تنگه هرمز همچنان در مشت ايران
فرشيد فرحناكيان
تنگه هرمز بهرغم تمامي تلاشها براي دور زدن آن، همچنان شاهرگ حياتي تجارت جهاني انرژي است. گزارش «كپلر» و «اداره اطلاعات انرژي امريكا (EIA) » نشان ميدهد كه بيش از ۱۸ ميليون بشكه نفت و فرآوردههاي نفتي، همچنان روزانه از اين گلوگاه استراتژيك عبور ميكند؛ عددي كه به روشني گواهي ميدهد گزينههاي جايگزين تنها مكملند، نه بديل. اين تنگه بعد از تنگه مالاكا، راهبرديترين نقطه براي جريان نفت جهاني است.
چهار خط لوله- در دهه گذشته، برخي كشورهاي منطقه ازجمله عربستان سعودي، امارات متحده عربي و ايران اقدام به طراحي و احداث خطوط لولهاي كردهاند كه هدفشان انتقال نفت بدون عبور از تنگه هرمز است. آمارهاي رسمي اما نشان ميدهد كه مجموع ظرفيت عملياتي اين خطوط لوله، حداكثر 6/2 ميليون بشكه در روز است؛ اين در حالي است كه طبق دادههاي كپلر، روزانه 9/15 ميليون بشكه نفت خام و حدود 2/ 5 ميليون بشكه فرآورده نفتي از تنگه عبور ميكند. نخستين و مهمترين خط لوله در اين فهرست، پترولاين (Petroline) عربستان سعودي است كه نفت خام را از مناطق شرقي اين كشور به بندر ينبع در درياي سرخ منتقل ميكند. شركت آرامكو اگرچه در سال ۲۰۱۹ ظرفيت اسمي اين خط را تا ۷ ميليون بشكه در روز اعلام كرد؛ اما طبق گزارشهاي رسمي، در عمل تنها حدود ۲ ميليون بشكه در روز از اين خط لوله استفاده ميشود. خط دوم عربستان، موسوم به IPSA، در گذشته براي انتقال نفت به سوريه فعال بود؛ اما در حال حاضر به دليل تحولات منطقهاي و تنشهاي سياسي، غيرفعال است. اين خط در دوران اوج خود ظرفيت 8/1 ميليون بشكه در روز داشت. در امارات متحده عربي نيز خط لولهاي به طول ۳۶۰ كيلومتر نفت را از منطقه حبشان در ابوظبي به بندر فجيره در سواحل درياي عمان منتقل ميكند. ظرفيت اسمي اين خط 8/1 ميليون بشكه در روز عنوان شده؛ اما در عمل تنها حدود ۶۰۰ هزار بشكه در روز از آن عبور ميكند.
نهايتا ايران نيز با خط لوله گوره- جاسك وارد اين معادله ژئوپليتيكي شده است. اين خط كه در تيرماه ۱۴۰۰ به بهرهبرداري رسيد، ظرفيت اسمي يك ميليون بشكه در روز دارد؛ اما به دلايلي همچون تكميل نشدن تاسيسات جانبي، ظرفيت آن بهطور كامل فعال نشده است.
ايران؛ ژئوپليتيك قاطع- با وجود تمركز رسانههاي غربي بر خطوط لوله جايگزين عربستان و امارات، واقعيت اين است كه هيچ يك از اين خطوط لوله؛ بدون لحاظ افزايش هزينه لجستيك، توان جبران نقش حياتي تنگ هرمز را ندارد. حتي در سناريوي فعال شدن كامل همه خطوط، همچنان حدود ۱۳ ميليون بشكه نفت خام و بيش از ۵ ميليون بشكه فرآورده نفتي در روز ناگزير بايد از تنگه عبور كنند. اين بدان معناست كه ايران حتي بدون توسل به قدرت نظامي، همچنان در نقطه فشار بازار جهاني انرژي قرار دارد. چنين موقعيتي، به درستي در ادبيات ژئوپليتيك به عنوان قدرت بازدارندگي تعبير ميشود. توان بازدارندگي ايران پابرجاست؛ در هرگونه تنش يا درگيري در منطقه، عبور بيش از دوسوم نفت صادراتي جهان از مجرايي كه در تيررس ايران قرار دارد، قدرت چانهزني و بازدارندگي تهران را تقويت ميكند. موقعيت ژئواستراتژيك ايران در تنگه هرمز، نقشي فراتر از ظرفيت توليد نفت بازي ميكند و به عنوان يك ابزار چانهزني در معادلات و مذاكرات منطقهاي و بينالمللي عمل ميكند. خط گوره-جاسك به مثابه سرمايه راهبردي خاموش؛ چنانچه به ظرفيت عملياتي كامل برسد، ميتواند بخشي از صادرات نفت ايران را مستقل از تنگه انجام دهد و در عين حال برگ ژئوپليتيكي هرمز را نيز حفظ كند.
مزيت استراتژيك منحصربهفرد ايران- با وجود ميلياردها دلار سرمايهگذاري در خطوط لوله جايگزين، تنگه هرمز همچنان گلوگاه اصلي صادرات انرژي جهان است. تنها عربستان و امارات با استفاده از اين خطوط لوله تنگه هرمز را ميتوانند به ميزان محدودي (مجموعا 6/2 ميليون بشكه در روز) دور بزنند. عراق، كويت، بحرين و قطر با حجم كل 7/5 ميليون بشكه در روز هيچ مسيري براي دور زدن تنگه هرمز را ندارند. همچنين هيچ خروجي ديگري براي صادرات روزانه 10 ميليارد فوت مكعب گاز مايع طبيعي (LNG) قطر وجود ندارد. آنچه به ظاهر يك تهديد ژئوپليتيكي براي ايران تلقي ميشود، در عمل يك مزيت استراتژيك منحصربهفرد است. امروز ايران در جايگاهي ايستاده كه بدون آنكه نفت بيشتري توليد كند، معادلات صادرات نفت در خاورميانه را هم در مشت دارد.
در اين ميان نيز در روزهاي گذشته يمن به كشورهاي عربي پيغام داده كه فكر اقدام مستقيم عليه ايران را نكنند وگرنه در صورت هرگونه اشتباه محاسباتي توسط آنها، يمن نيز به نبرد رمضان 1404 هجري- شمسي وارد ميشود و آزادانه تاسيسات حياتي متجاوزان را هدف قرار ميدهد. بهواقع هم تنگه هرمز و هم خطوط لوله انتقال نفت عربستان و امارات تحت توان بازدارندگي ايران قرار دارند.
دكتراي حقوق نفت و گاز