عبدالمجيد ارفعي مغضوبي كه تا آخرين نفس پاي ايران ماند
ماهروخ ابراهيم پور
عبدالمجيد ارفعي، پژوهشگر برجسته زبانهاي باستاني ايران و نخستين ايراني كه توانست خط ميخي ايلامي، فارسي باستان و خط پهلوي كتيبهاي را مستقيما از روي لوحهها و سنگنوشتهها بخواند، ششم اسفندماه پس از تحمل يك دوره بيماري در بيمارستان آراد چشم از جهان فروبست. با درگذشت او، جامعه علمي ايران يكي از مهمترين چهرههاي خود در حوزه خوانش و تفسير متون باستاني را از دست داد؛ پژوهشگري كه عمر خود را وقف پاسداري از ميراث مكتوب ايرانزمين كرد.
ارفعي همچنين نخستين ايراني بود كه منشور كوروش را بيواسطه از روي متن اصلي خواند و آن را به فارسي امروزين ترجمه و منتشر كرد و در دسترس علاقهمندان قرار داد. اين اقدام او گامي مهم در بازشناسي يكي از اسناد برجسته تاريخ ايران به شمار ميرفت. او سالها پيش با نگراني گفته بود: «ميترسم روزي برسد كه كسي باقي نماند تا اين كتيبهها را بخواند و براي هميشه فراموش شوند.» دغدغهاي كه از احساس مسووليت عميق او نسبت به ميراث فرهنگي ايران حكايت داشت. ارفعي يادآور شده بود كه پس از درگذشت استادش ريچارد هلك در امريكا، از اوايل دهه ۱۹۸۰ ميلادي در دانشگاه شيكاگو ديگر گلنبشتهاي خوانده نشده است؛ وضعيتي كه نشان ميداد شمار متخصصان اين حوزه تا چه اندازه اندك است.
مسير زندگي علمي ارفعي با توصيه پرويز خانلري تغيير يافت. خانلري با نگاهي آيندهنگر به او گفته بود: «اوستا و پهلوي را ديگران هم ميخوانند و تدريس ميكنند، تو برو سراغ ميخي.» همين جمله، سرآغاز راهي دشوار، اما ماندگار شد. ارفعي كه از سختي گريزان نبود، راهي امريكا شد و در سال ۱۳۵۳ خورشيدي (۱۹۷۴ ميلادي) از رساله دكتراي خود با عنوان «زمينههاي جغرافيايي فارس بر اساس گلنوشتههاي تخت جمشيد» دفاع كرد؛ پژوهشي كه جايگاه او را در ميان متخصصان متون ايلامي تثبيت كرد.
او پس از بازگشت به ايران، در سالهاي ۱۳۵۳ يا ۱۳۵۴ به فرهنگستان ادب و هنر به رياست خانلري پيوست. هدف اصلياش تدوين و انتشار فرهنگ زبان ايلامي به فارسي بود، اما ماموريت يافت منشور كوروش را بازخواني و منتشر كند. كتاب در سال ۱۳۵۸ آماده چاپ شد، اما فضاي ملتهب آن روزگار سبب شد اثر «طاغوتي» خوانده و انتشار آن متوقف شود. در اين ميان، مرحوم محمود بروجردي با اقدامي جسورانه هزار نسخه از كتاب را از نابودي نجات داد و پنهاني ميان علاقهمندان توزيع كرد؛ حركتي كه مانع حذف كامل اين اثر از حافظه فرهنگي كشور شد.
سالهاي پس از آن براي ارفعي آسان نبود. پژوهشگري كه دل در گرو خواندن گلنبشتهها داشت، براي تامين معاش به كارهايي چون پرورش ماهي آكواريومي و فروش پيتزا با نام ايلامي «نپير» روي آورد؛ نامي كه بسياري آن را «پنير» ميخواندند. با اين حال، روح او در فضاي تجارت آرام نميگرفت. دغدغه اصلياش همچنان حفاظت و خوانش الواح گِلي و كتيبههاي تاريخي بود؛ ميراثي كه آن را بخشي از هويت ملي ميدانست.
در اواخر دهه ۱۳۷۰، با تلاش شماري از باستانشناسان از جمله شاهرخ رزمجو، زمينه حضور او در موزه ملي ايران فراهم شد. اين بازگشت، فرصتي مغتنم براي شكوفايي دوباره ارفعي بود. او بخش پژوهشي كتيبهها را در موزه بنيان گذاشت و با همت فراوان، بيش از ۵۱۰۰ كتيبه باستاني را از مخازن و بخشهاي گوناگون گردآوري و در تالاري واحد ساماندهي كرد. اين اقدام، بستر منسجمي براي پژوهش و آموزش خطوط باستاني فراهم آورد. همچنين به گفته مهناز گرجي، ايجاد كتابخانه تخصصي تالار گنجينه كتيبهها نيز با پيگيري و تلاش او تحقق يافت.
در اين دوره، ارفعي به مطالعه و خوانش كتيبههاي شوش و آجرنوشتهها پرداخت و ۱۶۴ قطعه از گلنبشتههاي باروي تخت جمشيد را بررسي و منتشر كرد. حاصل اين پژوهشها كتاب «گلنوشتههاي باروي تخت جمشيد، متنهاي ته و خورت» بود كه از سوي مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي منتشر شد و در سال ۱۳۸۸ عنوان كتاب سال را به دست آورد. اين اثر شامل اسناد اداري و مالي دوران داريوش بزرگ است و اطلاعاتي ارزشمند درباره جابهجايي كالاها، حقوق كارگزاران دولتي و وضعيت كارگران ارايه ميدهد؛ اسنادي كه تصويري دقيق از سازوكار اداري هخامنشيان به دست ميدهند.
تلاشهاي علمي ارفعي بيپاسخ نماند. او در سال ۱۳۹۴ جايزه سرو ايراني را به پاس يك عمر كوشش فرهنگي دريافت كرد و در خرداد ۱۴۰۱ نيز در پنجمين آيين «تماشاي خورشيد» نشان خورشيد يونسكو و نشان ايكوم به او اهدا شد؛ افتخاراتي كه بيانگر جايگاه ممتاز او در صيانت از ميراث فرهنگي بود.
عبدالمجيد ارفعي در حالي از ميان ما رفت كه همچنان نگران سرنوشت كتيبهها و آينده پژوهشهاي باستاني در ايران بود. زندگي او روايت پايداري، تعهد علمي و عشق بيچشمداشت به تاريخ اين سرزمين است. ياد و نامش در حافظه فرهنگي ايران ماندگار خواهد ماند.