حلال است بردن به شمشير دست
چنانكه پسر شاهش نيز ترسيد در مراسم تشييع جنازه پدر (۱۹۴۴) شركت كند. سالها گذشت تا پسر جرات كرد و جنازه پدر را (سال ۱۹۵۰) به ايران آورد. محمدرضا نيز همواره شاهي غربگرا بود و در ماه ژانويه ۱۹۷۹ سران چهار كشوري كه شاه ايران آنان را ميپرستيد (امريكا، بريتانيا، فرانسه و آلمان) به او پشت کردند و ديري نپاييد كه او رفت، زيرا ديگر به درد غربيها نميخورد و مردم هم به خيابانها ريخته بودند. همين سران كشورها حتي به شاه بركنار شده اجازه ندادند كه به كشور آنان پناهنده شود و مصر جاي دفن آخرين شاه ايران شد. شگفت اينكه فرزند همين شاه، اكنون زير نواي همين غربيها به رقص و چرخش درآمده، هر دم سوي امريكا و اسراييل ناله ميكند كه «زودتر ايران را بزنيد». او غافل است كه اگر امريكا حمله كند، ديگر نه ايراني با آن حدود و عظمت باقي ميماند و نه اين مزدور را كسي به رياست برميگزيند. در تظاهرات هفته گذشته در اروپا از پشت شيشههاي ضدگلوله با مردم «طرفدار و هوادارش» سخن ميگفت، اين هم نمونه «شجاعت» او.
در سه حمله تاريخي كه ايران به اشغال بيگانگان درآمد (يونان، عرب و مغول)، فرمانروايان وقت ايران ضعيف و ناتوان بودند. داريوش سوم (۳۳۶-۳۳۰ پيش از ميلاد) با دسيسه سران لشكر كه از خاندان او بودند (از جمله بسوس هخامنشي) به قتل رسيد. يزدگرد سوم (۶51-۶36) نيز از ميدان جنگ گريخت و همتبار او - ماهويه (ماهوي) - وي را به قتل رساند. محمد خوارزمشاه (۱۲2۰-۱۲0۰) نيز شاهي ترسو و بيعرضه بود كه به جاي بسيج كردن لشكر و مردم، فرار را بر قرار ترجيح داد و به جزيرهاي در درياي خزر خزيد و سرانجام در خواري و ذلت جان داد.
امروز جهان نظاره دارد كه كار ايران به كجا ميرسد. امريكا و شريكانش در دشمني با ايران از هيچ چيز دريغ نورزيدهاند: از دههها تحريم اقتصادي تا فراخواندن مردم ايران به آشوب و انقلاب و پشتيباني از آشوبگران و وعده دادن كه «مقاومت كنيد كه ما در راهيم» (گويي قدم امريكايي به جايي صلح و صفا و آزادي آورده باشد!) اما تا اين دم ايستادگي ايران و رهبر شجاع آن در برابر بزرگترين ماشين جنگي جهان حادثهاي نادر در گذشته و حال است. ايران به فرموده حكيم نظاميگنجوي «دلِ زمين» باشد. ايران آخرين دژ است در برابر تعدي يانكيهاي بيشرم و حيا و يهوديان افسارگسيخته. ايران معاصر در چند سال اخير در ساخت موشك و پهپاد تا جايي پيشرفت كرده كه در شمار 10 كشور جهان قرار دارد. گفته ميشود كه چين و روسيه نيز در كنار ايران قرار دارند، ولي اين همسويي تنها در هنگام جنگ و نبرد فهميده ميشود. جنگ چيزي ناپسند و ناخوش است، اما از مردي و هميت و ايمان به دور است كه دشمني سوگند خورده به سوي تو آيد و تو مبارزه نكني. رهبر ايران را ترامپ حتي تهديد به ترور كرد و گفت: «جاي تو را ميدانيم.» اما رهبر ايران يك روز با نظاميان كشور گفتوگو دارد، يك روز با مردم تبريز ديدار ميكند و روزي بعد در حلقه اهل قرآن مينشيند و كشور را اداره ميكند. سران حكومت ايران همزمان با نشستن در ميدان گفتوگو و ديپلماسي، لباس رزم نيز به تن دارند و اين فرموده حكيم فردوسي را دستور كار خويش ساختهاند:
«تنِ مرده و گريه دوستان،
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آيد از اين زندگي،
كه سالار باشم كنم بندگي»
محقق تاريخ
و استاد دانشگاه ملي تاجيكستان