«اعتماد» در گفتوگو با
سيد جلال ساداتيان بررسي كرد
اقتدار پوشالي ترامپ
ايران نشان داد كه هم پشت ميز مذاكره و هم در ميدان دست بالا را دارد و ميتواند دشمنان و متجاوزان به تماميت ارضي كشورمان را در موضع ضعف قرار دهد. از همين رو شاهد اين واقعيت هستيم كه كشورهاي منطقهاي و فرامنطقهاي اعتمادشان به اقتدار ايالات متحده را از دست دادهاند و همين گزاره ميتواند زمينه را براي آتشبس احتمالي هموار كند.
نه روز از آغاز جنگ ميگذرد و همچنان معادلات ميداني و سياسي در منطقه بر اثر تجاوز آشكار امريكا و رژيم صهيونيستي به كشورمان به صورت لحظهاي در حال تغيير هستند. در اين ميان، واكنشهاي متضاد از كاخ سفيد تا پنتاگون و از رياض تا دوحه، تصويري پيچيده از آينده اين جنگ تحميلي را ترسيم ميكند. پيت هگست، وزير جنگ امريكا، در برنامه «۶۰ دقيقه» با ادعاي اطلاع از همكاريهاي اطلاعاتي ايران و روسيه تلاش كرد از آمادگي واشنگتن سخن بگويد، همزمان، «كارولين لويت»، سخنگوي كاخ سفيد، شايعات اعزام نيروي زميني توسط ايالات متحده به خاك كشورمان را تكذيب كرد؛ موضوعي كه پيش از اين با هشدار سختگيرانه علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي، مبني بر آمادگي ايران براي اسارت هزاران سرباز امريكايي مواجه شده بود. در داخل كشور نيز مسعود پزشكيان، رييسجمهور كشورمان با تصويب شوراي موقت رهبري، خطمشي جديدي را اعلام كرد و بر عدم حمله تلافيجويانه به كشورهاي همسايه تاكيد و بابت حملات اتفاقي از سوي خود عذرخواهي كرد، پزشكيان اما همزمان تاكيد كرد: «امريكا و رژيم صهيونيستي اين خواب را به گور ميبرند كه ما بدون قيد و شرط تسليم شويم.» در سطح منطقه نيز مجددا ديپلماسي و مقدمات برقراري آتشبس با ميانجيگري «پرابووو سوبيانتو»، رييسجمهور اندونزي و حمايت پاكستان و امارات كليد خورده است. با اين حال، گزارشهاي ضد و نقيضي از مواضع كشورهاي عرب منتشر ميشود. در حالي كه «بلومبرگ» از افزايش تماسهاي مستقيم عربستان با ايران براي كاهش تنش خبر ميدهد، همزمان «اكونوميست» مدعي شد كه برخي رهبران عرب خليجفارس به صورت خصوصي از ترامپ ميخواهند به جنگ ادامه دهد، زيرا از ايرانِ زخمخورده پس از جنگ هراس دارند. اين ترس و دودلي در حالي است كه سعد الكعبي، وزير انرژي قطر از پيامدهاي فاجعهبار اقتصادي ميگويد و پيشبيني ميكند اگر تنگه هرمز بسته به صورت كامل توسط ايران مسدود شود، قيمت نفت به ۱۵۰ دلار و گاز نيز به ۴۰ دلار خواهد رسيد و اين مساله اقتصادهاي جهان را با خطري جدي روبهرو خواهد كرد. به باور برخي ناظران اما آنچه در روزهاي اخير بيش از هر چيز خودنمايي ميكند، شكست استراتژي فشار حداكثري و همزمان جنگافروزي امريكا و رژيم صهيونيستي در دستيابي به اهداف ژئوپليتيك خود است، چراكه به ادعاي اين گروه حملات گسترده ايران، نه تنها امنيت رژيم صهيونيستي را به چالش كشيده، بلكه زخمهاي كاري را بر پيكره ناتو و متحدان غربي و عربي اين رژيم و ايالات متحده در منطقه وارد كرده است. گزارشها حاكي از آن است كه ذخاير موشكي پاتريوت امريكا با سرعتي وحشتناك در حال اتمام است؛ وضعيتي كه «وال استريت ژورنال» آن را تهديدي جدي براي امنيت اوكراين و البته مزيتي براي روسيه توصيف ميكند. به باور گروهي ديگر از تحليلگران كشورهايي مانند قطر، كويت و بحرين كه سالها چتر امنيتي غرب را پذيرفته بودند، اكنون با آسيبپذيري فاجعهبار زيرساختهاي حياتي خود مواجه شدهاند، چراكه تهديدات عليه تاسيسات آبشيرينكن و بسته شدن تنگه هرمز، استخوانهاي اعراب منطقه را لرزانده است؛ بهويژه كه وابستگي ۹۰ درصدي كويت و ۷۰ درصدي عربستان به آبشيرينكن، آنها را در برابر هرگونه پاسخ تهاجمي ايران، در معرض فروپاشي قرار ميدهد. اين وضعيت باعث شده تا بسياري از اين كشورها، بهرغم ميل باطني، به سمت ديپلماسي و همكاري با تهران حركت كنند، هر چند برخي همچنان در دوگانگي «ترس از ايران» و «ترس از خروج امريكا» گرفتار شدهاند. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي معادلات اخير در تجاوزات آشكار امريكا و رژيم صهيونستي به تماميت ارضي كشورمان با سيد جلال ساداتيان، سفير اسبق ايران در انگليس گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
سيد جلال ساداتيان، سفير اسبق ايران در انگليس در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ارزيابياش از نتايج تجاوز يك هفتگي امريكا و رژيم صهيونيستي به تماميت ارضي كشورمان گفت: واقعيت اين است كه در اين بازه زماني خسارتهاي سنگيني متوجه كشور شده است، از جمله ترور ناجوانمردانه رهبر انقلاب به همراه خانواده ايشان و در شرايطي كاملا عادي توسط امريكا و اسراييل، يعني شرايطي كه ايشان در محل كارشان هدف فعاليت داشتند؛ اين خود نيز ضايعهاي بزرگ براي ملت ايران است. از طرفي در پي حملات متعدد دشمن به اماكن غيرنظامي نيز ما شاهد تلفاتي گسترده بوديم. از جمله حمله به دبستان شهرستان ميناب كه حدود 170 دانشآموز و معلم به شهادت رسيدند. به گفته ساداتيان البته خسارتهاي وارد شده تنها به ميناب محدود نيست، بلكه شامل اماكن مسكوني نيز شد و متاسفانه بسياري از قربانيان، كودكان و دانشآموزان بودند. اين تجاوز آشكار در شرايطي از سر گرفته شد كه پيشتر نيز جمهوري اسلامي ايران نشان دادكه تمايل به حل اختلافات از ظريق مذاكره دارد؛ اما طرف مقابل براي دومين بار به مذاكرات خيانت كرده و تجاوزات خود را مجددا آغاز كرد. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه اين گفتوگو تاكيد كرد: با اين حال، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، اعم از ارتش و سپاه، در پاسخ به اين اقدامات، ضربات و لطمات سنگيني به دشمن وارد كردند. امريكاييها كه پس از جنگ جهاني دوم ادعاهاي بزرگي را مبني بر قدرتمند بودن مطرح كرده بودند، مدعي بودند حركت ناوهاي هواپيمابرشان به سمت منطقه خاورميانه باعث وحشت بسياري از كشورهاي منطقه از جمله ايران خواهد شد، اما شاهد بوديم كه اينبار نهتنها نتوانستند ايران را وادار به عقبنشيني كنند، بلكه تمام پايگاههاي آنها در منطقه و كشورهاي عربي مورد حمله قرار گرفت. ساداتيان در ادامه خاطرنشان كرد: ناو «آبراهام لينكلن» كه با تكبر و تبختر به منطقه آمده بود، هدف حملات پهپادي و موشكي ايران قرار گرفت و مجبور به فرار شد تا جايي كه گفته ميشود حداقل هزار كيلومتر بر اثر حملات ايران از نقطه استقرار خود دورتر شده است. در اين ميان كشورهاي عربي منطقه نيز دريافتند كه كساني از جمله امريكا كه سالها ادعا ميكردند امنيت آنها را تامين ميكنند، امروز قادر به حفظ امنيت خود نيز نيستند، چه رسد به تامين امنيت پادشاهيهاي خليجفارس. به باور ساداتيان در اين شرايطي كه حال درگيريهاي متعددي به منطقه و ديگر كشورهاي عربي منطقه تحميل شده است، پيشنهاد ميشود با تشكيل شورايي با نامي جديد، مثلا «شوراي همكاريهاي امنيتي منطقه»، كشورهاي منطقه به يكديگر بپيوندند تا امنيت خود را در منطقه تامين كنند و نيازي به قدرتهاي فرامنطقهاي براي تامين امنيت نباشد كه با هدف تامين منافع اسراييل، امنيت منطقه را به خطر مياندازند.
سفير اسبق ايران در انگليس در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» مبني بر احيا يا عدم احياي بازدارندگي ايران بر اثر بروز درگيريهاي اخير در منطقه تشريح كرد: البته كه اين حمله ناجوانمردانه و تجاوز نظامي آشكار، اگرچه با حسن نيت ايران براي جلوگيري از آن مواجه نشد، اما دستاوردهايي به همراه داشت. از طرفي تشكيل شوراي همكاري ميتواند راهبردي و استراتژيك باشد و نه تنها مسائل امنيتي، بلكه مسائل اقتصادي را نيز پوشش دهد. به باور ساداتيان پيروزي براي ايران در اين است كه كشورهايي مانند قطر، امارات و عربستان كه قبلا امكانات خود را در اختيار امريكا و اسراييل قرار ميدادند، اكنون تغيير رويكرد دادهاند. همچنين در اقليم كردستان عراق، نيروهاي محلي در كنار ما قرار گرفتند. از سوي ديگر، اهميت حزبالله و مقاومت در برابر توطئه خلع سلاح آنها توسط دولت اين كشور نيز آشكار شد، چراكه آنها نه تنها تهاجم زميني اسراييل را دفع كردند، بلكه تا الخليل نيز پيشرويهايي داشتند. در مجموع ميتوان گفت كه بهرغم خسارتهاي سنگين به كشورمان تا اين جاي كار و حمايتهاي ممتد ترامپ از نتانياهوكه هر دو تروريست و جنايتكار هستند، ايران نيز دستاوردهاي مهمي به دست آورده و تمام تجهيزات و امكانات دشمن را هدف حملات خود قرار داده كه در تاريخ بيسابقه بوده است.
اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در راستاي واكنش احتمالي اعراب منطقه نسبت به كنشهاي اخير ايران بالاخص در كنترل عبور و مرور در تنگه استراتژيك هرمز خاطرنشان كرد: شاهد هستيم كه اقتصاد كشورهاي عربي حوزه خليجفارس اكنون نه تنها فلج شده، بلكه تاثيرات منفي اين بحران بر اقتصاد جهاني نيز آغاز و آشكار شده است. كارشناسان پيشبيني ميكنند كه قيمت نفت كه اكنون در نوسان و در حدود هر بشكه 94 دلار است، به زودي و با گذشت اندكي زمان، از مرز بشكه اي۱۰۰ دلار نيز عبور خواهد كرد. افزون بر بازارهاي مالي جهاني، كشورهايي همچون كره جنوبي نيز هشدار دادهاند كه ذخاير گاز آنها تنها براي چند روز ديگر كافي است و در صورت تداوم اين وضعيت، با بحران جدي مواجه خواهند شد. همزمان نيز قيمت گاز ابتدا ۳۰ درصد افزايش يافت و به نظر ميرسد اين روند صعودي ادامه خواهد داشت. به گفته ساداتيان واقعيت آن است كه در حال حاضر هيچ كشوري اجازه تردد و تحرك در تنگه هرمز را ندارد و اين محدوديتها، حوادثي را رقم زده كه تاثيرات قابل توجهي براي غرب در پي داشته است. غربيها كه از جمله امريكا كه خود را متكبر و نادان ميپندارند و با حمايتهاي كنگره و اختياراتي كه به آنها قدرت صداي رسا در دنيا را ميدهد، در محاسبات خود دچار خطاي استراتژيك شدهاند. حتي در اتحاديه اروپا، بسياري از كشورها تمايلي به همكاري با دولت امريكا نشان ندادند. انگلستان كه همواره روابط بسيار نزديكي با امريكا داشت، به دليل نوع رفتارهاي ترامپ، مسير خود را تغيير داد. پيشتر نيز شاهد بوديم با چين كه رقيب اصلي امريكا محسوب ميشود قراردادي بلندمدت امضا كرد. سفير اسبق كشورمان در انگليس در ادامه اين گفتوگو تشريح كرد: حوادثي كه اكنون در حال رخ دادن است، بايد با دقت رصد شوند؛ زيرا تكبر و غروري كه ترامپ از خود نشان ميدهد، واكنشهايي در پي داشته كه اثرات جهاني مخربي نيز به همراه دارد. يكي از اين حوادث، همان جنگي است كه بر ايران تحميل كردند و پاسخي كه ايران داد. اثرات اين پاسخ اكنون خود را در اقتصاد جهان، روابط بينالملل و حتي در تفكرات و ديدگاههاي مردمان جهان نشان ميدهد. دريافت ما اين نيست كه امريكا صرفا به دليل قدرت و توانايي انجام هر كاري، چنين برخوردي كرده است؛ بلكه بسياري از كشورها، حتي غيرعربها، اكنون معادلات جديد منطقه را پذيرفتهاند و مقاومت ايران را تاييد ميكنند. ساداتيان در پاسخ به اين سوال كه رويكرد اعراب منطقه را در قبال اين درگيريها چگونه ارزيابي ميكند، خاطرنشان كرد: من گزينه تلاش براي پايان جنگ توسط كشورهايي كه هدف حملات ايران قرار گرفتند را محتملتر ميدانم؛ هر چند كه رژيم اسراييل خبيث در تلاش است تا جبهههاي جديدي عليه ايران گشوده و فشارهايي را در اين زمينه اعمال كند. با اين حال، نوع واكنشهايي كه از ايران دريافت كردند و پاسخ كوبنده ما، آنها را به اين سمت سوق داده است كه در برابر تقابل، پاسخگو باشند. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه تصريح كرد: ما بارها اعلام كردهايم كه با كشورهاي منطقه دشمني نداريم و دست دوستي به سمت آنها دراز كردهايم حال چه قطر، چه كويت، چه بحرين و چه ساير كشورها. ما صرفا پايگاههاي امريكا در اين كشورها را كه به عنوان خاك ايالات متحده محسوب ميشود، هدف مشروع خود قرار ميدهيم نه تماميت ارضيشان را. پيام ما نيز روشن است: اگر شما وارد ماجرا شده و در كنار دشمن قرار بگيريد، طبيعي است كه مورد تعرض قرار خواهيد گرفت. ما بارها از طريق پيامهاي مختلف تاكيد كردهايم كه قصد تعرض به هيچ يك از كشورهاي منطقه كه زيست مسالمتآميز داشتهايم را نداريم.
اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه و در رابطه با سناريوهاي احتمالي سرنوشت درگيريها طي روزهاي آينده تشريح كرد: به نظر ميرسد ميانجيگريهايي از سوي پاكستان به همراه اندونزي در جريان است كه احتمالا سران آنها سفري به ايران خواهند داشت. بنابراين به نظر ميرسد كه اگر ايران قرار است در ازاي هرگونه آتشبسي قيودي را بپذيرد، بايد جبران خسارتها در دستور كار قرار گيرد. حداقل كاري كه بايد انجام شود، اين است كه اگر امكان جبران خسارتهاي جاني وجود ندارد، خسارتهاي مالي پرداخت شود و همچنين متعارضين و متجاوزين متعهد شوند كه ديگر شاهد تكرار ماجراهايي همچون جنگ دوازده روزه و خيانت اخير آنها آن هم درست در ميانه مذاكرات نباشيم؛ آن هم در شرايطي كه مجددا درصدد باشند پس از مدتي تجهيز شوند و دوباره اقدامي را عليه تماميت ارضي كشورمان انجام دهند. براي اين كار بايد يك تعهد يا يك توافق مطمئن و بينالمللي شكل بگيرد.