• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9298 -
  • 1405 پنج‌شنبه 27 فروردين

از شمشير تا استدلال

محمدصادق جوادي‌حصار

 (ديپلماسي، ادامه دفاع با زباني ديگر است) 
بحث نسبت جنگ و ديپلماسي، به‌ ويژه پس از تجربه جنگ‌هاي اخير و تنش‌هاي منطقه‌اي، دوباره به يكي از محورهاي اصلي گفت‌وگو در فضاي عمومي و سياسي ايران بدل شده است. اين نسبت نه به عنوان يك دوگانه متعارض، بلكه به عنوان دو ساحت مكملِ دفاع و مقاومت است. دوساحتي كه هم در متون ديني ريشه دارند و هم در تجربه تاريخي ايران معاصر. در فرهنگ ديني، دفاع و مقاتله در برابر تجاوز و تهديد، يك «واجب» است، يعني نمي‌توان در برابر هجوم دشمن بي‌تفاوت ماند و از حق و سرزمين و مردم دفاع نكرد. اما در عين حال، قرآن كريم توصيه مي‌كند كه اگر بخشش و گذشت، به آرامش و ثبات بيشتر منجر شود، «بخشش بهتر است». اين «بهتر بودنِ بخشش» هرگز به معناي مذموم بودن جنگ دفاعي يا نفي ضرورت دفاع نيست؛ جنگ در جاي خود واجب است، اما اين تنها سلاح ما نيست و تنها راه دفاع هم محسوب نمي‌شود. بخشش و گفت‌وگو زماني ارزشمند است كه معطوف به «آرامش‌بخشي به اطراف ماجرا» باشد، يعني هدفش كاهش تنش، جلوگيري از خونريزي بيشتر و رسيدن به راه‌حلي پايدارتر از ميدان نبرد است. به اين ترتيب، وقتي يك نظام سياسي تصميم مي‌گيرد از جنگ به گفت‌وگو عبور كند، معنايش «كوتاه آمدن از موضع حق» نيست، بلكه به كار گرفتن «سلاح ديگري» براي دفاع از همان حق است؛ سلاحي به نام «گفت‌وگو و استدلال». در توضيح بايد به يك روايت ديني اشاره كرد: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»؛ يعني جوهر قلم عالمان برتر از خون شهيدان است. اصولا مداد عالِم چه كار مي‌كند؟ روشنگري مي‌كند، حقانيت را تبيين و اثبات مي‌كند و زمينه اجراي عدالت را از مسير استدلال عقلاني و نقلي فراهم مي‌سازد. در منطق اين روايت، عالِم با ابزار علم و استدلال، همان كاري را مي‌كند كه مجاهد در ميدان نبرد با سلاح خود انجام مي‌دهد؛ هر دو براي دفاع از حق و دفع باطلند، اما يكي با شمشير و ديگري با قلم. به استناد آيات قرآن، پيامبر بارها از سوي خداوند مامور مي‌شود كه به مخالفان بگويد: «قل هاتوا برهانكم... »؛ برهان و استدلال خود را بياوريد. اين فراخوان به برهان، يعني ميدان دفاع تنها ميدان شمشير و سپر نيست؛ ميدان استدلال، احتجاج و گفت‌وگو نيز محسوب مي‌شود. در اين ميدان، «تيزي استدلال و حجت عقلي و نقلي» به مثابه سلاحي برنده عمل مي‌كند و مي‌تواند از هر ابزار سخت ديگري موثرتر باشد. همان‌گونه كه يك ارتش مدرن به نيروهاي زميني، هوايي، دريايي، پدافند عامل و غيرعامل، دستگاه اطلاعاتي و اتاق جنگ مجهز است و هيچ‌ كدام از اين اجزا را نمي‌توان زائد و بي‌اهميت دانست، در نظام دفاعي يك كشور هم نمي‌توان ديپلماسي را فرع و حاشيه تلقي كرد. در اين تصوير، دستگاه ديپلماسي بخشي از «جبهه دفاعي» است، نه بيرون از آن. ديپلمات‌ها در پاي ميز مذاكره «همان كاري را مي‌كنند كه موشك‌ها بر سر دشمن مي‌ريزند»؛ با اين تفاوت كه چه بسا اثر ماندگار و راهبردي گفت‌وگوي ثبات‌آفرين ديپلماتيك، بيشتر از اثر لحظه‌اي و گذراي موشك و بمب باشد. وقتي قرار است حمله‌اي انجام شود، ابتدا منطقه هدف با آتش توپخانه، موشك و خمپاره زير فشار قرار مي‌گيرد تا نيروهاي دشمن زمينگير شوند و سپس نيروهاي زرهي و پياده وارد مي‌شوند. به همين قياس مي‌توان گفت ابزار نظامي در مواقعي نقش آتش تهيه را دارد، اما «پيروزي پايدار» معمولا در سطح ديگري، در ميز مذاكره، تنظيم معاهدات، اقناع افكار عمومي و تثبيت نتايج در عرصه سياست رقم مي‌خورد. جداي از ابعاد ديني در حوزه تاريخي هم نمونه‌هاي عيني براي اين مفهوم وجود دارد. در قراردادهاي تحقيرآميزي چون تركمانچاي، ايران در ميدان جنگ شكست خورده بود، يعني «شمشير ايراني كار نكرده» و نتيجه اين كندي شمشير و سلاح، از دست دادن بخش‌هايي از سرزمين بود. در مقابل، در «غائله آذربايجان» پس از جنگ جهاني دوم، اين‌بار ديپلماسي ايران بود كه توانست ارتش سرخ را وادار به خروج از آذربايجان و حفظ تماميت ارضي كشور كند. به بيان ديگر، جايي كه شمشير شكست خورده، اما ديپلماسي توانسته است آنچه جنگ به خطر انداخته بود، حفظ و تثبيت كند. بر اساس اين مجموعه استدلال‌ها، ما موظفيم سربازان خود را در جبهه‌هاي مختلف مجهز كنيم؛ هم در ميدان نظامي و هم در ميدان ديپلماسي و رسانه و افكار عمومي. هيچ ‌كدام از اين جبهه‌ها بر ديگري برتري ذاتي ندارد؛ هر كدام در جاي خود لازم و مكمل ديگري است. اما تاكيد ويژه‌اش بر اين است كه «ارزش ديپلماسي كمتر از ميدان نيست و چه بسا در مواردي بيشتر هم باشد» زيرا ديپلماسي است كه مي‌تواند دستاوردهاي ميدان را تثبيت كرده، هزينه‌هاي جنگ را كاهش دهد و راه را براي آرامش و پيشرفت بگشايد.  

از اين منظر، دفاع از ديپلماسي، در واقع دفاع از يك ساحت مهم دفاع ملي است. همان‌طور كه در دوران جنگ، سرداران نظامي مورد حمايت بودند، در دوران مذاكره و تنش‌زدايي هم سرداران ديپلماسي بايد به همان اندازه مورد حمايت قرار گيرند. جنگ، اگر ناگزير شد، واجب است؛ اما صلحِ عزتمندانه و گفت‌وگوي مبتني بر منطق، همان «بخشش بهتر»ي است كه قرآن وعده مي‌دهد و در نهايت، امنيتي پايدارتر براي مردم به ارمغان مي‌آورد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون