آيا انتقال پيام، مذاكره نيست؟
مصطفي آبروشن
در فضاي پرتلاطم ديپلماسي معاصر، توانايي دولت پزشكيان در مديريت دقيق ارتباطات -عراقچي، وزير امور خارجه- بر تمايز ميان «مذاكره» و «تبادل پيام» در مصاحبه با شبكه الجزيره، اين موضوع را برجسته كرد كه ارتباطات ايران و امريكا، با وجود جريان داشتن پيامهاي مستقيم و غيرمستقيم، در چارچوب «مذاكره» رسمي قرار نميگيرد. اين موضعگيري، اگرچه ممكن است در نگاه اول صرفا يك بحث واژگاني به نظر آيد، اما از منظر مطالعات استراتژيك و جامعهشناسي سياسي، بازتابي از يك رويكرد هوشمندانه و حساب شده در مديريت روابط بينالملل است.تعريف رايج «مذاكره» در ادبيات روابط بينالملل، فرآيندي پيچيده است كه طي آن طرفين درگير، با هدف كاهش اختلاف و رسيدن به توافق، به تبادل پيامهاي حاوي خواستهها، شروط، هشدارها يا پيشنهادات ميپردازند. با اين حال، اصرار بر اطلاق عنوان «مذاكره» به هرگونه تبادل پيام سياسي، عموما ميتواند هزينههاي غيرضروري را به همراه داشته باشد. در جامعهشناسي سياسي، اين رويكرد به «مديريت مخاطب داخلي» و «كنترل هزينه سياسي» منجر ميشود. واژه مذاكره ميتواند در پايگاه اجتماعي يك دولت، بار ايدئولوژيك يا انتظاراتي خاص را ايجاد كند كه دستيابي به آن دشوار يا پرهزينه باشد. اما با استفاده از عباراتي مانند «تبادل پيام»، سياستمداران ميتوانند از فشار رواني بر پايگاه اجتماعي خود بكاهند و فضاي مانور بيشتري براي انعطافپذيري در مواقع لزوم حفظ كنند. علاوه بر اين، اين تمايزگذاري يك استراتژي موثر در «مديريت شكست بالقوه» است. اگر فرآيند ارتباطي ميان ايران و امريكا به نتيجه مطلوب نرسد، انكار عنوان «مذاكره» اين امكان را ميدهد تا از بار شكست سياسي كاسته شود. اين تاكتيك كه در ادبيات سياست خارجي با عباراتي چون «انكار مذاكره براي اجتناب از مالكيت» شناخته ميشود، در واقع به بازيگران ديپلماتيك اجازه ميدهد تا پيامدهاي منفي احتمالي اقدامات خود را به حداقل برسانند و در عين حال، كانالهاي ارتباطي را باز نگه دارند. اين رويكرد، نشاندهنده دورانديشي و تمايل به حفظ گزينهها در صحنه بينالمللي است. در مصاحبه اخير دكتر عراقچي، شاهد بهكارگيري ظريف «تكنيكهاي چارچوببندي» بوديم. اولين تكنيك، «چارچوببندي تعريفي گزينشي» است؛ يعني ارايه تعريفي خاص و محدود از مذاكره كه لزوما جامع نيست، بلكه با هدف ايجاد تمايز به كار گرفته شده است. دوم، «گسستسازي مفاهيم». در اين روش، دو مفهوم «مذاكره» و «تبادل پيام» به صورت مصنوعي از يكديگر جدا ميشوند، در حالي كه در عمل، تبادل پيام يكي از سازوكارهاي اصلي هر گونه مذاكره است. سوم، «بهداشتيسازي واژگاني»؛ يعني جايگزيني واژههايي با بار سياسي سنگين مانند «مذاكره» با عباراتي خنثيتر مانند «تبادل پيام»، «هشدار» يا «نكته» كه به كنترل افكار عمومي و مديريت تصوير فرآيند ارتباطي كمك شاياني ميكند. اين استراتژيها، نشاندهنده تسلط بر ابزارهاي زباني و روانشناختي در ديپلماسي است. نكته حايز اهميت ديگر، «تقدم عمل بر برچسب» است. طبق نظريه «سازهانگاري» در روابط بينالملل، آنچه در نهايت اهميت دارد، ماهيت واقعي كنشها و پيامدهاي آنهاست، نه صرفا برچسبهايي كه بر آنها اطلاق ميشود. هنگامي كه پيامها با هدف تاثيرگذاري بر رفتار طرف مقابل، كاهش تنش يا حل مسائل مورد تبادل قرار ميگيرند، اين فرآيند در ذات خود يك «تعامل مذاكرهاي» محسوب ميشود، حتي اگر يك طرف آن را «پيامرساني» بنامد. ادعاي «عدم وجود مذاكره» در شرايطي كه مكانيزمهاي ارتباطي فعال هستند، بيش از آنكه يك واقعيت عيني باشد، يك «استراتژي زباني براي كنترل روايت» است كه به دولت امكان ميدهد تا تصوير عمومي و دستاوردهاي ديپلماتيك خود را به بهترين شكل مديريت كند. اين رويكرد نشاندهنده يك ديپلماسي فعال، هوشمندانه و آيندهنگر است كه با درك عميق از پيچيدگيهاي روابط بينالملل تلاش ميكند ضمن حفظ منافع ملي، از ايجاد تنشهاي غيرضروري نيز اجتناب ورزد. در نهايت از منظر جامعهشناسي سياسي و تحليل گفتمان، رويكرد جناب آقاي عراقچي را ميتوان به عنوان يك استراتژي ارتباطي دوگانه تفسير كرد؛ در اين استراتژي، ضمن تاييد وجود تعامل و تبادل پيام، از برچسب «مذاكره» كه ميتواند بار سياسي سنگيني داشته باشد، اجتناب ميشود. اين تاكتيك، به دولت اجازه ميدهد تا ضمن حفظ شفافيت نسبي در مورد جريان ارتباطات، از پيامدهاي منفي احتمالي ناشي از برچسبگذاري سياسي نيز در امان بماند. اين رويكرد، نمودي از ديپلماسي مدرن است كه با بهرهگيري از تحليلهاي زباني و جامعهشناختي، به دنبال حداكثرسازي دستاوردها و حداقلسازي هزينهها در صحنه بينالمللي است.جامعه شناس