• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6291 -
  • 1405 سه‌شنبه 18 فروردين

پاي ديوارهاي قسطنطنيه

مرتضي ميرحسيني

سقوط بيزانس حتمي بود. آن فسادي كه در بافت حكومت تنيده شده بود، سقوط را اجتناب‌ناپذير مي‌كرد. يا چنان كه ويل‌دورانت مي‌نويسد «در تاريخ جهان، هيچ دولتي چون دولت روم شرقي، سزاوار سقوط و اضمحلال نبوده است.» طبقه‌اي از اشراف و كشيشان، عملا همه قدرت و ثروت امپراتوري را در دست داشتند و «از حوادث تاريخ درس عبرت نگرفته، جز امتيازات طبقه خويش، همه‌چيز را فراموش كرده بودند.» همه كوشش‌هاي مصلحانه با امتيازات‌شان در تضاد بود و هيچ تصميمي در آن كشور گرفته نمي‌شد، مگر آنكه منفعتي از آن به جمعي از اعضاي اين طبقه برسد. امپراتوري را به زوال كشاندند و فرسوده‌اش كردند، اما نظم قديمي نيم‌بندي كه به مرور طي قرن‌ها شكل گرفته بود، جامعه و حكومت را سرپا نگه مي‌داشت. بعد، عثماني‌ها سر رسيدند. جيمز كوريك در كتاب «امپراتوري بيزانس» مي‌نويسد «در قرن چهاردهم، گروه تازه‌اي از ترك‌ها، عثماني‌ها، از آسيا برآمدند و آسياي صغير را درنورديدند. ترك‌ها در سال 1354 گاليپولي، نخستين جاي پاي خود را در قلمرو اروپايي امپراتوري تصرف كردند. نُه سال بعد، عثماني‌ها پايتخت خود را از آسياي صغير به آدريانوپل انتقال دادند. آنها از آنجا به سرعت باقي‌مانده قلمرو امپراتوري (بيزانس) را در خارج از قسطنطنيه تسخير كردند. امپراتوران بيزانس از اروپاي غربي درخواست كمك كردند اما كمكي دريافت نكردند.» كسي به كمك‌شان نرفت و در مقابله با عثماني‌ها، متحدشان نشد. سياست نادرستي كه از مدت‌ها پيش به كار بسته بودند، امپراتوري را از داشتن هر متحدي محروم كرده بود. آرمان‌ها و ارزش‌هاي بيزانس نيز ديگر براي كسي جذابيتي نداشت. همسايگي دولت عثماني و امپراتوري بيزانس و روابط پرتنش ميان اين دو، سال‌هاي طولاني ادامه داشت. نه اينكه هميشه باهم در جنگ باشند، نه، ولي از همان ابتدا معلوم بود كه مرزهاي مشترك‌شان به اين شكل باقي نمي‌ماند و يكي از دو طرف، ديگري را كنار مي‌زند. همچنين، بسياري پيش‌بيني مي‌كردند كه برنده و بازنده اين كشمكش كدام طرف خواهد بود. عثماني‌ها هرچه قوي‌تر شدند، فشار به بيزانس را بيشتر كردند و سياست تهاجمي‌تري را در پيش گرفتند. رفته‌رفته به فتح كامل قلمرو اين امپراتوري، كه آن زمان به سواحل و مناطق ميان درياي سياه و مديترانه محدود مي‌شد فكر كردند. بيزانسي‌ها از اين نقشه بي‌خبر نبودند. «امپراتور بيزانس كنستانتين يازدهم بود كه پيش از آنكه در سال 1449 بر تخت بنشيند در يونان با ترك‌ها به خوبي جنگيده بود، هرچند بي‌فايده. اينك او هرچه از دستش برمي‌آمد انجام داد تا شهر را براي حمله آتي آماده سازد. تقاضاهاي مكرر از اروپاي غربي تنها عده كمي دوطلب به ارمغان آورد. در پايان، كنستانتين پنج هزار سرباز بيزانسي به اضافه سه هزار غربي را براي رويارويي با محمد دوم و صدهزار سرباز او گرد آورد.» سلطان محمد دوم در جنگ ـ يا چنان كه خودش مي‌گفت «جهاد» ـ با بيزانس بسيار مصمم و جدي بود. با سپاهي بزرگ، به پشتيباني صدها كشتي جنگي، قسطنطنيه را در محاصره گرفت و بعد از پنجاه‌وچند روز، ديوارهاي بلند شهر را به توپ بست (محاصره قسطنطنيه ششم آوريل 1453 آغاز شد و تا اواخر مه ادامه يافت) . بخشي از ديوار شهر فروريخت. راه ورود سپاه عثماني باز شد. ترك‌ها به داخل شهر سرازير شدند. «نبرد ساعت‌ها به‌شدت ادامه يافت، اما سرانجام ترك‌ها آنقدر... سرباز وارد شهر كردند كه اوضاع را به نفع خود تغيير دهند.» آخرين امپراتور بيزانس خودش زره پوشيد، شمشير برداشت و به دل درگيري‌ها زد و آخرين دفاع از شهر را فرماندهي كرد. جسدش هم ميان هزاران هزار كشته نبرد گم شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون