• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6288 -
  • 1405 شنبه 15 فروردين

كم آزاري؛ بهين بهان دادبه

علي اكبرجعفري ندوشن

1) دكتر اصغر دادبه را نخستين‌بار 30 سال پيش در جلسات هفتگي دكتر اسلامي ندوشن در انتشارات يزدان ديدم. مردي آراسته و وارسته و مبادي آداب كه وقتي در گفت‌وگوهاي آن محفل ادبي شركت مي‌كرد و دايما به ابياتي از حافظ استشهاد مي‌نمود، توجه و تحسين همه را برمي‌انگيخت. او فلسفه و كلام خوانده بود و ذهن روشمند و روشني داشت ولي عشقش ادبيات بود. شعر و غزل‌هاي فراواني از حفظ داشت و در درك اشعار فارسي سنجه عيارمندي به كار مي‌گرفت. وزن و لحن ابيات را به نيكي مراعات مي‌كرد و با ته لهجه‌اي يزدي اما استوار و متين شعر مي‌خواند. 
 2) زنده نام دادبه بسيار ايران‌دوست بود و با شوق از فرهنگ و تمدن ايران سخن مي‌گفت و ديگران را هم به وجد مي‌آورد. ايران نقطه كانوني گفتارها و نوشتارهايش بود. اما ايران‌دوستي او شؤونيستي و ايدئولوژيك نبود. بلكه حسب شناخت روشني بود كه از فرهنگ و ادب ايران داشت و به رموز و ظرايفش آگاه بود. از اين رو از بي‌مهري به وطن برآشفته مي‌شد و جهان وطني را مذمت مي‌كرد. هرچند اين علاقه‌مندي به ايران، مانع نقد و نقب به آنچه ناروا مي‌دانست، نمي‌شد.
3) دادبه اهل فصاحت و بلاغت بود. ذهن وقاد و حافظه قوي داشت و در سخنراني‌هاي عمومي خود، اشعار نغز فارسي را بجا و بسزا چاشني اثربخش خطابه‌هاي خود مي‌كرد تا مستمعين خود را به وجد آورد و عشق به زبان و ادب فارسي را در دل و جانشان بنشاند. او همواره تاكيد داشت كه ساعات خلوت و فراغت خود و فرزندانمان را با خواندن و برخواندن اشعار حافظ و سعدي بگذرانيم تا ذهن و ضمير ما ايرانيان به حكمت و حلاوت اين اشعار مأنوس گردد. 
4) زنده‌ياد دادبه نكته سنج و گزيده گو بود، با آن صداي گرم و سيماي دلنشين همواره طنز مليحي در گفتارش بود. با رندي و ظرافت حافظانه‌اي نكته‌گيري مي‌كرد. بي‌آنكه از كسي بد بگويد يا ميل به ناحق بكند يا آزاري به غير برساند، بي‌هيچ محافظه‌كاري از نقد و نظر درباره آنچه مي‌ديد و مي‌شنيد درنمي‌گذشت. 
5) دكتر دادبه جزو معدود فيلسوفان ادب پروري بود كه حكمت و فلسفه را با چاشني شكرين ادب فارسي به مخاطبين خود مي‌آموخت. لذا به همان نسبت كه از حكمای يونان باستان و فلاسفه و متكلمين ايران زمين سخن مي‌گفت در گشودن در حكمت به روي خوانندگان آثارش، ادباء وشعراء فارسي زبان را نيز به مدد مي‌جست. به‌طور مثال او فلسفه اخلاقش را بر مبناي كم آزاري بنيان نهاده بود و بهين بهان يا خوبترين خوبان را كم آزارترين مي‌دانست و همواره با اشاره به بيتي از حكيم ناصرخسرو كه مي‌گفت؛ «... بهين بهان كم آزار است.»
در تبيين نظريه اخلاقي  خود كه موسوم به «نظريه كم آزاري ايرانيان» بود. با بررسي موضوعاتي چون دانايي و ميانه‌رويي و لذت‌گريزي و... به عنوان نظرياتي در فلسفه اخلاقي يونان، به نظريه‌اي برآمده از فرهنگ ايران دست يافته بود كه آن را «نظريه كم آزاري ايرانيان» نام نهاده بود. اعتقاد داشت در فرهنگ اصيل ايران نقطه كانوني اخلاق «كم آزاري» است و تمام احكام اخلاقي در فرهنگ ايراني قبل و بعد از اسلام، بر بنياد اصل كم آزاري استوار مي‌شود و متفكراني كه وفاداري بيشتري به فرهنگ اصيل ايراني داشته‌اند احكام اخلاقي خود را بر بنياد اين اصل سامان داده‌اند و از غزل‌هاي مألوف حافظ اين ابيات را شاهد مثال مي‌آورد: «دلش به ناله ميازار و خــتم كن حافظ***كه رستگاري جاويد در كم آزاري است» و يا: «مباش در پي آزار و هرچه خواهي كن***كه در شريعت ما غير از اين گناهي نيست»
6) دكتر اصغر دادبه در نظرگاهي ديگر مفهوم متعالي ادبي- عرفاني«عشق وشهود » را با مفهوم عقل و خرد برهاني فلاسفه و منطقيون درهم آميخته و از آن اكسير ارزشمندي فراهم آورده كه خود بر آن « خرد عشق» يا « خرد ايراني» نام نهاده بود. عقل يا خرد استدلالي كه محاسبه‌گر است در نظر دكتر دادبه در راهبري آدمي تا به سرانجام زندگي پـاي همراهي ندارد و لذا وي با استعانت از شاعر انيس خود خواجه حافظ شيرازي كه مي‌گفت؛ «اين خــــرد خام به ميـخانه بر***تا مي‌لعل آوردش خون به جوش» او بر اين نظر بود كه اين خرد يا عقل معاش انديش بايد در كوره عشق گداخته شود تا از آن گوهري ناب فراهم‌ آيد و راه حقيقت را فراروي آدمي بگشايد. در نزد دادبه فرهنگ و فلسفه ايراني با دوبال‌ فلسفه استدلالي و اشراقي بود كه به سرمنزل مقصود مي‌رسيد. تركيب اين دو شيوه شناخت كه در نظر اين حكيم داناي روزگار ما به « خرد ايراني» تعبير شده بود از نگاهي ديگر ريشه در حكمت خسرواني يا فلسفه اشراقي شيخ شهاب‌الدين سهروردي نيز داشت. شيخ اشراق كه شهود را مرحله عالي تعقل مي‌دانست در مقدمه حكمه‌الاشراق آورده است؛ «بهترين جويندگان دانش الهي كساني هستند كه هم طالب تاله (=شهود و عرفان)‌اند، هم خواستار حكمت بحثي (= جهان‌بيني عقلاني).» دكتر دادبه نيز مقدمه ورود به عالم اشراق و عرفان را در نورديدن پهنه فلسفه استدلالي و تعقل و تأمل در مباني برهاني با تكيه بر عقل يا خرد استدلالي مي‌دانست.در نظر او بدون درك ساحت عقلاني، در مقام كشف و شهود نيز دچار نقصانيم و از سويي ديگر دريافت‌هاي عرفاني نيز بدون زبان منطق و استدلال قابل عرضه و انتقال به ديگران نيست.
7) دكتر دادبه در تاريخ ادبيات ايران از فردوسي تا حافظ و سعدي را جملگي سخنگويان چنين خرد شهودي مي‌دانست كه از خرد استدلالي يونانيان در مقام ترسيم راه سعادت بشر بسيار كارگشاتر و موثرتر است و از اين رو آن را « خرد ايراني » نام مي‌نهاد. دست يافتن به چنين عوالمي از حكمت و معرفت بي‌شك حاصل تجربه و دانش اندوزي فراوان در دو رشته حكمت و ادب بود كه اين حكيم ادب پژوه روزگار ما، بدان كامياب گرديد و با غواصي در اين درياي بيكران گوهرهاي ذي‌قيمتي به فرهنگ و ادب اين سرزمين ارزاني داشت. 
روانش آرميده باد.
دانشيار دانشگاه يزد

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون