از صحبت درباره بردن حرف نزنيد
راز موفقيت اروپايي بوده/گليمت
روز سهشنبه، تيم كوچك نروژي بوده/گليمت با حذف اينترميلان، نايب قهرمان فصل گذشته، يكي از بزرگترين شگفتيهاي تاريخ ليگ قهرمانان اروپا را رقم زد. اما ريشههاي اين موفقيت به مسير آنها در ليگ اروپا در فصل گذشته بازميگردد.
به گزارش روزنامه اعتماد، طبق اطلاعات به دست آمده از اين تيم بازيكنان Bodø/Glimt، بزرگترين تيم شگفتيساز فوتبال اروپا، پيش از تمرين مديتيشن ميكنند، وقتي گلي دريافت ميكنند دور هم جمع ميشوند و براي هر مسابقه درون تيم تصميم ميگيرند چه كسي بازوبند كاپيتاني را ببندد. اصل اساسي آنها اين است كه هرگز درباره بردن صحبت نميكنند و حتي به جدول ليگ نگاه نمياندازند. هيچ جمله كليشهاي درباره ضرورت گرفتن سه امتياز از زبانشان شنيده نميشود.
اين روشها تنها بخشي از توضيح اين موضوع است كه چرا تيمي كوچك از شمال نروژ - آنقدر شمالي كه در مدار قطب شمال قرار دارد - سال گذشته در نيمهنهايي UEFA Europa League برابر تاتنهام قرار گرفت و تنها دو بازي تا فتح يك جام اروپايي فاصله داشت.
در شهر بوده، كسي لازم نيست توضيح دهد كه اين داستان، روايت داوود در برابر جالوت است. آنها ميدانند كه ميتوان جمعيت كامل شهر (۴۲،۸۳۱ نفر) را در ورزشگاههاي رقباي بزرگ مثل تاتنهام يا اينتر جا داد و باز هم بيش از 20هزار صندلي خالي باقي بماند. ميدانند بودجه سالانه نقلوانتقالاتشان برابر با دستمزد يك فصل يكي از بازيكنان تيمهاي بزرگ اروپاست. ميدانند هنوز كاملا روي نقشه فوتبال اروپا نيستند؛ رقبايشان وقتي برنامه بازيها را ميبينند، با انگشت به سمت شمال و باز هم شمالتر ميروند تا نقطهاي را پيدا كنند كه ۱۶ ساعت رانندگي از اسلو فاصله دارد؛ جايي كه در دسامبر تنها ۵۶ دقيقه در روز روشنايي دارد و در جولاي تقريبا ۲۴ ساعت خورشيد ميتابد.
با اين حال، در خود باشگاه هيچ كس از رسيدن به مراحل بالا شگفتزده نيست. شايد اين اصلا داستان يك تيم ضعيفتر نباشد. بوده/گليمت نخستين قهرماني ليگ نروژ را در سال ۲۰۲۰ به دست آورد و در چهار فصل از پنج فصل اخير قهرمان شده است. در همين مدت به مراحل حذفي رقابتهاي اروپايي رسيده و باشگاههاي بزرگي مانند رم، اتلتيكو مادريد، سلتيك، منچسترسيتي و حالا اينتر را شكست داده است.
فصل گذشته در ليگ اروپا در مرحله ليگ پورتو را بردند و سپس رقابتي نزديك با منچستريونايتد داشتند. در يكچهارم نهايي، در دو ديدار رفت و برگشت لاتزيو را حذف كردند؛ ديدار رفت در ميان برف عميق قطبي برگزار شد.
دلايل متعددي براي رسيدن باشگاه به جمع چهار تيم پاياني در فصل گذشته و يكهشتم نهايي ليگ قهرمانان امسال وجود دارد. بخشي از آن به نسل طلايي بازيكناني برميگردد كه از آكادمي خود باشگاه بالا آمدند، مانند ينس هاوگه و پاتريك برگ كه درست پيش از نخستين قهرماني در سال ۲۰۲۰ به تيم اصلي رسيدند. بخشي به شرايط يخبندان و دشواريهايي مربوط است كه هر تيم اروپايي ميهمان با آن روبهرو ميشود؛ تيمي كه تقريبا به صورت كامل از بازيكنان شمال نروژ و بسياري اهل خود بوده تشكيل شده است. همچنين به سبك بازي جذابي مربوط ميشود كه كادر فني به رهبري سرمربي، شتيل كنوتسن پياده كردهاند؛ مربياي كه اكنون نامش با پيشنهادهايي از ليگ برتر انگليس مطرح ميشود.
اما روايت اوجگيري بوده/گليمت معمولا از سال ۲۰۱۷ آغاز ميشود؛ زماني كه به دسته دوم نروژ سقوط كردند و يك خلبان جنگنده نروژي به نام بيورن مانسورك وارد باشگاه شد.
هشت سال پيش، مانسورك كه به تازگي ماموريتهاي عملياتي خود از جمله در افغانستان و ليبي را كنار گذاشته بود، به باشگاه آمد. يكي از همكارانش در نيروي هوايي او را معرفي كرده بود. مديران باشگاه معتقد بودند بازيكنانشان به اندازه كافي خوب هستند، اما در پايان فصل از نظر ذهني فروپاشيدهاند. آنها از مانسورك كه علاقه چنداني هم به فوتبال نداشت، خواستند با بازيكنان كار كند و او پذيرفت. او تنها با دو شرط كار را قبول كرد: بازيكنان بايد داوطلبانه نزدش بيايند و او نماينده باشگاه در تصميمهاي قراردادي يا فني نباشد. خودش ميگويد: «من براي بازيكن آنجا هستم.»
نخستين كساني كه سراغش رفتند، از جمله اولريك سالتنِس بودند؛ هافبكي باهوش كه در تمرين عالي و در مسابقه ضعيف بود. او هنگام بازي دچار مشكلات شديد معده ميشد كه پزشكان علت جسمي برايش پيدا نكردند. سالتنِس قصد داشت فوتبال را كنار بگذارد و به دانشگاه برود.
مانسورك از او پرسيد: چرا فوتبالي را كه رويايش بوده رها ميكند؟ آنها درباره فشار ذهني بيش از حد صحبت كردند؛ درباره اينكه وقتي تنها راهحل شكست، فشار بيشتر باشد، اين وضعيت پايدار نيست. مانسورك پيشنهاد داد اگر قرار است برود، دستكم چند ماه آخر را بدون فشار و فقط براي لذت بردن بازي كند.
سالتنِس پذيرفت. نتيجه شگفتانگيز بود: ظرف حدود شش هفته، دردهاي معده تقريبا ناپديد شد و عملكردش جهش كرد. در بازي رفت يكچهارم نهايي ليگ اروپا مقابل لاتزيو، هر دو گل پيروزي ۲-۰ تيمش را به ثمر رساند.
مانسورك با حمايت كامل كادر فني و مديران، ايدههاي ديگري هم داشت. پيشنهاد كرد بازيكنان هر صبح پيش از تمرين، با لباس كامل تمريني مديتيشن كنند. جلسات گروهي آزاد برگزار شد؛ فضايي امن براي بيان صريح افكار و نقد عملكرد يكديگر. اين نظرات سپس به مربيان منتقل ميشد و به گفته خودش «اصطكاك سازنده» ايجاد ميكرد.
مهمترين بخش فلسفه باشگاه اين است كه همه چيز را از دريچه نتيجه و جدول نبينند. جدول ليگ، امتيازها و مسير جام ديگر معيار موفقيت نيست. تمركز فقط بر «فرآيند» است؛ بر چيزهايي كه در كنترل آنهاست، چون در فوتبال هميشه تيم بهتر برنده نميشود و نتيجه فقط فشار اضافي ايجاد ميكند.
از همين جلسات، ايده «حلقه» شكل گرفت: وقتي گلي دريافت ميكنند - و بعدتر حتي وقتي گل ميزنند - بازيكنان دور هم جمع ميشوند تا سريع درباره آنچه رخ داده، صحبت كنند و تمركزشان را بازيابند.
اين رويكرد آرامش و اعتمادبهنفس ايجاد كرده و به آنها اجازه داده سبك تهاجمي مبتني بر پرس شديد و پاسهاي پرريسك سرمربيشان را اجرا كنند. نتيجهاش چندين قهرماني داخلي و عميقترين حضور اروپايي تاريخ باشگاه بوده است. به گفته اوريان برگ: «اين تيم بهترين فوتبالي را بازي ميكند كه تاكنون در نروژ ديده شده است.»
درون باشگاه، كسي از قهرماني در اروپا روياپردازي نميكند؛ اما هواداران ظاهرا چنين محدوديتي براي خود قائل نيستند. ورزشگاه باشگاه كمي بيش از ۸ هزار نفر ظرفيت دارد و بيشتر مردم شهر نتوانستند در بازيهاي بزرگ مثل نيمهنهايي فصل قبل مقابل ناتنهام يا بازي برابر اينتر حاضر باشند.
در رسانهها و بين هواداران هميشه نگرانيهايي درباره مصدومان و محرومان وجود دارد، اما داخل باشگاه موضوع داغي نيست. مانسورك هميشه ميگويد: «بازيكنان ديگري داريم.»
كار او بيتوجه نمانده است. باشگاههاي ديگر درباره راز موفقيت بوده/گليمت پرسوجو كردهاند و به مانسورك پيشنهاد همكاري دادهاند. اما او كه ترجيح ميدهد «سازنده فرهنگ» ناميده شود نه «مربي ذهني»، پاسخ ميدهد: «نه، من با بوده هستم.»
گاهي از او ميپرسند: آيا خلبان جنگنده يا فرد نظامي ديگري را معرفي ميكند؟ او ميگويد: «اينجاست كه ميفهمم متوجه نشدهاند. ما از به اشتراك گذاشتن كارهايمان نميترسيم، چون ميدانيم اجراي واقعي آن چقدر سخت است.»