• 1405 يکشنبه 26 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6287 -
  • 1404 سه‌شنبه 26 اسفند

تحليلي بر عمق تنش‌هاي امنيتي و ژئوپليتيكي ميان افغانستان و پاكستان

توفان مرزي در جنوب آسيا

مصطفي زنديه

مقدمه

افزايش تنش‌هاي مرزي ميان پاكستان و افغانستان در ماه‌هاي اخير، بار ديگر يكي از پيچيده‌ترين گسل‌هاي امنيتي جنوب و مركز آسيا را فعال كرده است. اين تنش‌ها كه عمدتا در قالب درگيري‌هاي مرزي، حملات فرامرزي و تبادل آتش ميان نيروهاي دو كشور بروز يافت، هم‌زمان با تشديد فعاليت دو گروه تروريستي تحريك طالبان پاكستان و ارتش آزادي‌بخش بلوچستان در داخل پاكستان بوده است. اگرچه در نگاه نخست، ريشه اين بحران را مي‌توان در اختلافات تاريخي و حل‌نشده دوجانبه جست‌وجو و ارزيابي كرد، اما بررسي عميق‌تر نشان مي‌دهد كه اين رويارويي اكنون به بخشي از رقابت‌هاي ژئوپليتيكي گسترده‌تر در منطقه تبديل شده است؛ رقابت‌هايي كه پاي بازيگران ثالث و منافع قدرت‌هاي بزرگ را نيز به‌طور جدي به ميان كشيده است.

1- متغيرهاي سنتي تنش: ديورند، حاكميت و بي‌اعتمادي تاريخي: 

در سطح كلاسيك، روابط پرتنش ميان پاكستان و افغانستان همواره تحت‌الشعاع مناقشه بر سر خط ديورند بوده است؛ مرزي كه از ديد اسلام‌آباد، مرز رسمي و بين‌المللي محسوب مي‌شود، اما كابل آن را به رسميت نمي‌شناسد. اين اختلاف نه‌تنها يك منازعه حقوقي، بلكه مساله‌اي هويتي و قومي است كه با پراكندگي قبايل پشتون در دو سوي مرز گره خورده است. پس از به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان، پاكستان انتظار داشت كه با دولتي همسو و همراه مواجه شود؛ دولتي كه نگراني‌هاي امنيتي اسلام‌آباد، به‌ويژه در قبال فعاليت‌هاي تحريك طالبان پاكستان را درك كند. با اين حال، تحولات ميداني نشان داد كه اين انتظار بيش از حد خوش‌بينانه بوده است. عدم كنترل موثر كابل بر خاك خود يا عدم تمايل سياسي براي مهار اين گروه، به‌تدريج به يكي از مهم‌ترين منابع تنش‌هاي يادشده بدل شد.

2- نقش تحريك طالبان پاكستان و ارتش آزادي‌بخش بلوچستان: 

تحريك طالبان پاكستان (TTP) در سال‌هاي اخير توانسته است با استفاده از خلأهاي امنيتي در افغانستان، حملات خود عليه نيروهاي امنيتي پاكستان را افزايش دهد. اسلام‌آباد به‌طور مكرر كابل را متهم كرده است كه يا قادر به مهار اين گروه نيست يا عمدا در اين مسير كوتاهي مي‌كند. در مقابل، طرف افغان اين اتهامات را رد كرده و آن را بهانه‌اي براي فشار سياسي و نظامي مي‌داند. شايان ذكر است بنا به ادعاي تحريك طالبان پاكستان، در سال ۲۰۲۵ اين گروه ستيزه جو، مجموعا ۳۵۷۳ حمله انجام داده كه در نتيجه آن ۳۸۱۸ تن از نيروهاي امنيتي پاكستان كشته شدند. حكومت پاكستان تاكنون به اين گزارش واكنشي نشان نداده، اما ۲۰۲۵ يكي از مرگبارترين سال‌ها در يك دهه گذشته در پاكستان بوده است. از سوي ديگر موسسه مطالعات صلح پاكستان (PIPS) در جديدترين گزارش سالانه خود، تصوير نگران‌كننده‌اي از وضعيت امنيتي اين كشور در سال ۲۰۲۵ ارايه داد. طبق اين داده‌ها، خشونت‌هاي شبه‌نظامي‌گري با جهشي بي‌سابقه روبه‌رو بوده است. روند صعودي تروريسم در سال ۲۰۲۵ نشان مي‌دهد كه پاكستان با يك «تغيير ماهيت» در تهديدات امنيتي روبه‌روست: نخست اينكه، تمركز حملات بر نيروهاي امنيتي، نشان‌دهنده راهبرد فرسايشي گروه‌هايي نظير TTP براي تضعيف حاكميت دولت است. دوم، انتقال تاكتيك‌ها در بلوچستان از جنگ چريكي به «محاصره و فلج‌سازي زيرساخت‌ها»، هشدار جدي براي طرح‌هاي اقتصادي بين‌المللي (مانند سي‌پك) محسوب مي‌شود. در نهايت، همبستگي زماني اين افزايش خشونت‌ها با تسلط طالبان بر افغانستان (۲۰۲۱ به بعد)، فرضيه عدم كنترل مرزي و وجود پناهگاه‌هاي برون‌مرزي را تقويت مي‌كند كه چالشي ديپلماتيك-امنيتي براي اسلام‌آباد در سال ۲۰۲۶ خواهد بود. در كنار TTP، فعاليت‌هاي ارتش آزادي‌بخش بلوچستان (BLA) نيز به يك متغير كليدي در معادله تنش بدل شده است. اين گروه جدايي‌طلب كه تمركز اصلي آن بر استان بلوچستان پاكستان است، در سال‌هاي اخير حملات خود را به‌ويژه عليه طرح‌هاي راهبردي افزايش داده و به‌طور مستقيم امنيت سرمايه‌گذاري خارجي در پاكستان را هدف قرار داده است. هم‌زماني عمليات اين دو گروه، از نگاه نهادهاي امنيتي پاكستان، نمي‌تواند تصادفي تلقي شود.

3- تفسير موسع‌تر: ورود بازيگران ثالث

به باور برخي تحليلگران افزايش تنش ميان كابل و اسلام‌آباد را بايد در چارچوب رقابت‌هاي منطقه‌اي و نقش‌آفريني بازيگران ثالث تحليل كرد. در اين چارچوب، نام هند بيش از ديگران مطرح مي‌شود. از منظر اسلام‌آباد، دهلي‌نو تلاش دارد با استفاده از ناامني در مرزهاي غربي پاكستان، تمركز راهبردي اين كشور را از جبهه شرقي منحرف كند. حمايت اطلاعاتي، مالي يا لجستيكي از گروه‌هاي مخالف پاكستان، سناريويي است كه بارها در محافل امنيتي و رسانه‌اي اين كشور مطرح شده است. (در مورد امارات متحده عربي نيز، برخي تحليل‌ها بر نقش شبكه‌هاي مالي و لجستيكي غيررسمي در تقويت بازيگران غيردولتي تأكيد دارند؛ هرچند اين ادعاها همواره با تكذيب رسمي همراه بوده است.) شايان ذكر است در آخرين تحول فرمانده كل ارتش و رييس ستاد نيروهاي دفاعي (CDF)، فيلد مارشال ژنرال عاصم منير، طي سخناني در (مورخ 10/ 10/ 1404) از ايستادگي و ميهن‌دوستي مردم بلوچستان تقدير و تاكيد كرد طرح‌هاي خصمانه نيابتي‌هاي مورد حمايت هند را كه در پي ترويج خشونت و اخلال در روند توسعه ايالت بلوچستان هستند، خنثي خواهد شد. فرمانده ارتش اظهارات را در جريان ديدار و گفت‌وگو با شركت‌كنندگان هجدهمين كارگاه ملي بلوچستان در ستاد كل ارتش (General Headquarters – GHQ) بيان كرد. همچنين فيلد مارشال منير با اشاره به چالش‌هاي امنيتي پيش‌روي ايالت تصريح كرد نيروهاي نيابتي مورد حمايت هند همچنان به گسترش خشونت و تلاش براي اخلال در توسعه بلوچستان ادامه مي‌دهند. به گفته وي اين «طرح‌هاي خصمانه» با اقدام قاطع و محكم نيروهاي امنيتي براي پاكسازي ايالت از تروريسم و بي‌ثباتي خنثي خواهد شد. فرمانده ارتش با تأكيد دوباره بر تعهد پاكستان به صلح و ثبات منطقه‌اي افزود هرگونه نقض حاكميت يا تماميت ارضي كشور - چه مستقيم و چه غيرمستقيم - با پاسخي قاطع مواجه خواهد شد. وي بار ديگر تاكيدكرد كه نيروهاي مسلح پاكستان به‌طور كامل متعهد به حفاظت از جان، رفاه و آرمان‌هاي مردم هستند. دريك ارزيابي از اظهارات اخير و مهم فرمانده ارتش پاكستان مي‌توان گفت اين اظهارات بيشتر متوجه سه سطح از طرف‌هاي مقابل مي‌باشد: 

- سطح اول: هند: پاكستان ناامني‌هاي بلوچستان را بخشي از تقابل راهبردي با هند مي‌داند، نه بحران داخلي.

 (پيوند زدن ناامني‌هاي ايالت به رقابت ژئوپليتيكي با هند) 

- سطح دوم: طرف‌هاي ثالث: ثبات بلوچستان مستقيما با ثبات منطقه‌اي گره خورده است. (معني ديگر اين سخن اين است كه اگر عواملي از داخل افغانستان بخواهند محرك خشونت‌ها در ايالت بلوچستان باشند، اين امر مي‌تواند ثبات در افغانستان را خدشه‌دار كند. به عبارت دقيق‌تر ايجاد هم‌پوشاني متقابل ميان مساله بلوچستان و پرونده‌هاي كلان‌تري مانند كشمير، تروريسم و رقابت منطقه‌اي) 

-‌‌ سطح سوم: داخل: هرگونه مخالفت مسلحانه، ذيل «طرح دشمن خارجي» تعريف مي‌شود.

 4- پيامدهاي ژئوپليتيكي: چين در كانون نگراني‌ها

يكي از مهم‌ترين ابعاد تنش پاكستان و افغانستان، تأثير آن بر منافع چين است. بي‌ثباتي در غرب پاكستان به‌طور مستقيم طرح‌هاي كلان پكن در منطقه را تهديد مي‌كند. ابتكار كمربند و جاده كه ستون فقرات راهبرد اقتصادي و ژئوپليتيكي چين محسوب مي‌شود، نيازمند محيطي امن و قابل پيش‌بيني است؛ در حالي كه افزايش حملات تروريستي و ناامني مرزي دقيقا در نقطه مقابل اين نياز قرار دارد. در اين ميان، راه گذر (كريدور) اقتصادي چين-پاكستان (CPEC) به عنوان يكي از شاخص‌ترين طرح‌هاي اين ابتكار، بيش از همه در معرض خطر قرار دارد. اين راهگذر (كريدور) كه چين را از طريق پاكستان به بندر راهبردي گوادر متصل مي‌كند، نه‌تنها يك مسير اقتصادي، بلكه ابزاري ژئوپليتيكي براي دسترسي چين به آب‌هاي آزاد است. هرگونه بي‌ثباتي در بلوچستان يا مناطق مرزي، مي‌تواند اين طرح را با تأخير، افزايش هزينه يا حتي بازنگري راهبردي مواجه كند. دليل نارضايتي چين از وضع موجود اين است كه بي‌ثباتي و مشكلاتي از اين قبيل، ناخواسته پاي قدرت‌هاي ديگر را به منطقه باز مي‌كند، اين چيزي است كه چين به هيچ عنوان به آن علاقه ندارد. دراين ميان هرچند ابتكار سازوكار سه‌جانبه (چين-پاكستان و طالبان افغانستان) از سوي پكن با هدف دخيل ساختن طالبان در طرح‌هاي زيرساختي مورد نظر چين راه‌اندازي شد اما تداوم درگيري‌ها ميان پاكستان و طالبان افغانستان، تلاش‌هاي چين براي مرتفع ساختن كدورت‌ها ميان پاكستان و افغانستان را در عمل تاكنون خنثي ساخته است.

5-پيامدهاي امنيتي فرامنطقه‌اي

برخي تحليل‌گران هشدار مي‌دهند كه تداوم تنش ميان افغانستان و پاكستان، زمينه را براي قدرت‌گيري شبكه‌هاي تندرو فراملي مانند اويغورهاي جدايي‌طلب سين كيانگ چين فراهم مي‌كند. در اين سناريو، پيوند خوردن گروه‌هاي فعال در جنوب آسيا با عناصر جدايي‌طلب اويغور مي‌تواند تهديدي مستقيم براي امنيت داخلي چين باشد. از سوي ديگر، اين شبكه‌ها، ظرفيت آن را دارند كه به سمت آسياي مركزي و حتي منطقه قفقاز گسترش يافته و بي‌ثباتي را به حوزه‌هايي منتقل كنند كه پيش‌تر، از عرصه ناامني‌ها دور و مصون بوده‌اند. علاوه بر چين، تنش‌هاي فزاينده در محور افغانستان-پاكستان، روسيه و ساير كشورهاي منطقه مركز و غرب آسيا از جمله ايران را نيز به دليل نگراني از سرريزشدن ناامني‌ها به‌شدت نگران خواهد ساخت، از نگاه مسكو، تقويت گروه‌هاي تندرو مي‌تواند امنيت جمهوري‌هاي آسياي مركزي را تضعيف و معادلات امنيتي اين حوزه را پيچيده‌تر كند. در همين حال تشديد فعاليت گروه‌هاي افراطي در شرق ايران، افزايش قاچاق، و بي‌ثباتي در همسايگي شرقي، از جمله نگراني‌هاي تهران است. در اين چارچوب، ناامني در افغانستان و پاكستان مي‌تواند به‌طور غيرمستقيم امنيت مرزهاي شرقي ايران را تحت فشار قرار دهد.

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري

در مجموع، افزايش تنش ميان پاكستان و افغانستان را نمي‌توان صرفا به اختلافات تاريخي يا منازعات مرزي تقليل داد. آنچه امروز شاهد آن هستيم، تلاقي چندين لايه از بحران است: از بي‌اعتمادي دوجانبه و فعاليت گروه‌هاي تروريستي گرفته تا رقابت‌هاي ژئوپليتيكي و منافع قدرت‌هاي بزرگ. در چنين شرايطي، هرگونه راه‌حل پايدار نيازمند رويكردي چندسطحي است؛ رويكردي كه هم متغيرهاي داخلي و دوجانبه را در نظر بگيرد و هم نقش بازيگران ثالث و پيامدهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را به‌طور واقع‌بينانه ارزيابي كند. بدون چنين نگاهي، وضعيت كنوني نه‌تنها فروكش نمي‌كند، بلكه مي‌تواند به بحراني فراگيرتر در قلب آسيا تبديل شود. چشم‌انداز درگيري‌هاي ميان افغانستان و پاكستان با درنظر گرفتن عوامل خارجي نشان مي‌دهد كه اين تنش‌ها بيش از آنكه به يك جنگ كلاسيك دوجانبه منجر شوند، در قالب درگيري‌هاي محدود، نيابتي و كنترل‌شده تداوم خواهند يافت. مهم‌ترين ابعاد اين ارزيابي را مي‌توان اينگونه بيان كرد: ايالات متحده پس از خروج از افغانستان، علاقه‌اي به بازگشت مستقيم به بحران ندارد.ايالات متحده با فشار سياسي و اطلاعاتي غيرعلني تلاش مي‌كند سطح تنش از آستانه بحران عبور نكند. براساس گزارش‌هاي موجود، امريكا از تشديد درگيري‌اي كه پاكستانِ هسته‌اي را بي‌ثبات كند يا فضا را براي بازيگران رقيب باز كند، پرهيز دارد. با اين حال اين كشور از هرگونه اقدامي كه چشم‌انداز اقدامات و فعاليت‌هاي مرتبط به طرح‌هاي زيرساختي چين را تحت تاثير قرار دهد، استقبال خواهد كرد. از سوي ديگر چين را بايد مهم‌ترين بازيگر خارجي بازدارنده تشديد تنش بين پاكستان و افغانستان دانست. امنيت طرح‌هاي اقتصادي و مسيرهاي اتصال منطقه‌اي براي پكن حياتي است. چين با ميانجي‌گري نرم (بخصوص از طريق سازوكار سه‌جانبه با پاكستان وافغانستان)، فشار اقتصادي و ديپلماتيك، هم اسلام‌آباد و هم كابل را به خويشتن‌داري سوق مي‌دهد. دراين ميان بازيگر سوم يعني هند را بايد برنده تداوم و تشديد شكاف‌ها ميان پاكستان و افغانستان دانست. بسياري از تحليل‌گران مسائل جنوب آسيا براين باورند كه هند از فرسايش امنيتي پاكستان منتفع مي‌شود. 

در يك نتيجه‌گيري بايد گفت در چارچوبي كنترل‌شده، شكاف‌ها و تنش‌ها احتمالا ادامه خواهدداشت و حل ريشه‌اي اختلافات بدون توافقات امنيتي و سياسي دوجانبه نيز دور از انتظار است. از سوي ديگر به نظر مي‌آيد تلاش‌هاي پاكستان براي نقش‌آفريني به عنوان محور مركزي يك راهگذر اقتصادي و راهبردي تازه در اوراسيا و تثبيت آن براي بازتعريف نقش خود در نظم منطقه‌اي، بدون حل و فصل مشكلات موجود، مي‌تواند عقيم مانده و چسبندگي‌هاي افغانستان با حوزه آسياي مركزي و جدايي تدريجي و مآلاً استقلال اين كشور از حوزه جنوب آسيا را تشديد نمايد. موضوعي كه به هيچ‌وجه مورد قبول پاكستان نخواهدبود. با اين وجود برخي نخبگان افغاني براين باورند كه افغانستان نيز همچنان نياز دارد كه همه مسيرهاي ترانزيتي به رويش باز بمانند. از نظر آنها اين نه‌تنها به نفع افغانستان و پاكستان خواهد بود، بلكه براي ادغام اقتصادي منطقه‌اي نيز داراي اهميت خواهد بود. 

تحليل‌گر ارشد مسائل آسياي جنوبي 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون