«اعتماد» در گفتوگو با مرتضي مكي بررسي میکند
تهران كابوس واشنگتن
استراتژي ميداني ايران معادلات نظامي ايالاتمتحده و رژيم صهيونيستي را بر هم زد و حالا تهران با تكيه بر كارت تنگه هرمز تلاش دارد تا موازنه قدرت را به نفع خود بازتعريف كرده و با تحميل فشار ناشي از افزايش بهاي انرژي دشمن را به عقبنشيني وادارد. در شرايطي كه سطح تنش ميان ايران و ائتلاف امريكا و رژيم صهيونيستي طي روزهاي اخير به سطح بيسابقهاي رسيده و همزمان با افزايش چشمگير قيمت حاملهاي انرژي در بازارهاي جهاني، نگرانيها از گسترش جنگ به كل منطقه تشديد شده است، اظهارات اخير سيد عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان مبني بر وجود ايدههايي براي پايان دادن به جنگ و آمادگي تهران براي بررسي پيشنهادهاي تضمينكننده، با ادعاي رد پيشنهادات آتشبس ازسوي دونالد ترامپ بار ديگر گمانهزنيها درخصوص سرنوشت اين رويارويي را به اوج رسانده است. درحاليكه نشريه والاستريت ژورنال از چالشهاي عملياتي واشنگتن در تنگه هرمز و نياز به هزاران نيرو براي اسكورت نفتكشها خبر ميدهد، هشدارهاي جدي مقامات امريكايي نظير ديويد ساكس مبني بر خطرات نابودي اسراييل و فاجعهبار شدن وضعيت خليجفارس در صورت تداوم درگيري، فشارهاي داخلي بر كاخ سفيد را براي يافتن يك «راه خروجي» افزايش داده است؛ سناريويي كه با وجود آزادسازي ذخاير استراتژيك نفت، هنوز راهكار مشخصي براي مهار قيمتها در بازار انرژي و ميدان نبرد پيدا نكرده است. گروهي از ناظران با اشاره به انفجار قيمت انرژي در صورت تداوم و دامنهدار شدن درگيريها هفته پيش رو را هفتهاي حياتي براي سرنوشت درگيريها ارزيابي ميكنند. به باور اين گروه از تحليلگران به واسطه تشديد فشارها ازسوي جريان مخالف جنگ در ايالاتمتحده و همزمان تشديد فشارها ازسوي ائتلاف اعراب منطقه احتمالا شاهد پايان رويارويي طي روزهاي آينده خواهيم بود. هر چند اين گروه همچنان تاكيد دارند ارايه سناريو در شرايط مبهم كنوني كه معادلات جنگ را پيوسته دچار تحول ميكند، دشوار است. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي سناريوهاي احتمالي نتايج اين رويارويي با مرتضي مكي، كارشناس مسائل سياست خارجي گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
مرتضي مكي، كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به سوال «اعتماد» درخصوص تحليل معادلات جنگ طي روزهاي اخير گفت: طي روزهاي اخير، ايران تحولات سياسي و ميداني پرشتابي را پشت سر گذاشته است. سناريويي كه تصور ميشد به عنوان گزينه آخر درنظر گرفته شود، در عمل به گزينه اول تبديل شد؛ زيرا نوع حمله و سنگيني آن، نشاندهنده تلاشي براي براندازي نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران بود. آنها با هدف قرار دادن ساختار نظام، قصد داشتند شرايطي بيثبات و ناامن ايجاد كنند تا به اهداف مدنظر خود دست يابند؛ اما مشابه جنگ ۱۲ روزه، جمهوري اسلامي ايران با مشاركتي گسترده و انگيزهاي بسيار بالا، جنگي را به نمايش گذاشت كه هم غافلگيركننده بود و هم ابعادي بسيار بزرگ در سطح منطقه و جهان به دنبال داشت. اگرچه ترامپ با چنين واكنشي مواجه شد و با تعلل بيشتري نسبت به حمله ايران اقدام كرد، اما شخصيت خودشيفته و استراتژي «صلح از موضع قدرت» او كه بر اين باور بود، ميتواند با استفاده از ابزار نظامي و اقتصادي امريكا در هر نقطهاي به اهدافش برسد، او را دچار توهم كرد. نوع عمليات انجام شده باعث شد او تصور كند قادر است اهداف بسيار بزرگي را محقق كند؛ اما عدم شناخت كافي از جامعه ايران باعث شد كه آنگونه كه پيشبيني كرده بود، به اهداف مدنظرش دست نيابد. به باور مكي در اين واكنش، جمهوري اسلامي ايران تنها رژيم صهيونيستي را هدف قرار نداد، بلكه ۱۱ كشوري كه در آنها پايگاههاي امريكا مستقر بود، درمعرض حملات همهجانبه ايران قرار گرفتند. مسالهاي كه امريكاييها تصور نميكردند ايران چنين جسارت و شهامتي از خود نشان دهد كه بخواهد مستقيما پايگاههاي امريكايي در كشورهاي منطقه را هدف قرار دهد. مكي در ادامه اين گفتوگوبا اشاره به انسداد تنگه استراتژيك هرمز تشريح كرد: اين عرصه ميداني بسيار گسترده، بهويژه در تنگه هرمز، ابعاد اقتصادي وحشتناكي براي دولتهاي غربي و كشورهاي آسيايي به دنبال داشته است. وابستگي اين كشورها به نفت خليجفارس و تاثير اين بحران بر قيمت انرژي، تاكنون زيانهاي بسياري را متوجه امريكا و ساير كشورهاي غربي كرده است. همچنين در عرصه سياسي و بينالمللي نيز شاهد صدور قطعنامهاي عليه ايران بوديم كه البته ميتواند براي ايران خطرناك باشد. اگرچه تاكنون اين قطعنامه به صورت نمادين اجرا شده و خواستار توقف حملات ايران به كشورهاي منطقه شده در حالي كه ايران مورد تجاوز قرار گرفته است، اما متاسفانه حقوق بينالملل در چارچوب منافع قدرتهاي بزرگ عمل ميكند. از طرفي راي ممتنع چين و روسيه نيز ميتواند در مراحل بعدي براي ايران خطرات جدي ايجاد كند. لذا ايران بايد به فصل هفتم منشور سازمان ملل توجه داشته باشد. به گفته اين تحليلگر روابط بينالملل از طرفي چين و روسيه با توجه به نوع روابط و مناسبات مالي و سياسي كه با كشورهاي خليجفارس دارند، با احتياط بسيار بيشتري نسبت به امريكا واكنش نشان ميدهند و ممكن است در مراحل بعدي براساس منافع ملي خود تصميمگيري كنند. اين ملاحظه بايد در عرصه ميداني مورد توجه قرار گيرد و تهران نيز ديپلماسي فعالتري را در پيش گيرد. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص تبعات انسداد كامل تنگه هرمز گفت: واكنشهاي اخير آقاي عباس عراقچي، وزير امور خارجه و همچنين مقامات نظامي كشورمان نشان ميدهد كه ايران در كنار اقدامات ميداني، از ابزارهاي سياسي نيز بهره ميبرد. پيام ضمني بسته شدن تنگه هرمز روي كشتيهاي اسراييلي و امريكايي و اجازه عبور به ساير كشورها، اگرچه در ابتدا با بازخورد چنداني مواجه نشد، اما به نظر ميرسد طرف مقابل پيام ايران را دريافت كرده است. شاهد هستيم اروپاييها براي تضمين عبور كشتيهاي خود، وارد گفتوگوهاي مخفي با ايران شدند و اين پيام ازسوي ايران تكذيب نشد؛ امري كه حاكي از آن است كه ما همچنان در موضع قدرت هستيم. به گفته مكي در حال حاضر، تحولات موجود تحت تاثير تحركات ميداني و سياسي ايران است. پيشبيني ميشود حداقل تا يك هفته آينده، تلاشها براي توقف حملات به ايران ادامه يابد، اما توقف عمليات وابسته به واكنش ايران خواهد بود. ايران خواستههاي مشخصي را مطرح كرده كه انتظار دارد امريكاييها آنها را بپذيرند. سوال اصلي اين است كه امريكاييها در صورت توقف حملات، چه اقدامات سياسي ديگري را در قبال ايران انجام خواهند داد؟ واقعيت اين است كه هنوز تصميمگيري در مورد نحوه و شرايط خروج از جنگ، در دست حلقه اطرافيان جنگطلب ترامپ است. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در هر حال، جمهوري اسلامي ايران تلاش ميكند با هوشمندي و با رويكردي مديريتي، اقدامات سياسي بيشتري را در دستور كار قرار دهد. واكنش اخير آقاي عباس عراقچي نشان ميدهد كه ايران به دنبال انسداد كامل نيست، بلكه به دنبال مديريت تنگه هرمز است. اين رويكرد دو هدف را دنبال ميكند: نخست، مقابله با اتلاف احتمالي نيروهاي عليه ايران و دوم، برنامهريزي براي بلندمدت تا ابزار هرمز به شكلي درآيد كه تنها امريكا و اسراييل را تحت فشار قرار دهد. كاهش يا افزايش دامنه جنگ، وابسته به نوع رفتاري است كه امريكا در اين هفته اتخاذ خواهد كرد. اگر امريكا دامنه جنگ را گسترش دهد و بار ديگر تاسيساتي از ايران را هدف قرار دهد، به نظر ميرسد واكنش متقابل ازسوي ايران نيز شديدتر خواهد شد. مكي در پاسخ به ديگر سوال«اعتماد» در زمينه احتمال انسداد ديگر مسيرهاي ترانزيتي انتقال حاملهاي انرژي گفت: نكته قابل توجه اين است كه تاكنون يمن به صورت رسمي وارد جنگ نشده است. اين امر نشان ميدهد كه جريان مقاومت با هماهنگي و دقت بيشتري ميتواند براي گسترش دامنه جنگ آماده باشد. بايد توجه داشت كه با توجه به فشارهاي سياسي وارد شده بر دولت امريكا، ممكن است جنگ به پايان برسد. اكنون اين سوال مطرح است كه آيا طرفداران جنگ در امريكا تحت تاثير اين فشارها تصميماتي براي محدود كردن يا گسترش اين موقعيت اتخاذ خواهند كرد؟ ايران همچنان پايگاههاي امريكا را هدف قرار ميدهد كه خساراتي را متوجه ايالاتمتحده كرده است. لذا اين روش و واكنش از لحاظ روايتي كه از جنگ ارايه ميشود، ميتواند تبليغات مثبتي براي ايران باشد، زيرا افكار عمومي امريكا متوجه ميشود كه ايران به دنبال گرفتن تلفات انساني غيرنظامي نيست، بلكه فقط مراكز نظامي امريكا را هدف قرار ميدهد. مكي در ادامه اين گفتوگو و درباره رويكرد احتمالي اعراب در صورت دامنهدار شدن جنگ به «اعتماد» گفت: اكنون در ميان كشورهاي عربي اگرچه اختلافنظرهايي وجود دارد، اما پيوستن رسمي آنها به ائتلاف امريكا و اسراييل، تبعات بسيار خطرناكي را به دنبال خواهد داشت. اين حكومتها كه ساختاري شيشهاي و بسيار آسيبپذير و گلخانهاي دارند، در صورت همراهي آشكار و رسمي با امريكا، با خطر از دست دادن زيرساختهاي خود مواجه ميشوند و ديگر به سادگي گذشته نخواهند توانست اعتماد و سرمايه را به منطقه جذب كنند. به نظر ميرسد همراهي ميداني آنها همچنان به صورت چراغ خاموش و همانند هفتههاي گذشته ادامه يابد؛ بدان معنا كه خاك و فضاي خود را به صورت غيررسمي دراختيار امريكاييها قرار ميدهند. با اين حال، در عرصه سياسي، شاهد هستيم كه تحركات آنها عليه ايران تشديد شده است؛ صدور قطعنامه عليه ايران گواهي بر اين مدعاست.به گفته مكي در اين شرايط، جمهوري اسلامي ايران بايد در سطح منطقه و جهاني تحركات سياسي اصلي و موثري انجام دهد. بهويژه ضروري است كه در كنار واكنشهاي ميداني، يك استراتژي مشخص براي خروج از اين جنگ تدوين كند تا بتواند از اين وضعيت پيروز خارج شود. اين كارشناس مسائل سياست خارجي درخصوص سناريوهاي پيش رو طي روزها و هفتههاي آينده تشريح كرد: پيشبيني وضعيت بسيار دشوار است؛ همانطور كه در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد، امريكاييها همچنان سايه جنگ را بر سر ايران حفظ كردند و همچنان به دنبال خواستههاي خود با شدت بيشتري بودند. از طرفي اگر بدون دستاوردي از اين جنگ خارج شوند، شكستي سهمگين و حيثيتي براي آنها خواهد بود. با اين حال، تبعات اقتصادي و امنيتي وجود دارد كه آنها نميتوانند ناديده بگيرند. بايد توجه داشت كه آنها اميدوار بودند با شيوه بمباران و ايجاد نارضايتي، سطح آشوب را بالا برده و در داخل ايران واكنشي منجر به ناآرامي و شورش ايجاد كنند. خوشبختانه با گذشت زمان، دستيابي به اين خواسته بسيار دشوارتر شده است. حضور گسترده مردم در خيابانها و ميدانها نشان ميدهد كه فضاي شهرها در دست جمهوري اسلامي است و هرگونه آرامش در داخل نبايد دستكم گرفته شود. اما همچنان بايد در برابر پيشبيني شورش در داخل كشور هوشيار بود. به گفته مكي درخصوص سناريوهاي پايان جنگ، گفته ميشود ترامپ درنظر داشته است كه ميتواند از اين ابزار براي تحميل شكست به ايران استفاده كند. اگر بخواهد تهديداتش را بيشتر كرده و مراكز انرژي و زيرساختها را هدف قرار دهد، تبعات جنگ بسيار گسترده خواهد شد؛ اقدامي كه خارج از تصور نظام سياسي امريكا بوده و معادلهاي است كه آنها تجربه نكردهاند. اين امر ممكن است شكستي سنگين براي آنها به همراه داشته باشد يا دامنه جنگ را به شكلي هدايت كند كه افزايش جنگ براي امريكاييها ديگر يك گزينه نباشد. لذا اگر آنها نتوانند قيمت انرژي را مديريت كنند، بايد با ابزارهاي سياسي بيشتري براي پايان دادن به جنگ تلاش كنند؛ ايدهاي كه در فضاي سياسي فعلي امريكا وجود ندارد و بر اين باورند كه فرسايش جنگ و تبعات آن هزينههاي بيشتري را براي امريكا و متحدانش به دنبال خواهد داشت. اين تحليلگر روابط بينالملل در پايان خاطرنشان كرد: فضاي موجود بسيار مبهم است و اگر بخواهيم سناريويي را ترسيم كنيم كه در آن امريكاييها هزينه سنگيني متحمل شوند، بايد توجه داشت كه اين جنگ به يك جنگ حيثيتي براي ترامپ تبديل شده است. ازسوي ديگر، تداوم جنگ هزينههاي بالايي دارد و به نظر ميرسد فشارهاي ميداني و سياسي بر ترامپ در هفته آينده بسيار بيشتر خواهد شد.