عكسهايي كه نماد مقاومت شدهاند
محمود فاضلي
اخيرا انتشار تصاويري از اعدام دستهجمعي 200 نفر از اتباع يونان توسط ارتش اشغالگر نازي در خاك اين كشور، واكنشهاي گستردهاي در اين كشور داشته است. عكسها توسط يك فروشنده بلژيكي بدون اينكه عكاس شناخته شدهاي باشد يا مداركي همراه داشته باشد كه امكان شناسايي فوري و بدون قيد و شرط را فراهم كند در پلتفرم فروش در يونان بارگذاري شده بودند. صاحب كنوني اين عكسها تلاش داشته از طريق حراج آنها را به فروش برساند. تاكنون هيچكسي از وجود چنين عكسهايي خبر نداشته است.
بهدنبال فضاي سنگين بهوجود آمده پس از انتشار اين عكسها، شخص فروشنده اعلام كرد تعداد زيادي از مجموعهداران خصوصي با من تماس گرفتهاند و ابراز علاقه شديد خود را براي خريد عكسها ابراز كردهاند. در حالي كه از اين علاقه قدرداني ميكنم، اما تاكنون هيچ تصميمي براي فروش آنها گرفته نشده. من همچنان آماده گفتوگوي سازنده با مقامات ذيصلاح يونان در مورد آينده اين عكسها هستم. شخصا تصميم گرفتم حراج عكسهاي ياد شده را متوقف كنم. كاملا درك ميكنم كه اين عكسها از نظر تاريخي بسيار حساس هستند.انتشار اين عكسها موجب شد كه رييسجمهوري يونان اعلام كند «تصميم وزارت فرهنگ براي ادامه جمعآوري عكسها، پس از تأييد اصالت آنها، را بسيار مثبت و شايسته تبريك ميدانم. اين امر سهم تعيينكنندهاي در حافظه تاريخي خواهد داشت.»آقاي «ديميتريس كوتسومباس» دبيركل كميته مركزي حزب كمونيست يونان طي نامهاي به رييس پارلمان و وزراي كشور و فرهنگ درخواست كرد كه «تمام اقدامات لازم را براي توقف حراج عكسهاي ۲۰۰ مبارز اعدام شده توسط نازيها در يونان انجام گيرد.» از ديدگاه وي «آنها يكي از لحظات برجسته مبارزه ضد اشغال و حماسه مقاومت مردم يونان را ثبت ميكنند. بنابراين، جايگاه آنها نه در تجارت، در مجموعههاي خصوصي و حراجيهايي با نتيجه نامشخص، بلكه در ميهن ما به عنوان شاهدي انكارناپذير بر مبارزات قهرمانانه و فداكاريهاي مردم يونان است.»روز كارگر ۱۹۴۴ بهعنوان يكي از تاريكترين و در عين حال نمادينترين لحظات اشغال بخشي از خاك يونان توسط آلمانيها، به طرز فراموش نشدني در حافظه جمعي مردم يونان تبديل شد. در ميدان تير منطقه «كايسارياني»، ۲۰۰ زنداني يوناني توسط نيروهاي اشغالگر آلمان، به تلافي قتل ژنرال «فرانتس كرچ» آلماني در منطقه «لاكونيا»، اعدام شدند. اين اعدام يك اقدام تروريستي وحشيانه بود، اما همچنين لحظهاي بود كه به نمادي از مقاومت و حافظه تاريخي تبديل شد.
در بهار ۱۹۴۴، يونان در وضعيت بيثباتي عميقي قرار داشت. نيروهاي اشغالگر آلمان، با درك اينكه شكست نظامي آنها مساله زمان است، سياست انتقامجويي خود را تشديد كردند. در همان زمان دو گروه يوناني EAM و ELAS به نيروي غالب مقاومت تبديل شده بودند.برخي از مورخان معتقدند كه جنگ داخلي در سطح درگيريهاي سياسي و مسلحانه از قبل آغاز شده بود. مقامات اشغالگر، با همكاري گردانهاي امنيتي، موجي از آزار و اذيت و پاكسازي را آغاز كرده بودند كه عمدتا كمونيستها و هواداران جبهه آزاديبخش ملي يونان را هدف قرار ميداد.در ۲۷ آوريل ۱۹۴۴، بخشي از ارتش آزاديبخش ملي به رهبري ستوان «استاتاكيس» به يك كاروان موتوري آلماني حمله كردند. در اين حمله، سرلشكر «فرانتس كرچ» فرمانده لشكر ۴۱ استحكامات، و همچنين ۳ افسر از اسكورت او كشته شدند. پنج آلماني ديگر نيز زخمي شدند.پاسخ نيروهاي اشغالگر فوري و بيرحمانه بود. سياست تلافيجويانه، اعدام چندين غيرنظامي را براي هر كشته يك سرباز آلماني در نظر گرفته بود. در ۳۰ آوريل، دستور فرمانده نظامي يونان در مطبوعات اشغالگر يونان منتشر شد: ۲۰۰ «كمونيست» در اول ماه مه اعدام خواهند شد. ۲۰۰ نفري كه قرار بود اعدام شوند در اردوگاه نگهداري ميشدند. ۱۷۰ نفر از زندانهاي آكرونافپليا -كادرها و اعضاي حزب كمونيست يونان كه قبلا در دوره بين دو جنگ دستگير شده بودند- و ۳۰ نفر باقي مانده از تبعيديان يوناني بودند.دولت وقت يونان به رياست «ايوانيس راليس» تلاشهاي بيرمقي براي جلوگيري از اعدام انجام داد، اما موفق نشد. در فضايي از قطبي شدن عمومي، بسياري معتقد بودند كه كمونيستها «بايد مجازات شوند»، واقعيتي كه عمق شكاف داخلي آن زمان را آشكار ميكرد.صبح روز اول مه ۱۹۴۴، پس از احضار اين گروه شروع به خواندن اسامي آنها كردند. اين ۲۰۰ نفر با كاميون به ميدان تير كايسارياني منتقل شدند. در طول مسير، بسياري يادداشتهاي كوچكي را كه با عجله نوشته شده بودند، با خانوادهها و رفقايشان خداحافظي ميكردند. رهگذران آنها را جمعآوري كرده و به بستگان آنها يا سازمانهاي مقاومت تحويل ميدادند. اين نامهها امروزه اسناد گرانبهايي از آخرين ساعات زندگي آنها هستند.كشتهشدگان در گروههاي بيست نفره به محل اعدام هدايت شدند.حدود ساعت ۱۰ صبح، رگبار مسلسلها شروع شد. هر گروه بيست نفره بعدي، وظيفه انتقال اجساد بيجان گروههاي قبلي را به كاميونهاي زباله كه منتظر بودند، بر عهده گرفتند و سپس خود در مقابل مسلسلها قرار گرفتند. ساعت ۱۲ ظهر همهچيز تمام شد. اجساد آخرين گروه توسط افراد گردانهاي امنيتي منتقل شد.روز بعد از اعدام، ساكنان «كايسارياني» تروريسم آلماني را به چالش كشيدند و خودجوش خيابان اصلي را به «خيابان قهرمانان» تغيير نام دادند. روي ديوارهاي شهر اين نوشته ديده بود: «اين خيابان، خيابان قهرمانان است. قهرمانان ملت در آن قدم ميزنند. ديروز، اول ماه مه، ۲۰۰ مرد جوان در آن قدم زدند».اعدام ۲۰۰ نفر يك رويداد جداگانه نبود، بلكه بخشي از سياست سيستماتيك انتقامجويي بود كه توسط دولت نازي در سراسر اروپاي اشغالي اجرا ميشد. با اين حال، در يونان، اين رويداد اهميت ويژهاي پيدا كرد، زيرا با درگيري سياسي داخلي و شكاف مدني متعاقب آن مرتبط بود. فراتر از قرائتهاي ايدئولوژيك، اول ماه مه ۱۹۴۴، همچنان يكي از دراماتيكترين لحظات اشغال است. روزي كه خشونت جنگ، بيرحمي انتقامجويي و كرامت انساني در مواجهه با مرگ را در خود جاي داد.آقاي «يانيس چارالامبيدس» مورخ يوناني اعلام كرده «قربانيان در عكسها، بلند و مغرور ايستادهاند و سرشان را بالا گرفتهاند. شهادتهاي آن زمان نشان ميدهد كه زندانيان از همان لحظه انتخاب ۲۰۰ نفر در اردوگاه آواز ميخواندند. جو غالب و روانشناسي در بين زندانيان، اين احساسي را كه در چهرههايشان ميبينيد، كاملا توجيه ميكند. آنها افرادي هستند كه با وجود سختيها، بازداشت طولاني و آثار سوءرفتار، «چهرههاي خود را در عكسها با غرور نشان ميدهند.»