ايران در منظومه فكري حضرت آيتالله سيستاني
تا اين لحظه و با توجه به روند تحولات نيز در خصوص ايران، پنج بيانيه هشداردهنده صادر كردهاند.
به ياد آوريم كه شامگاه چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴، آن هنگام كه خبرهايي در ميانه جنگ ۱۲ روزه در منطقه منتشر شده بود و احتمال حمله به بيت رهبري انقلاب و ترور ايشان ميرفت، نيمههاي شب، بيانيهاي صريح، كمسابقه و با بار راهبردي بالا از سوي حضرت آيتالله سيستاني منتشر شد :
«مرجعيت عالي قاطعانه هشدار ميدهد كه هر اقدام مجرمانهاي از اينگونه - افزون بر زير پا گذاشتن آشكار موازين ديني و اخلاقي و نقض صريح عرف و قوانين بينالمللي - پيامدهاي بسيار وخيمي براي سراسر منطقه در بر خواهد داشت، و چهبسا منجر به خروج كامل اوضاع از كنترل و بروز هرجومرج گستردهاي شود، كه رنج ملتهاي منطقه را افزايش داده و منافع همگان را به شدت به خطر بيندازد.»
ايشان در جنگ دوم عليه ايران نيز تاكنون در سه بيانيه صراحتا «با شديدترين عبارات اين جنگ ظالمانه را محكوم ميكند و از همه مسلمانان و آزادگان جهان ميخواهد آن را محكوم نموده و با مردم مظلوم ايران همبستگي كنند.» كساني كه سياق نجف اشرف را ميشناسند، ميدانند كه حوزه نجف اشرف كه از احتياط و خويشتنداري ساختاري برخوردار است و ورود سياسي آن بهشدت محدود و حسابشده است، معمولا در حوادث به يك بيانيه اكتفا ميكند. حضرت آيتالله سيستاني در جنگ ۱۲ روزه دو بيانيه و در جنگ اخير تاكنون سه بيانيه و دو فتواي مساعدت از محل سهمين و همچنين كمكهاي امدادي صادر كردهاند.
براي تبيين دقيقتر اين معنا، اشاره به دو تجربه شخصي را ضروري ميدانم. در نخستين روزهاي ماه شعبان اخير، توفيق زيارت عتبات عاليات فراهم شد. همچنين به ديدار حضرت آيتالله سيستاني، مرجع عاليقدر، مشرف شدم. آن روزها زمزمه حمله امريكا به ايران بالا گرفته بود. توفيق يافتم دقايقي نيز محضر آيتالله محمدرضا سيستاني را درك كنم. ايشان در ضمن بيانات و تحليلي مهم و عميق درخصوص اشغال عراق و مصائب سهمگين پس از آن و نقشههاي شوم عليه ايران، از دلنگراني عميق خود در خصوص حوادث احتمالي پيشرو سخن گفته و تصريح كردند: «من براي ايران نه خواب دارم و نه خوراك؛ بسيار نگران ايران و مردم ايران هستم». از زماني كه شهيد سليماني را به شهادت رساندند، نقطهاي تعيينكننده در تحولات مربوط به ايران آغاز شد. اميدوارم آقايان تدبير درست و دورانديشانهاي صورت بدهند. اگر ايران لطمهاي بخورد، ثلمهاي بسيار بزرگ خواهد بود؛ افزون بر آن، عراق و منطقه نيز آسيب خواهند ديد. مكتب لطمه خواهد خورد و به اين زوديها جبران نخواهد شد.
اين امتداد همان ديدگاهي است كه ۲۳ سال پيش در بيان حضرت آيتالله سيستاني نيز متجلي بود. به ياد ميآورم در نخستين روزهاي تيرماه ۱۳۸۲، كمتر از سه ماه از سقوط صدام (۲۳ سال پيش) در سفري به عراق كه با تمهيد حجتالاسلام والمسلمين سيدجواد شهرستاني ميسر شد، پس از زيارت عتبات عاليات، به ديدار حضرت آيتالله سيستاني شتافتم. آن روزها عراق در اشغال نيروهاي ائتلاف امريكايي - انگليسي بود و آشوب و هرجومرج همه جا را فراگرفته بود و در هر گوشه آثار و خرابيهاي جنگ و تانكهاي امريكايي و سربازان آن در ايست و بازرسيهاي پيدرپي مشاهده ميشد. عراق رسما اشغال و به كشوري بيقانون تبديل شده بود؛ اشغالي كه به قيمت جان صدها هزار عراقي، بيثباتيهاي ساختاري، نابسامانيهاي سياسي و اقتصادي و گسلهاي عميق هويتي و ملي تا رفع اشغال ادامه يافت. و اگر حكمت سياسي، استقلال شخصيتي و اعتدال راهبردي حضرت آيتالله سيستاني نبود، چهبسا امروز عراق نهتنها همچنان در اشغال و شورش، بلكه كشوري رسما تجزيه شده و غرق در افراط بود.
در آن نخستين روزهاي تابستان ۲۰۰۳، ايران نيز درگير گسلهاي سياسي و اجتماعي قابل توجهي شده بود و در دوره دوم اصلاحات، شكافهاي سياسي، امنيتي و اجتماعي به برخي اعتراضات خياباني منجر شده بود.
در خيابان آن روز شارعالرسول (ص) و در ميان كوچهاي بسيار قديمي نزديك به حرم مولايمان اميرالمومنين(ع)، به همراه دو تن از دوستان، به خانهاي بهغايت ساده و بيتكلف رسيدم. فكر ميكنم حدود 10 صبح بود. دقايقي بعد حضرت آيتالله در همان اتاق آشنا كه ويژه ملاقاتهاست، وارد شدند. آن ايام ايشان در حدود 73 سالگي بودند. خواستم دستشان را ببوسم، اجازه ندادند و آغوش گشودند. فرمودند: از طريق ارتباط با مردم، روزنامهها و تلويزيونها اوضاع را پيوسته دنبال ميكنند و تاريخ را از كتب ميخوانند. پس از مقدمهاي از انقلابها و تحولات جهان، كه حاكي از دامنه وسيع مطالعات ايشان بود، نكات بسيار مهمي فرمودند. با توجه به آنكه ايشان نهتنها به عنوان يك رهبر مذهبي، بلكه به عنوان يك شخصيت علمي، فكري و اجتماعي و حكيم در امر سياست شناخته ميشوند و تجربه اشغال عراق را داشتهاند، ديدگاههاي ايشان در آن نخستين روزها فوقالعاده آموزنده است. ايشان در بياناتي كه گويي براي همين امروز است، چنين فرمودند: «اينجانب نگران وضعيت عراق هستم. امروز در عراق امنيت وجود ندارد؛ خدمات اجتماعي نگرانكننده است و اقشار و اصناف مختلف از اين بابت رنج ميبرند و ديگر آنكه به لحاظ سياسي مشكل بزرگي وجود دارد و من نگران هستم. با توجه به اشغال عراق، بدانيد اينها براي كشورهاي ديگر نيز نقشه دارند. در ايران همه بايد دقت كنند به مسائل، وحدت و همدلي كنند و به خواستههاي مردم و يكديگر توجه داشته باشند .
ايران كشوري شيعه است كه براي آن قبل و بعد از انقلاب خونهاي زيادي داده شده است. ايران كشوري است كه در گذشته سالها تحت دخالت و سيطره كشورهاي بيگانه قرار داشته و دچار تشويش بوده است. برادرانه، روشنفكران و دانشجويان مسائل را حل كنند. همه مراقب باشند. هركس فقط به خواسته خود اصرار نكند. آزادي محترم است، اما نبايد هر قشري فقط به خواسته خود اصرار كند. چيزهاي ديگري هم هست. خواستههاي همه گروهها و اقشار مدنظر قرار بگيرد. توجه كنند به خطرها. نكند يك وقتي كسي به سوي اجنبي و خارج چشم داشته باشد يا متوسل شود. اگر آنچه در عراق اتفاق افتاد در جاهاي ديگر اتفاق بيفتد، بيرون آمدن از آن ممكن نيست. البته ديگران هم توجه كنند به خواستههاي مردم. بايد بين مردم و مسوولان و روشنفكران همدلي و همفكري باشد.
احترام به فرهنگ، اعتقادات و امور ديني مورد تأكيد است. اختلاف افكار صحيح است، ليكن همه به امور ديني احترام كنند. در كشورهاي ديگر كه صنعتي شدهاند، باز توجه و احترام به دين وجود دارد. به تاريخ ژاپن نگاه كنيد؛ من آن را خوب مطالعه كردهام. آنها احترام «بودا» را حفظ ميكنند. آلمان را هم مطالعه كردهام. جاهاي ديگر هم همين طور. ببينيد ديگران احترام دين خود را دارند. يهود نيز احترام دين خود را دارد. شما هم مراقب باشيد.
البته در داخل بايد قاعده لاضرر و لاضرار حفظ شود. نبايد كسي به كسي زيان برساند. اما باز هم تأكيد ميكنم در حل مشكلات، كسي چشم به خارج و اجنبي ندوزد. در اداره امور مردم، بايد افراد آگاه و خبره و نخبگان و مسوولان با يكديگر همكاري كنند.
من پنج سال است از در خانه بيرون نرفتهام. اگر ايران خوب باشد قلبم شادمان است، اما باور كنيد اگر خبر بدي از ايران به من برسد، قلبم جريحهدار ميشود و براي من سختي يك خبر بد از ايران دردناكتر از اين چند سالي است كه از خانه بيرون نرفتهام. انشاءالله خداوند بصيرت در دين به ما بدهد و ما را از گرفتاريها نجات دهد.»
سخنان آيتالله، گويي براي همين امروز است. در ميانه يكي از پيچيدهترين بزنگاههاي تاريخ معاصر ايران، بازخواني اين حكمت و عبرتهاي تجربه عراق، نه يك توصيه، بلكه ضرورتي حياتي است.
پرهيز از اتكا به بيگانه، حفظ يكپارچگي ملي، تقدم عقلانيت بر هيجانات مقطعي، دورانديشي سياسي و اجتماعي و قاعده احترام فرهنگي و ناديده نگرفتن تجربه ملتهاي ديگر، همان ميراثي است كه ميتواند ايران را از دل بحران و جنگ تحميلي و خطرناك كنوني، به سوي ثباتي ايرانساز رهنمون كند.
مجددا به ياد آوريم، آيتالله كمتر از ربع قرن در ايران زيست و با كمترين توشه مادي عازم نجف شد. هيچگاه به اين نينديشيد كه ايران براي او چه كرد يا اين و آن با او چه كردند؟ آيتالله همواره در اين انديشه بود براي ايران عزيز و مردم گرانقدرش چه ميتوان كرد.