• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6294 -
  • 1405 شنبه 22 فروردين

در نبرد با تبعيض

مرتضي ميرحسيني

بيشتر ما، اگر بشناسميش، او را با رمان «بنال وطن» مي‌شناسيم. رماني در اعتراض به تبعيض نژادي و ستم‌هاي تنيده شده در زندگي سياهان آفريقاي جنوبي، در سال‌هايي كه سفيدها بر آن كشور حكومت مي‌كردند و منابع آن سرزمين را در چنگ داشتند. اما رمان از اعتراض صرف فراتر رفت و تصويري از جامعه زخمي از بي‌عدالتي، از تباهي عميقي كه حتي زندگي اربابان سفيدپوست را هم تهديد مي‌كرد، روايت كرد. «بعد همه‌شان درباره فقر زمين سخن گفتند. از قبيله منهدم شده و دودمان بر باد رفته و زنان و مردان جواني كه ترك ديار كرده‌اند و آداب خود را از ياد برده‌اند و به بيكارگي و زندگي بي‌بندوبار تن داده‌اند، از جرايم جوانان، از جنايت‌هاي خطرناك مسن‌ترها، از اينكه ژوهانسبورگ سفيد از جنايت سياه هراس دارد، سخن گفتند. يكي‌شان بيرون رفت و روزنامه‌اي آورد و عنوان زير را به او نشان داد كه با حروف سياه درشت نوشته شده بود: دزدي از زن و شوهر پير در خانه تنها و كتك‌ زدن آنها - توقيف چهار نفر بومي. و ادامه داد تقريبا هر روز از اين اتفاق‌ها مي‌افتد. و فقط اروپايي‌ها نيستند كه وحشت‌زده شده‌اند، ما هم، حتي در اينجا مي‌ترسيم. همين آخري‌ها يك دسته از همين جوان‌ها به يكي از دخترهاي آفريقايي خودمان حمله كردند، كيفش را دزديدند و پولش را ربودند و اگر مردم دوان‌دوان از خانه‌هايشان بيرون نريخته بودند به او تجاوز هم كرده بودند.» آلن پيتون، نويسنده‌اي نسبتا چيره‌دست و انساني بسيار شريف بود. از تدريس در مدرسه سفيدها چشم پوشيد و در جست‌وجوي معناي بزرگ‌تري براي زندگي، داوطلب خدمت به بزهكاران كم‌سن‌وسال - كه تقريبا همگي سياهپوست بودند - شد. دوره‌اي مديريت يكي از موسسات اصلاح و تربيت را به عهده گرفت و در گذر از اين تجربه به اين باور رسيد كه بايد به همه انسان‌ها، بي‌توجه به طبقه اجتماعي و رنگ پوست و خالي يا پر بودن جيبشان احترام گذاشت. به چشم ديد كه احترام چه تاثير عميقي بر رفتار انسان‌ها مي‌گذارد و كنش ‌و واكنش‌هاي آنهايي كه احترام مي‌بينند يا آنهايي كه نمي‌بينند چقدر متفاوت است. در «بنال وطن» از زبان يكي از شخصيت‌ها مي‌گويد: «يك چيز محقق است و آن اينكه اگر روش اعتماد و محبت به شكست بينجامد، ديگر هيچ روشي به هيچ جايي نمي‌رسد.» زندگي با سياهاني از پست‌ترين طبقات جامعه - كه زير فشار فقر و نكبت - به خلاف كشيده شده بودند، ذهنش را درباره ستم و تبعيض روشن كرد. پس‌زمينه مذهبي‌اش نيز در تعيين مسير زندگي او موثر بود. معتقد به آموزه‌هاي مسيح مي‌گفت همه انسان‌ها در پيشگاه الهي با هم برابرند، كسي بر ديگري امتيازي ندارد و اگر قرار به داوري است اين كار فقط به خداوند - نه آنهايي كه مدعي سخن گفتن از زبان اويند - برمي‌گردد. گفتني‌ درباره پيتون بسيار است. در جنگ دوم جهاني خدمت داوطلبانه‌اش را نخواستند. بعد از جنگ به اروپا رفت و مدتي هم در ايالات متحده زندگي كرد. در نروژ كه بود كار نوشتن «بنال وطن» را شروع كرد و با حمايت ماكسول پركينز آن را به انتها رساند (1946) . رمانش ديده شد. خوب فروش رفت. نامش را سر زبان‌ها انداخت. درآمد چشمگيري هم برايش داشت. چنانكه از او انتظار مي‌رفت، اين شهرت و پول را در خدمت به هدفش، در كارزار ضد تبعيض نژادي به كار گرفت. جز «بنال وطن» كه سيمين دانشور به فارسي ترجمه‌اش كرده است، رمان‌هاي ديگري هم نوشت كه آنها را نديده‌ام، اما جايي خواندم كه تمام آثار ديگر او هم به مسائل نژادي برمي‌گردند و به نوعي بازروايت همان دغدغه‌هاي نخستين رمان او هستند. اواخر عمر به آفريقاي جنوبي برگشت و آوريل 1988 در دوربان از دنيا رفت. تا آخر پاي باورهايش ماند. در آغاز طعنه‌ها و نيش‌ها و بعد هم حواشي شهرت را تحمل كرد و از آن شرافت خالصي كه در قلبش شعله مي‌كشيد - و به نظر بسياري، كودكانه و خام بود - عقب ننشست. سخنراني‌اش در نيويورك درباره عشق و روابط اجتماعي، از مشهورترين يادگارهاي او است: «عقيده شخص من اين است كه تنها نيرويي كه مي‌تواند نيروي ترس را مقهور كند، نيروي عشق است. عشق احساس ظريف و شكننده‌اي است. مردم آن را دست‌كم مي‌گيرند و به آن مي‌خندند. اما من به اميد روزي هستم كه در آفريقاي جنوبي همه دريابند كه تنها راه‌حل ديرپاي و ارزشمند مسائل عميق و مشكل ما در اعماق قدرت نهفته نيست، بلكه در تفاهم و همدردي نهفته است و بدون تفاهم و همدردي، زندگي انساني دستخوش بندگي غيرقابل تحملي است و اينچنين بندگي، تمام ما را به يك زندگي آكنده از خشونت و بدبختي و ترس محكوم مي‌كند.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون