هاي اجتماعي، اعتماد عمومي و دانش تخصصي در نهايت به خيابان، ميدان و محله مرتبط شده و ارتباط دوسويه را برقرار مي‌كنند. از اين منظر، هر عاملي كه كيفيت حكمراني و مشاركت عمومي را تقويت كند، مي‌تواند به‌طور غيرمستقيم بر توسعه و ساخت شهر اثر بگذارد. يكي از اين عوامل، گسترش فضاي گفت‌وگو و امكان مشاركت مدني در چارچوب قانون است.

 

تجارب جهاني

شوروي: اوايل قرن بيستم، روسيه داراي شهرهايي بود كه خانه‌ها تزيين شده بود و كليساها و ميادين صرفا براي گذر عابران نبود و شهر مقياسي انساني داشت، اما بعد از انقلاب 1917 با تغيير حكومت، گويي تعريف انسان و شهروند هم تغيير يافت و از نظر حكومت جديد معماري بايد ثابت مي‌كرد كه جمع، مهم‌تر از فرد است و هويت از ميان رفت و بلوك‌هاي تكرارشونده مسكوني صرفا نام‌هايي چون 48متري، 30 متري يا 60 متري يافتند.

آلمان: قبل از هيتلر، آلمان يكي از پيشروترين كشورها در معماري مدرن بود (باهوماس، نوآوري و آزادي فرم) اما پس از آن نازي‌ها، مدرنيسم را ضعيف مي‌دانستند و خواهان معماري بودند كه انسان را بترساند و تحقير كند، لذا ساختمان‌ها عظيم شد و ستون‌ها غول‌آسا و ميادين بيش از اندازه بزرگ مقياس شد.

هدف از اين معماري، زيبايي نبود، بلكه به انسان مي‌خواست بگويد كه قدرت از تو بزرگ‌تر است.

ايتاليا: اين كشور قبل از موسوليني، شهري پر از تنوع بود (رنسانس، باروك و زندگي در خيابان‌ها جاري بود) اما پس از آن نظريه اين شد كه بايد شهرها همچون امپراتوري رم بشود، لذا معماري ساختمان‌ها سنگين و عظيم اما بي‌روح شد و عملا معماري تبديل شد به پوستر حكومتي.

شمال اروپا: از نمونه موفق معماري مي‌توان به كشورهايي مثل دانمارك و سوئد اشاره كرد كه طبق رتبه‌بندي جهاني هر ساله جزو شادترين كشورهاي جهان شناخته مي‌شوند.

معماري در اين كشورها در مقياسي انساني طراحي شده و ساختمان‌ها كوتاه، فضاهاي عمومي باز و شفافيت، ارزش محسوب مي‌شود.

 

از حوزه عمومي تا طرح تفصيلي

در انديشه‌هاي يورگن هابرماس، نظريه‌پرداز و جامعه‌شناس سرشناس آلماني، «حوزه عمومي»، فضايي است كه در آن شهروندان مي‌توانند درباره امور مشترك بحث و مشاركت كنند. اگر اين ايده را به شهرسازي هم تعميم دهيم، هر چه امكان گفت‌وگوي عمومي گسترده‌تر باشد، كيفيت تصميم‌هاي فضايي نيز بالاتر مي‌رود. طرح‌هاي جامع و تفصيلي، وقتي صرفا محصول اتاق‌هاي بسته باشند، اغلب با مقاومت‌هاي اجتماعي يا ناكارآمدي اجرايي مواجه مي‌شوند، اما وقتي فرآيند برنامه‌ريزي با مشاركت انجمن‌هاي حرفه‌اي، دانشگاهيان و ساكنان محلات همراه باشد، احتمال موفقيت پروژه‌ها افزايش مي‌يابد.

تجربه شهرهايي كه سازوكارهاي مشاركتي را نهادينه كرده‌اند، نشان مي‌دهد شفافيت و گفت‌وگو نه‌تنها تعارضات را كاهش مي‌دهد، بلكه هزينه‌هاي اصلاح بعدي پروژه‌ها را نيز كم مي‌كند. به اين معنا، توسعه شهري باكيفيت نيازمند سرمايه اجتماعي است.

 

«حق به شهر» و عدالت فضايي

هانري لوفِوْر، جامعه‌شناس فرانسوي با طرح مفهوم «حق به شهر» تاكيد مي‌كند كه شهروندان بايد در توليد و مديريت فضاي شهري نقش داشته باشند. اين مفهوم بعدها در سياستگذاري شهري بسياري از كشورها الهام‌بخش شد. وقتي سازوكارهاي مدني و حرفه‌اي بتواند آزادانه ديدگاه‌هاي خود را درباره حمل‌ونقل عمومي، كاربري زمين يا حفاظت از ميراث شهري بيان كند، احتمال تحقق عدالت فضايي بيشتر مي‌شود.

براي مثال، در فرآيند بازآفريني شهري در بارسلونا پس از گذار سياسي دهه ۱۹۷۰، مشاركت محله‌ها در طراحي فضاهاي عمومي و شبكه‌هاي حمل‌ونقل، نقش مهمي در ارتقاي كيفيت زندگي داشت. نتيجه آن شد كه فضاهاي عمومي نه صرفا به عنوان پروژه‌هاي عمراني، بلكه به عنوان عرصه‌هاي اجتماعي طراحي شدند.

 

حكمراني خوب و اعتماد عمومي

ادبيات «حكمراني خوب» در سازمان‌هايي مانند سازمان ملل بر شفافيت، پاسخگويي و مشاركت تاكيد دارد. اين اصول در شهرسازي نيز حياتي‌اند. پروژه‌هاي بزرگ شهري از توسعه مترو گرفته تا نوسازي بافت‌هاي فرسوده به سرمايه‌گذاري بلندمدت و اعتماد شهروندان نياز دارند. هر چه اعتماد عمومي بيشتر باشد، مقاومت اجتماعي كمتر و همكاري‌هاي داوطلبانه بيشتر خواهد بود.

نمونه‌اي قابل توجه، تجربه پورتو آلگري در اجراي «بودجه‌ريزي مشاركتي» است. اين شهر با سپردن بخشي از تصميم‌گيري‌هاي مالي به مجامع محلي، توانست اولويت‌هاي زيرساختي را دقيق‌تر شناسايي كند و توزيع منابع را عادلانه‌تر سازد كه نتيجه آن، بهبود زيرساخت‌هاي محلات كم‌برخوردار و افزايش رضايت عمومي بود. اين تجربه بعدها در ده‌ها شهر جهان تكرار شد.

 

سرمايه انساني و بازگشت دانش به شهر

شهرسازي معاصر بيش از هر زمان ديگري به دانش ميان‌رشته‌اي وابسته است: از برنامه‌ريزي حمل‌ونقل و محيط‌زيست تا اقتصاد شهري و جامعه‌شناسي. هر چه فضاي فعاليت حرفه‌اي و مدني گسترده‌تر باشد، امكان بهره‌گيري از ظرفيت نخبگان افزايش مي‌يابد. شهرهايي كه توانسته‌اند محيطي باز براي فعاليت دانشگاهيان و متخصصان فراهم كنند، معمولا در شاخص‌هاي نوآوري و كيفيت زندگي عملكرد بهتري داشته‌اند.

تجربه گذار دموكراتيك در آفريقاي جنوبي نشان داد كه مشاركت دانشگاهيان، فعالان مدني و گروه‌هاي حرفه‌اي در بازنگري سياست‌هاي مسكن و خدمات شهري مي‌تواند به تدوين برنامه‌هاي جامع‌تر براي كاهش نابرابري فضايي منجر شود. هر چند چالش‌ها همچنان باقي است، اما نقش گفت‌وگوي ملي در شكل‌دهي سياست‌هاي شهري انكارناپذير است.

 

كاهش تعارض و هزينه‌هاي توسعه

يكي از مشكلات رايج در پروژه‌هاي شهري، تعارض ميان مديريت شهري و ساكنان است. نبود گفت‌وگوي موثر مي‌تواند به توقف پروژه‌ها، افزايش هزينه‌ها و حتي تخريب سرمايه اجتماعي بينجامد. در مقابل، رويكردهاي مشاركتي با ايجاد كانال‌هاي رسمي براي بيان ديدگاه‌ها، تعارض را به مذاكره تبديل مي‌كنند.

در آلمان، فرآيندهاي مشورتي در پروژه‌هاي زيرساختي بزرگ از خطوط ريلي تا بازآفريني صنعتي، بخشي ثابت از چرخه برنامه‌ريزي است. اين سازوكارها گرچه زمانبر هستند، اما در بلندمدت به پايداري تصميم‌ها كمك مي‌كنند و در سنگاپور و ايالات‌متحده نيز پروژه‌ها چه در مقياس خرد و چه كلان در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار به مدت 60 روز آگهي مي‌شوند تا شهروندان و متخصصان ضمن مطالعه دقيق جزييات طرح، پيشنهادات و انتقادات خود را بيان كنند و حتي حق پيگيري حقوقي و قانوني در جهت مخالفت با اجراي آن را خواهند داشت.

 

شهر پايدار؛ فراتر از بتن و فولاد

توسعه پايدار شهري فقط به ساخت‌وساز بيشتر مربوط نيست، بلكه به كيفيت تصميم‌گيري مربوط است. شهر پايدار نيازمند: شفافيت در تخصيص زمين و منابع، پاسخگويي در قبال پيامدهاي زيست‌محيطي و امكان نقد و ارزيابي عمومي است و هر چه سازوكارهاي مدني و حرفه‌اي فعال‌تر باشند، احتمال انحراف از اصول توسعه پايدار كمتر مي‌شود. شهرهايي كه مسير بازتري براي مشاركت دارند، در مديريت پسماند، حمل‌ونقل پاك و حفاظت از فضاهاي سبز عملكرد موفق‌تري نشان داده‌اند.

 

شرط‌هاي لازم براي اثرگذاري

با اين‌ حال بايد واقع‌بين بود: صرف گسترش فضاي گفت‌وگو يا بازتر شدن محيط مدني، به‌ تنهايي تضمين‌كننده تحول كالبدي شهر نيست. اصلاح نظام مالي شهري، مبارزه با فساد، بهبود نظام برنامه‌ريزي و ارتقاي ظرفيت مديريتي نيز ضروري است. اگر اين اصلاحات همزمان پيش نرود، آثار مثبت محدود خواهد بود.

 

جمع‌بندي

از منظر شهرسازي، هر اقدامي كه به تقويت اعتماد عمومي، مشاركت حرفه‌اي و شفافيت نهادي بينجامد، مي‌تواند در بلندمدت كيفيت توسعه شهري را ارتقا دهد. تجربه‌هاي جهاني نشان مي‌دهد كه حكمراني باز و گفت‌وگوي اجتماعي، شهر را به پروژه‌اي جمعي تبديل مي‌كند
نه صرفا عمراني.

شهر خوب، محصول سازه‌هاي مرتفع نيست؛ محصول روابط سالم ميان حاكميت، متخصصان و شهروندان است. هر چه اين رابطه مبتني بر اعتماد و دوستانه باشد، خيابان‌ها انساني‌تر، محله‌ها پايدارتر و آينده شهري روشن‌تر خواهد بود.

درنهايت بايد گفت كه شهرها دروغ نمي‌گويند تنها كافي است كه با چشماني باز به شهر نگريست.

پژوهشگر شهرساز

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون