در ستايش ترديد
همدلي تنها زماني امكانپذير است كه انسان بتواند از مرز يقينهاي خود فاصله بگيرد و احتمال دهد كه فهم او از موقعيت ديگري ناقص يا حتي نادرست باشد. اين فاصله همان جايي است كه در آن گوش دادن، درك كردن و بازنگري ممكن ميشود. اما ترديدناپذيري اين فاصله را از ميان برميدارد. كسي كه باورهاي خود را قطعي و نهايي ميداند، عملا پيش از هر مواجههاي داوري كرده است. او ديگر نه نيازي به شنيدن روايت ديگري دارد و نه ضرورتي براي درك شرايط متفاوت احساس ميكند. در چنين ذهنيتي، ديگري نه يك تجربه انساني پيچيده، بلكه صرفا موردي براي تاييد يا رد قواعد از پيش موجود است. از همين رو، فقدان ترديد اغلب به خشونت اخلاقي ميانجامد؛ خشونتي كه لزوما با نيت شرارت همراه نيست، بلكه از يقين به درستي سرچشمه ميگيرد. هنگامي كه انسان خود را در جانب حقيقت ميبيند، مخالفت ديگران نه صرفا اختلافنظر، بلكه انحراف يا خطا تلقي ميشود. در اين وضعيت، وجدان ديگر نقش بازدارنده ندارد، زيرا يقين جاي آن را گرفته است. ترديد همان نيرويي است كه وجدان را بيدار نگه ميدارد؛ نيرويي كه ميپرسد: «اگر اشتباه كنم چه؟» و همين پرسش ساده ميتواند مانع بسياري از بيعدالتيها شود. وجداني كه هرگز با ترديد مواجه نميشود، به تدريج توان خود را براي توقف، بازانديشي و اصلاح از دست ميدهد. در سطحي عميقتر، ترديد شرط رشد اخلاقي است. رشد اخلاقي به معناي عبور از فهمهاي سادهتر به دركهاي پيچيدهتر است و اين عبور تنها زماني رخ ميدهد كه انسان بتواند باورهاي پيشين خود را موقت بداند. ارزشهايي مانند عدالت، مهرباني يا مسووليت، مفاهيمي ايستا نيستند كه يكبار تعريف شوند و براي هميشه همان بمانند. اين مفاهيم در بستر تجربه انساني گسترش مييابند، ظرافت پيدا ميكنند و لايههاي تازهاي از معنا مييابند. اما اين فرآيند تنها در صورتي امكان دارد كه باورهاي موجود بتوانند مورد پرسش قرار گيرند. ترديد همان نيرويي است كه اخلاق را از تكرار صرف به سوي تعميق هدايت ميكند. جهان معاصر با پيچيدگيهاي بيسابقهاي روبهرو است؛ موقعيتهاي اخلاقي نوظهور، تعارضهاي چندلايه و شرايطي كه پاسخهاي ساده براي آنها كافي نيست. در چنين جهاني، اخلاقي كه از ترديد محروم باشد، ناتوان از مواجهه با واقعيت خواهد بود يا از زندگي عقب ميماند يا براي حفظ خود به تحميل و سركوب متوسل ميشود. در مقابل، اخلاقي كه امكان پرسش را در خود حفظ ميكند، ميتواند زنده بماند، ياد بگيرد و خود را با شرايط تازه سازگار كند.
دانشآموخته فلسفه اخلاق