«اعتماد» از زندگي افراد داراي معلوليت در زمان بحران و جنگ گزارش ميدهد
سرگردان در ميان موجهاي انفجار
نيره خادمي
محمد جعفر بيگلو در زمان جنگ دوازدهروزه، هنوز نفس ميكشيد اما اين روزها از تجربه رنجهاي مضاعف جنگي كه از هشتم اسفند در ايران آغاز شده است، بر حذر است. بمباران و تخريب خانه و خيابان و شهر در خرداد امسال براي او هم مانند تمام افراد جامعه ۱۰ ميليون نفري افراد داراي معلوليت در ايران ، يك موقعيت سخت و آسيبزا بود. با صداي انفجارها هراس به جانش ميافتاد و در تلاشي نافرجام ميخواست از جا بپرد تا براي خود و دختر جوانش كاري كند. گاهي ميترسيد و گاهي سرخورده ميشد اما همه را در خود فرو ميخورد تا شايد روزي آن همه رنج را در ميان خطوط سينمايي و كسوت مورد علاقهاش جاري كند. مادرش حالا حدود ۵ ماه پس از آخرين نفسهاي محمد در گفتوگو با «اعتماد» از شبي تعريف ميكند كه در جريان جنگ دوازده روزه، زنهار تخليه محله را دادند اما نه تنها فرزندي كه معلوليت داشت كه كل خانواده «نميتوانستند خانه را ترك كنند.» جنگ براي همه آدمها شرايط سختي را رقم ميزند اما قطعا شرايط آنهايي كه داراي معلوليت هستند سختتر است. جابهجايي براي فرد داراي معلوليت، دشوار است و براي فردي كه داراي ضايعه نخاعي است سختتر. جابهجايي فرد داراي معلوليت در شرايط عادي هم مشكلاتي دارد و اين مشكلات در دوران ناپايدار جنگ و بمباران محلات و تخريب خانهها، سختتر و پيچيدهتر است. محمد جعفر بيگلو تحصيلكرده سينما بود، يكي از همان افرادي كه در طول زندگي ۴۷ساله خود و سالهاي ويلچرنشيني در رفت و آمدهاي روزمره و انجام فعاليتهاي روزمره خود مشقتهاي زيادي را پشت سر ميگذاشت و در جنگ دوازده روزه هم آسيب زيادي بر پيكر خسته او وارد كرد. در شرايط عادي اگر براي يك كار اداري به سازماني ميرفت و بايد خود را به طبقات بالاي ساختمان ميرساند، مشكل داشت و كسي چه ميداند براي دريافت پاسخ دوخطي چقدر تحقير ميشد و عذاب ميكشيد.« نميتوانست بيرون برود و بهطور كلي در اجتماع به خاطر معلوليت اذيت ميشد آنقدري كه ميشود درباره آن كتاب نوشت. به خانه كه ميآمد اعصابش خرد بود.» تابستان امسال با يك سرماخوردگي ساده راهي بيمارستان و اورژانس شد و در مهرماه در حالي كه يكي از ريههايش از كار افتاده و ريه ديگرش چسبندگي پيدا كرده بود ديگر اين جهان را تاب نياورد و ترك دنيا گفت. مادر محمد جعفر بيگلو ميگويد: « در زمان جنگ دوازدهروزه وقتي تهران بمباران ميشد از سر و صداها كل بدنش لرزه ميگرفت. يك بار نصفه شب از وحشت حملهها به خانه پسر برادرم تماس گرفته بود. با اينكه ما نزديك او بوديم باز هم ميخواست يك نفر حامي او باشد كه نترسد. ما در يك ساختمان ولي در واحدهاي جداگانه زندگي ميكرديم، چون زماني كه مهمان ميآمد معذب ميشد ولي بهطور كل در ۲۴ ساعت روز شايد ۵ تا ۶ ساعت تنها ميشد.در جنگ دوازده روزه بانك سپه كه نزديك ما بود را زدند و يك شب در كانالها اعلام كردند شهرك وليعصر را تخليه كنيد اما من گفتم اگر همه هم بروند من به خاطر محمد هيچ جايي نميروم. همسايهها ميخواستند تخليه كنند ولي ما نميتوانستيم هيچ جايي برويم چون پسرم با ويلچر برقي بود بنابراين حركت براي او سخت بود. حتي اگر سر ما هم بمب ميريختند، نميتوانستيم تكان بخوريم.اساسا هر جايي كه يك پله هم داشت نميتوانستيم برويم به همين دليل خيلي اذيت ميشد.»
در آموزش و فرهنگسازي كم كاري كرديم
علي كرمي، عضو هياتمديره بنياد خيريه معلولان و سرپرست گروه موسيقي نگاه، فرد ديگري است كه در گفتوگو با «اعتماد» از مصائب و مشكلات افراد داراي معلوليت در زمان بحران و جنگ ميگويد. آسيب نخاعي دارد و از سال 1383 پس از تصادف در مسير دانشگاه دچار اين آسيب شده است و حالا ميگويد؛ جنگها اغلب به جمعيت معلولان كشورها اضافه ميكنند: « متاسفانه طوري كه به نظر ميرسد براي افراد داراي معلوليت، تدابيري براي زمان بحران و جنگ اتخاذ نشده است و حتي از جنگ قبلي هم نتوانستيم در اين زمينه عبرت بگيريم. در حال حاضر تمام دوستان و افراد داراي معلوليت كه با آنها در ارتباط هستم دچار سرگرداني شدهاند. هر شهري در شرايط جنگي داستان خود را دارد اما افرادي كه در تهران زندگي ميكنند، خيلي نگران هستند.» آنطور كه او ميگويد اين افراد علاوه بر هجمههاي فيزيكي و آسيب احتمالي ناشي از پرتابهها در معرض آسيبها و مشكلات رواني و روحي ناشي از جنگ قرار دارند: «شما يك فرد تندرست هستيد اگر اصابتي نزديك منزل شما اتفاق بيفتد ميتوانيد از جا بلند شويد و چند قدم خود را جابهجا كنيد يا به مكان امنتري در واحد خود برويد اما فردي كه داراي معلوليتهاي حركتي يا نابيناست نميداند چه كند. چنين شرايطي، اين افراد را دچار ترس و بهشدت آشفته ميكند آن هم در شرايطي كه آموزشهاي لازم به آنها داده نشده است. سال گذشته ستاد بحران شهر تهران، براي افرادي كه فعال اجتماعي هستند كلاس آموزشي گذاشت؛ ميگفتند هر فردي در خانه خود و براي خود اتاق امني درست كند يا مثلا اتاق خود را امن كند اما سئوال اينجاست كسي كه در خانهاي با قدمت ۴۰ ساله يا ۳۰ ساله زندگي ميكند، چطور ميتواند اتاق خود را امن كند. نهايت اينكه ميتواند از پنجره فاصله بگيرد و يا قسمتهايي از آن را عايق بگيرد اما در برابر اين شدت انفجارها، تخريب و موج انفجار اين حرفها بيشتر شبيه به شوخي است.» كرمي از خبر متاثركنندهاي كه طي روزهاي گذشته درباره شهادت يكي از كارمندان جامعه معلولان شنيده است، سخن ميگويد: « اين خانم هم معلوليت جسمي و حركتي داشت و زماني كه ميدان رسالت بمباران شد در حالي كه در خودروي خود بود بر اثر اصابت تركش به بدنش، به شهادت رسيد. با مادرش تنها زندگي ميكرد و آن روز هم از خانه بيرون آمده بود تا براي خانه خريد كند. دختر تلاشگري بود و در زمينه معلولان خيلي زحمت ميكشيد.البته او نسبت بهشدت معلوليت خود ميتوانست جابهجا شود و حتي مثلا برود براي خانه خريد كند اما خودم، در زمان اولين اصابت در تهران دچار نگراني بسيار زيادي شدم. خانه ما در طبقه پنجم است و تمام نگراني من در آن شرايط اين بود كه اگر برق قطع شود، من كه روي ويلچر هستم چطور ميتوانم به طبقات پايين بروم. در آن شرايط چه كسي ميتواند به من كمك كند يا پدر و مادرم كه سني از آنها گذشته است چطور ميتوانند خود را نجات دهند. اين خيلي بد است و در ادامه هم تاثير بدي روي روان افراد داراي معلوليت ميگذارد. اين ترس و آشفتگيهاي رواني در آينده افراد تاثير ميگذارد مخصوصا آنهايي كه از نظر اعصاب ضعيفتر هستند و آستانه تحملشان كمتر است. من در تعجم كه چرا ما كه چندين سال در جنگ ۸ ساله بوديم و اين شرايط را تجربه كرديم هيچ تدابيري براي اين شرايط نينديشيديم كه جاي امن يا پروتكل و دستورالعملي در اختيار افراد داراي معلوليت قرار دهيم.» او به قطعي اينترنت اشاره ميكند كه تاثير مضاعفي بر زندگي افراد داراي معلوليت دارد: « افرادي كه بر اساس نوع معلوليت، ترددشان دچار مشكل است و براي آن از اينترنت استفاده ميكنند در زمان قطعي به هيچ چيزي دسترسي ندارند.» او معتقد است با سيل عظيمي كه در كشور به سمت سالمندي و معلوليت پيش ميرويم بايد در اين زمينه فكر اساسي كرد، بايد اين افراد را در بحرانها ديد و راهكار و نقشه راهي برايشان در نظر گرفت تا وقتي با اين اتفاقات روبهرو ميشوند دچار وحشت نشوند چرا كه در اين جنگ هم تعداد زيادي از افراد آسيب ديده به جامعه معلولين اضافه ميشوند.«ما هميشه در شرايط بحران هستيم و تاكنون هم بحرانهاي اجتماعي زيادي داشتيم مثلا در اعتراضات ديماه فرض كنيد فرد داراي معلوليت از خانه بيرون آمده است و با آن حجم تردد و اتفاقاتي كه ميافتد ميخواهد چه كار كند؟ من باز تاكيد ميكنم و فكر ميكنم در آموزش و فرهنگسازي ما كم كاري كرديم. در توليد فرهنگ اگر هم اتفاقي افتاده است كفاف نياز اين جامعه را نداده است. اطلاعرسانيها و آموزش كم بوده و به همين علت افراد در اين شرايط نگران ميشوند.»
مصائب جنگ براي افراد داراي معلوليت ذهني
محمد جودي، يكي ديگر از فعالان اين حوزه هم در توصيف شرايط حال حاضر براي افراد داراي معلوليت به «اعتماد» ميگويد: « شرايط جنگي كه براي ما هست براي شما هم هست و البته نوع معلوليتها متفاوت است. مثلا براي معلوليتهاي جسمي حركتي يا افرادي كه مشكل تنفسي دارند، قطعي برق مشكلساز است. در اعتراضات كل اينترنت به نوعي قطع بود اما الان بهطور كلي قطع نشده و حداقل مردم اينترنت داخلي را دارند اما به عنوان مثال نابينايان براي گذران زندگي روزمره از هوش مصنوعي استفاده ميكنند تا متنها را بخوانند و متوجه مسيرشان شوند و حالا كه اينترنت جهاني قطع شده است با مشكل مواجه شدهاند چون اينترنت داخلي اين امكانات را ندارد. معلوليني كه به سختي كسب و كار اينترنتي راه انداخته بودند در اين شرايط از امرار معاش جا ماندهاند. پناهگاه كه اصلا هيچ كس ندارد اما در زمينه افراد داراي معلوليت نگرانيهاي بيشتري وجود دارد. ما بايد در زمان بمباران چه كار كنيم؟ وقتي برق قطع شود و آسانسور كار نكند چطور بايد از پله پايين بياييم؟ به فرض كه بخواهيم در اين شرايط به جايي منتقل شويم اما در خانه امكاناتي را براي خودمان مناسبسازي كردهايم و در هيچ جاي ديگر اين امكانات حتي در حد يك تولت فرنگي وجود ندارد بنابراين با مشكل مواجه ميشويم.» جودي درباره مسائلي كه صداي شديد انفجارها براي افراد داراي معلوليتهاي ذهني يا ناشنوايان همراه دارد توضيح ميدهد: « انفجارها براي همه ناگوار است اما اين افراد اغلب روتينهاي زندگي خود را بايد داشته باشند و زماني كه اين روتينها به هم ميخورد آسيب ميبينند و آشفته ميشوند. از سوي ديگر افرادي كه شنوايي ندارند اصلا صداي انفجارها را متوجه نميشوند و نابينايان نميدانند چطور بايد فرار كنند.»
توصيههايي براي مراقبت از افراد آسيبپذير
بهطور كلي در شرايط جنگ و بحران، مراقبت از افرادي كه آسيبپذيري بيشتري دارند، بهويژه معلولان و بيماران خاص، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرند و ناديده گرفتن اين موضوع ميتواند خطرناك باشد. خبرگزاري ايسنا در مطلبي به برخي از اين موارد اشاره كرده است كه در ادامه خلاصهاي از آن را ميخوانيد؛ فراهم كردن وسايل كمكحركتي مانند ويلچر، عصا، واكر، سمعك و عينك، همراه داشتن باتري و شارژرهاي اضافه و شناسايي مسيرهاي خروج اضطراري مناسب، از جمله اقدامات ضروري در اين زمينه است. لازم است كه برنامه خروج اضطراري داشته باشيد و نزديكترين خروجي مناسب براي ويلچر را شناسايي كنيد.اگر در آپارتمان هستيد، براي پلهها برنامه داشته باشيد و يك نفر را از قبل براي كمك هماهنگ كنيد.همچنين براي افرادي با معلوليت ذهني يا اوتيسم، آرامش و توضيحهاي شمرده و همراه داشتن اشياء آرامبخش اهميت دارد. براي ناشنوايان و كمشنوايان، اگر سمعك دارند باطري اضافه بگذاريد. استفاده از علائم بصري براي هشدار و يادگيري چند كلمه زبان اشاره توصيه ميشود. اگر در خانواده افراد نابينا و كمبينا داريد اشياء را جابهجا نكنيد مگر اينكه به آنها بگوييد. هنگام راه رفتن، اجازه دهيد بازوي شما را بگيرند.با صداي واضح و شمرده حرف بزنيد. اگر عينك دارند، حتما يدك داشته باشيد.
طرح شكايت به سازمانهاي بينالمللي
در كنار تمام كمبودها و نقصهايي كه در اين زمينه وجود دارد سازمان بهزيستي هم در اين چند روز، گزارشهايي از ميزان آسيب به افراد تحت پوشش بهزيستي از جمله معلولان داده است. سازمان بهزيستي كشور در هفتههاي پيش اعلام كرد كه در حال طرح شكايت رسمي از آسيبهاي ناشي از حملات امريكا و رژيم صهيونيستي به گروههاي تحت پوشش خود در نهادهاي بينالمللي است. سيدحسن موسوي چلك، يكي از مسوولان بهزيستي هم توصيههايي را در رابطه با شرايط جنگي مطرح كرد و گفت كه در صورتي كه فرد داراي معلوليت، بيخانمان، مبتلا به اعتياد، در راه مانده، سالمند گمشده و… را مشاهده كرديد كه نيازمند خدمات اجتماعي بود به شهرداري (در تهران و كرج ۱۳۷)، بهزيستي يا در مواقع خاص به بيمارستان معرفي كنيد. در 16 روز نخست جنگ ۳۰ هزار خانوار تحت پوشش در جريان حملات آسيب ديدهاند و دو مددجوي داراي معلوليت به شهادت رسيدند. 956 واحد مسكوني مددجويان سازمان آسيب ديده و از اين تعداد ۴۱ واحد تخريب كامل شدهاند. ساختمانهاي اداري اين سازمان در استانهاي كردستان، ايلام، كرمانشاه، تهران و آذربايجان غربي از 50 تا 5 درصد آسيب ديدهاند. مركز نگهداري معلولان ذهني فرديس هم در نوزدهمين روز اسفند به واسطه حمله به شهرك وحدت اين شهرستان مورد آسيب قرار گرفت كه به ۸۰ توانخواه و معلول ذهني زير ۱۴ سال خدمات ارايه ميداد.