تابآوري، تمركززدايي و نظام حكمراني
استمرار و پايداري خدمات دولت مانند تامين سوخت، كالاهاي اساسي، خدمات درماني و امدادي و خدمات بانكي بهرغم همه محدوديتها از نتايج اين رويكرد بوده است. اين در حالي است كه در بسياري از كشورها به خصوص كشورهاي آسيايي، بسته شدن تنگه هرمز باعث بروز بحران شده است.
از نظر تئوريك، نظامهاي متمركز داراي مزاياي زيادي به خصوص بهينهسازي استفاده از منابع ناشي از صرفهجويي مقياس هستند. برعكس، تمركززدايي ميتواند به تشتت، دوباره كاري و و اتلاف منابع منجر شود. اما وقتي تابآوري در راس اولويتهاي يك جامعه يا سازمان قرار ميگيرد لازم است فرموله كردن مساله و تابع هدف آن مورد بازنگري اساسي قرار گيرد و طبيعتا جواب حل مساله هم متفاوت خواهد بود.
نكته كليدي، استفاده از مزاياي يكپارچگي در عين تمركززدايي و تفويض اختيارات است. رويكرد اكوسيستمي با برخورداري از اين مزايا اجازه ميدهد هر يك از اجزا در عين استقلال، تعاملات خود را بهصورت پويا با ديگر اجزا تنظيم كنند و نظم و هماهنگي نه به صورت متمركز و برونزا بلكه به صورت داوطلبانه و درونزا ايجاد شود. در اين رويكرد، نوآوري نيز تقويت ميشود به نحوي كه همافزايي منتج از آن ميتواند به خوبي ضعف مزيتهاي اقتصادي ناشي از مقياس را جبران كند.
نظام اداري كشور به صورت سنتي در برابر توزيع قدرت و اتخاذ يك رويكرد اكوسيستمي مقاومت ميكند اما اگر قرار است اصلاحات اساسي در نظام حكمراني كشور در دوران پسا جنگ داشته باشيم، لازم است از هماكنون به فكر طراحي نظام جديد مبتني بر تمركززدايي، مشاركت عمومي، پويايي و استفاده از فناوريهاي پيشرفته پلتفرمي باشيم. تجربيات به دست آمده در جنگ تحميلي اخير، اگرچه همراه با هزينه مادي و معنوي زيادي براي كشور بوده، سرمايه گرانقدري براي ما محسوب ميشود؛ اميد است آن را غنيمت بشمريم.
رييس سازمان ملي بهرهوري ايران