نگاهي به تمديد قرارداد اوسمار
پاداش شكستهاي متوالي مربي برزيلي
قرارداد اوسمار وييرا پس از كسب نتايج ضعيف در چند بازي گذشته و از دست دادن جام حذفي و تا حدود زيادي شانس قهرماني در ليگ برتر تمديد شد. اتفاقي كه تا حدي عجيب به نظر ميرسيد اما باتوجه به شرايط كشور و عدم امكان جذب سرمربي بزرگ خارجي و نبود گزينه داخلي مورد اعتماد با استقبال بخشي از هواداران اين تيم و البته انتقاد برخي ديگر قرار گرفت. در ادامه نگاهي تحليلي به دلايل تمديد با اين مربي برزيلي انداختيم.
پاداش به ناكامي؛ پارادوكس نتايج فاجعهبار
در دنياي فوتبال، تمديد قرارداد معمولا پيامي براي تداوم موفقيت است، اما وقتي تيمي از ۷ بازي اخير خود ۵ شكست را تجربه كرده و مقابل تيمي مانند خيبر خرمآباد در تهران شكست ميخورد، تمديد قرارداد عملا به معناي «رسميت بخشيدن به سقوط» است. اوسمار نه تنها در كنترل بحران موفق نبوده، بلكه تيم را از كورس قهرماني و سهميه آسيايي نيز خارج كرده است. در چنين شرايطي، تمديد قرارداد نوعي دهنكجي به كارشناسان و ناديده گرفتن استانداردهاي فني يك باشگاه بزرگ است.
گروگانگيري مالي در پوشش تمديد وضعيت بحراني خزانه باشگاه و هزينه سنگين فسخ به نظر ميرسد مديريت باشگاه در يك بستهبندي شيك ناتواني خود در پرداخت غرامت را به عنوان اعتماد به سرمربي جا زده است. اگر فرضيه انتظار اوسمار براي اخراج و دريافت تمام مبلغ قرارداد درست باشد تمديد قرارداد نه تنها مشكل را حل نكرده، بلكه تعهدات مالي باشگاه را سنگينتر و اهرم فشار اين مربي برزيلي را قويتر كرده است. اين يك برد براي اوسمار و يك تنگناي خودساخته براي مديران است.
سوختن فرصت بازسازي با گزينههاي داخلي
در حالي كه گزينههايي مانند يحيي گلمحمدي يا حسين عبدي در دسترس هستند اصرار بر ماندن مربياي كه انگيزههايش تحتتاثير مسائل امنيتي و مالي قرار گرفته جاي تعجب دارد. حتي اگر استخدام مربي خارجي جديد توجيه نداشته باشد عبور از اوسمار و سپردن سكان به يك مربي موقت داخلي مانند كريم باقري يا حسين عبدي ميتوانست شوك مثبتي به رختكن وارد كند و از لحاظ اقتصادي نيز بار كمتري به همراه داشته باشد.
ريسك فروپاشي كامل در ۸ هفته پاياني
تمديد با مربياي كه متهم به بيانگيزگي و جستوجوي راه فرار است ريسك فروپاشي رواني تيم را افزايش ميدهد. بازيكنان وقتي ميبينند مديريت به مربي بازنده پاداش تمديد ميدهد، ممكن است دچار بيتفاوتي تاكتيكي شوند. اين تصميم به جاي ايجاد آرامش ميتواند به معناي رها كردن ۸ بازي باقي مانده و پذيرش رتبههاي مياني جدول باشد.
در مجموع، براساس جميع جهات ميتوان گفت تمديد قرارداد با اوسمار ويرا تصميم اشتباهي بوده است. اين اقدام بيش از آنكه راهكاري براي خروج از بحران باشد يك عقبنشيني مديريتي در برابر مشكلات مالي است. باشگاهي كه در قلب تهران به تيمهاي ضعيف ميبازد به تغيير ساختاري نياز دارد نه تمديد با عاملي كه خود بخشي از بحران محسوب ميشود. اين تصميم ممكن است در كوتاهمدت مانع پرداخت غرامت شود اما در بلندمدت، برند پرسپوليس و شانس بازگشت به روزهاي اوج را به شدت تخريب خواهد كرد. با اين وجود فوتبال است و هزار و يك اتفاق، شايد پرسپوليس با اوسمار از اين بحران عميق عبور كرد و شرايط جديدي را براي هواداران اميدوار خود رقم زد.