ادامه از صفحه اول
چارچوب پيشنهادي مشترك براي اداره تنگه هرمز
مانعي غيرضروري براي عبور ايجاد نكند. يكي از مهمترين ابزارهاي مديريت عبور كشتيها در تنگه هرمز «طرح جداسازي ترافيك دريايي» يا Traffic Separation Scheme است. اين طرح كه با تاييد سازمان بينالمللي دريانوردي (IMO) اجرا ميشود، مسيرهاي رفت و برگشت كشتيها را از يكديگر جدا ميكند تا خطر برخورد يا ازدحام كاهش يابد. در تنگه هرمز نيز مسيرهاي عبور به گونهاي طراحي شدهاند كه يك كريدور براي حركت كشتيها به سمت خليجفارس و كريدوري ديگر براي خروج از آن وجود دارد. هر يك از اين مسيرها حدود دو مايل دريايي عرض دارند و ميان آنها منطقهاي حائل براي افزايش ايمني در نظر گرفته شده است. مختصات جغرافيايي اين كريدورها در اسناد فني سازمان بينالمللي دريانوردي مشخص و در نقشههاي رسمي دريانوردي درج شده است. مسيرهاي اصلي عبور كشتيها بهطور سنتي در بخش جنوبي تنگه و نزديكتر به سواحل عمان قرار گرفتهاند، در حالي كه برخي آبهاي شمالي تنگه در مجاورت جزاير ايراني مانند قشم، لارك و هرمز قرار دارند. اين چينش جغرافيايي نتيجه تركيبي از ملاحظات فني ناوبري، عمق آب و تصميمات تاريخي مرتبط با ايمني كشتيراني است. تحولات امنيتي منطقه نيز در شكلگيري الگوهاي عبور كشتيها بيتاثير نبوده است. يكي از مهمترين دورههاي تاثيرگذار در اين زمينه «جنگ نفتكشها» در دهه ۱۹۸۰ و در خلال جنگ ايران و عراق بود. در آن دوره، حملات به نفتكشها و كشتيهاي تجاري در خليجفارس موجب افزايش نگراني درباره ايمني كشتيراني در منطقه شد. در واكنش به اين شرايط، جامعه بينالمللي دريانوردي و دولتهاي ذينفع تلاش كردند با تقويت سامانههاي ناوبري، ايجاد كاروانهاي حفاظتي و بهبود مديريت ترافيك دريايي، خطرات عبور از تنگه را كاهش دهند. تجربه جنگ نفتكشها اهميت مديريت دقيق ترافيك دريايي و تبادل اطلاعات ناوبري را برجسته كرد. اين تجربه نشان داد كه در يك گذرگاه باريك و پرتردد مانند تنگه هرمز، وجود مسيرهاي مشخص، سامانههاي پايش ترافيك و همكاري ميان دولتهاي ساحلي ميتواند نقش مهمي در كاهش خطر حوادث يا سوءتفاهمهاي دريايي داشته باشد.
در چنين چارچوبي، ايده تنظيم يك پروتكل همكاري ميان ايران و عمان براي مديريت ايمني ناوبري در تنگه هرمز قابل طرح است. اين پروتكل ميتواند ساختاري چندبخشي داشته باشد. بخش نخست به تعاريف و اصول كلي اختصاص مييابد و در آن مفاهيم كليدي و اصول بنيادين مانند احترام به حقوق بينالملل درياها، تضمين عبور ترانزيتي و عدم تبعيض ميان كشتيها تصريح ميشود.
بخش دوم به سازماندهي ترافيك دريايي و تثبيت طرح جداسازي ترافيك اختصاص دارد. در اين قسمت مختصات جغرافيايي كريدورهاي عبور، مناطق احتياطي و نقاط گزارشدهي كشتيها در قالب ضمايم فني مشخص ميشود. اين ضمايم ميتواند با استانداردهاي سازمان بينالمللي دريانوردي هماهنگ باشد تا با نظام موجود ناوبري جهاني سازگار باقي بماند.
بخش سوم به ايجاد سازوكار نهادي مشترك ميان دو كشور ميپردازد. براي مثال ميتوان يك «مركز مشترك هماهنگي ترافيك دريايي» ايجاد كرد كه وظيفه پايش ترافيك كشتيها، انتشار هشدارهاي ناوبري، هماهنگي عمليات جستوجو و نجات و تبادل اطلاعات ايمني را بر عهده داشته باشد. چنين مركزي ميتواند با استفاده از سامانههاي راداري ساحلي، سيستم شناسايي خودكار كشتيها (AIS) و شبكههاي ارتباطي دريايي، تصويري جامع از وضعيت ترافيك در تنگه فراهم كند.
بخش چهارم پروتكل به مقررات فني عبور كشتيها اختصاص دارد. اين مقررات ميتواند شامل الزام به رعايت مسيرهاي تعيين شده، حفظ ارتباط راديويي با مراكز كنترل، رعايت استانداردهاي بينالمللي ايمني دريانوردي و پيروي از دستورالعملهاي اضطراري در شرايط خطر باشد.
بخش پنجم به خدمات ايمني ناوبري اختصاص دارد. دولتهاي ساحلي ميتوانند خدماتي مانند پايش ترافيك دريايي، انتشار اطلاعات ناوبري، كمك به هدايت كشتيها در شرايط خاص يا عمليات جستوجو و نجات را ارايه دهند. در حقوق درياها اصل بر آن است كه «عوارض عبور» از تنگههاي بينالمللي قابل دريافت نيست، اما دريافت هزينه براي خدمات واقعي ارايه شده مجاز شمرده ميشود.
در همين چارچوب، پروتكل ميتواند در يكي از ضمايم خود جدول تعرفه خدمات ناوبري را پيشبيني كند. اين تعرفهها ممكن است بر اساس تناژ ناخالص كشتيها و نوع خدمات ارايه شده تعيين شوند. براي نمونه، خدمات پايش پيشرفته ترافيك، ارايه هشدارهاي ناوبري ويژه يا پشتيباني در شرايط اضطراري ميتواند مشمول هزينههاي مشخصي باشد. اصل اساسي آن است كه اين هزينهها صرفا هزينه واقعي خدمات را پوشش دهند، شفاف باشند و براي همه كشتيها بدون تبعيض اعمال شوند.
در نهايت، پروتكل ميتواند سازوكارهايي براي حل اختلاف، بازنگري دورهاي مقررات و بهروزرساني ضمايم فني پيشبيني كند. چنين چارچوبي امكان ميدهد كه مقررات مديريت ترافيك دريايي متناسب با تحولات فني و امنيتي در آينده اصلاح شوند.
دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه تربيت مدرس
ايران و حيرت و شكوه
بچههاي گمنام موشكپران چون رستم تهمتن دلاوريها كردند: آستانه شهرها بيوقفه بمباران شد تا بلكه وقفهاي در خشم و خروش قلندران پارسي به وجود آورند ولي آنان درنگ هم نكردند و راههاي پرواز خرمشهرها و خيبرشكنها را باز كردند. معجزهها در جبهههاي مقدم اينگونه بود ولي پشت جبههها هر جا كه مينگريستي، سلحشوري و پشتكار و عظمت تماشايي است؛ نيروهاي امدادي چونان فرشتههاي نجات كارستاني فوق تصور به وجود آوردند، مهندسان و كاركنان برق براي روشن ماندن چراغ خانهها جانانه جنگيدند، پرستاران و پزشكان در التيام زخمها حماسهها آفريدند، ميدانداري و كارزار از رانندگان و گمركيان تا پاركبانان و مغازهداران گسترش يافت و انصافا مسوولان دولتي مديريت را جلايي خيرهكننده بخشيدند و...آيا اندكي از اين هزارها كافي نيست كه عظمت تبلور يافته يك تمدن ديرين جهان ستايش شود؟ اي همه بشريت به سرزمين فردوسي خيره شو و بر خويش مباهات كن كه دنيا ايران را دارد. با اين همه ادامه كار همچنان به حيرتآفريني ايرانيان نيازمند است. تا تثبيت دستاوردهاي عيني ملت بزرگوار ايران راه پرپيچ خمي در پيش است. براي پشت سر گذاشتن اين راه با همان عزم و آگاهي و پشتكار و عياري و صبر و سلامت و خلوص ۴۰ روزه در صحنه بمانيم و دوباره و صدباره ايران و شهدايش را فرياد كنيم تا ماندن ديگرگونهاش را جشن بگيريم.