• 1405 يکشنبه 29 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6301 -
  • 1405 دوشنبه 31 فروردين

«اعتماد» با بازخوانی گفت‌و‌گوی تلویزیونی قالیباف از پیام او می‌گوید

مذاكره به مثابه مبارزه

صحبت‌هاي ديشب محمدباقر قاليباف در صداوسيما درباره جنگ و مذاكره چه نكات مهمي داشت و مخاطبان او چه كساني بودند. «اعتماد» به بررسي اين موضوع پرداخته است

گروه گزارش

گفت‌وگوي تلويزيوني محمدباقر قاليباف با مردم، كه شنبه شب و در روزهاي پاياني منتهي به اتمام بازه زماني آتش‌بس دو هفته‌اي ميان ايران و ايالات متحده صورت گرفت، فراتر از يك گفت‌وگوي ويژه خبري معمولي رييس مجلس و صحبت متداول از استوديو صداوسيما با ملت بود. قاليباف در سخنان اخير خود مشخصا از نقشه راه استراتژيك جديد نظام در ميانه يكي از پيچيده‌ترين بحران‌هاي نظامي و سياسي پرده‌برداري كرد و چند نكته مهم را در دل خود داشت.

پيش از مرور نكات مهم صحبت‌هاي قاليباف بايد ابتدا تصوير درستي از وضعيت عرصه سياست داخلي داشته باشيم. محمدباقر قاليباف حالا در نقطه‌اي ايستاده كه همواره مورد حمله و هجمه طيف مخالف مذاكره و هر نوع توافقي با غرب است. اين نقطه تا پيش از اين ساكنان مختلفي داشته است از حسن روحاني و محمد جواد ظريف تا مسعود پزشكيان و عباس عراقچي.

 قرار گرفتن قاليباف در رأس تيم مذاكره‌كننده اما پيامي صريح و چندوجهي به افكار عمومي داخلي و جامعه جهاني ارسال كرده بود. اين پيام دلالت بر آن داشت كه جمهوري اسلامي، با هدف خروج از بن‌بست كنوني موضوع مذاكره با امريكا را از سطح صرفا دولتي فراتر برده و با اعزام نماينده‌اي از سوي عالي‌ترين مرجع تصميم‌گيري در ايران، اراده قاطع خود را براي ورود به فاز مذاكره به طرف مقابل نشان داده است. تلاش براي دستيابي به توافقي كه قرار نيست از موضع ضعف و انفعال حاصل شود، بلكه به عنوان خروجي منطقي يك بن‌بست نظامي دوجانبه و به مثابه يك راه‌حل عقلاني براي مديريت تنش‌ها به امضا خواهد رسيد.

اين تصميم اراده و درك عميق تهران از تحولات و متغيرهاي پيچيده بين‌المللي را نشان داد. نظام، با گسيل داشتن قاليباف - كه خود نمادي از پيوند ميدان عمل و عرصه سياست‌ورزي است- پيامي از «اراده واحد» را به واشنگتن مخابره كرد تا نشان دهد كه لايه‌هاي مختلف قدرت در ايران بر سر اصل توافق به يك اجماع محوري دست يافته‌اند. اين پيامي بود كه براي برخي طيف‌هاي سياسي داخلي نيز گسيل شد تا بدانند صداي مذاكره صداي نظام است. 

 قاليباف چه گفت؟

ارجاع مستقيم قاليباف به نام آيت‌الله سيدمجتبي خامنه‌اي و تأكيد بر هماهنگي كامل با دفتر رهبري در اين گفت‌وگو و صحبت‌ها بلكه تبيين و تأييد اين واقعيت است كه هسته سخت تصميم‌گيري در ايران به اين جمع‌بندي رسيده كه زمان حفظ دستاوردهاي استراتژيك موجود و گذر از فاز تقابل نظامي و ورود به دوره ثبات فرا رسيده است. مخلص كلام قاليباف اما يك پيام روشن داشت؛ «مذاكره به مثابه مبارزه». او ضمن نفي هرگونه شائبه وادادگي يا عقب‌نشيني اعلام كرد كه «امروز چه كاغذهاي مذاكره و چه كالك‌هاي نقشه جنگ براي من يكي است؛ حاضرم هم خون بدهم و هم خون دل بخورم و مهم اين است كه حق اين ملت و سرافرازي ايران حفظ شود.» اين بيان، تلاش براي بازتعريف چارچوب ذهني ديپلماسي در ميان افكار عمومي بود.

خطاب قاليباف به‌طور مستقيم با طيف مخالف مذاكره در داخل كشور بود. او با بياني قاطع اظهار داشت: «مذاكره يك روش از مبارزه است و همه اينها مكمل هم هستند. اولين خواهشم از مردم اين است كه اين سه ميدان (ميدان، خيابان و ديپلماسي) را يك ميدان ببينند.» اين موضع‌گيري، كوششي براي هم‌افزايي و يكپارچه‌سازي روايت‌هاي داخلي در جهت مشروعيت‌بخشي به مسير ديپلماتيك بود.

او در بخش ديگري از گزارش خود، به‌طور تلويحي به آن دسته از نيروهاي داخلي كه همچنان به تشويق و ادامه درگيري نظامي اصرار مي‌ورزند، يادآوري كرد كه توان نظامي طرف مقابل قوی است. قاليباف دست‌كم سه بار در اظهاراتش تأكيد كرد كه توضيحاتش درباره پيروزي‌هاي ايران در ميدان به معناي برتري نظامي مطلق ما بر امريكايي‌ها يا نابودي ارتش آنها نيست. اين تأكيدات، در واقع پاسخي به كساني بود كه بر طبل «جنگ جنگ تا پيروزي» مي‌كوبند. او يك بار صريحا متذكر شد كه نبايد ادعا كنيم ارتش امريكا را نابود كرده‌ايم و بار ديگر تصريح كرد: «مشخص است كه پول و امكانات امريكايي‌ها از ما بيشتر است. از طرفي كار آنها همواره در دنيا تهاجم بوده لذا تجربه بيشتري دارند.» اين به واقعيت‌هاي ميداني، نشانگر يك استراتژي شفاف‌سازي براي مديريت انتظارات داخلي بود. اين بخش از اظهارات قاليباف نشان‌دهنده آن است كه نيروهاي مسلح ايران به يك بلوغ نظامي و استراتژيك دست يافته‌اند. برخلاف رويكرد كساني كه به دنبال ادامه بي‌محاباي درگيري هستند، اين بلوغ شامل درك دقيقي از ظرفيت‌ها و محدوديت‌هاي كشور است. بنابراين، حركت به سمت مذاكره، نه يك عقب‌نشيني، بلكه تجلي بخشي از همين بلوغ سياسي و نظامي است كه هدف آن حصول منافع ملي از طريق ابزارهاي متنوع و واقع‌بينانه است.

نظم جديد هرمز؛ استراتژيك‌ترين برگ برنده ايران در مذاكرات به روايت قاليباف

يكي از محورهاي كانوني و حائز اهميت در سخنان رييس مجلس، بازتعريف موقعيت ايران در حساس‌ترين گذرگاه استراتژيك جهان، يعني تنگه هرمز، بود. اين گذرگاه حياتي، كه مديريت و تنظيم آن خود از جدي‌ترين نقاط چالش‌برانگيز در مذاكرات كنوني به شمار مي‌رود، توسط قاليباف به عنوان «اهرم اصلي امنيت انرژي جهاني در دستان تهران» معرفي شد. او به صراحت بيان داشت كه «امروز تنگه هرمز در كنترل جمهوري اسلامي ايران بوده و ما حق استفاده از تنگه را مي‌دهيم، اما پروتكل‌هاي خاص را قرار مي‌دهيم.» اين بيان، تأكيدي بر حاكميت عملي و توانايي ايران در اعمال اراده خود بر اين شاهراه حياتي بين‌المللي بود، نه صرفا ادعايي نظري.

او با اشاره به تقابل‌هاي مستقيم اخير، به شكل ماهرانه‌اي پرده از نقاط ضعف عملياتي ايالات متحده در منطقه برداشت و گفت: «زماني كه ما در پاكستان بوديم، هيات امريكايي قصد ارسال مين‌روب به خليج فارس داشت. من هشدار دادم كه اگر از اين جلوتر بياييد، قطعا مي‌زنيم. آنها گفتند آقاي قاليباف ۱۵ دقيقه فرصت دهيد، دستور مي‌دهيم برگردند؛ كه همين اتفاق هم افتاد.» اين حكايت، نه تنها تصويري از يك رويارويي مستقيم و موفقيت‌آميز را ارايه مي‌دهد، بلكه به وضوح نشان مي‌دهد كه برخلاف رجزخواني‌هاي پيشين ترامپ، قدرت مانور عملياتي امريكا در فضاي ميداني منطقه به‌شدت محدود و متأثر از اراده و واكنش ايران شده است. قاليباف در ادامه، با بياني قاطع كه حاوي هشداري مستقيم به عربستان سعودي و امارات متحده عربي بود، هشدار داد كه «اگر بنا شده باشد چاه‌هاي نفت ما مورد اصابت قرار گيرد، ديگر نبايد نفتي از جاي ديگر هم صادر شود.» اين پيام، استراتژي بازدارندگي ايران را روشن و پيام را براي آن سوي مرزها مخابره كرد.

 ديالوگ استراتژيك قاليباف چه بود؟

 «به او گفتم همين الان هم كه روبروي شما نشسته‌ام هيچ اعتمادي به شما ندارم و شما بايد در وهله اول اعتمادسازي كنيد.» اين ديالوگ قاليباف شايد استراتژيك‌ترين صحبتي باشد كه او  طي عمر سياسي خود بر زبان آورده است و پيام روشني را مخابره مي‌كند؛ راهبرد ايران در مذاكرات فعلي بر اصل «تعهد در برابر تعهد» و «اقدام گام به گام» استوار است؛ به اين معنا كه هرگونه امتياز يا گام از سوي ايران، مستلزم گامي متقابل و معنادار از سوي طرف مقابل خواهد بود. او مذاكره را فرصتي مغتنم براي كاهش سوءبرداشت‌ها، مديريت ريسك‌ها و در نهايت رسيدن به يك نقطه مي‌داند؛ «صلح تضمين‌شده». 

 نمايش اراده سياسي در رأس نظام

اظهارات قاليباف در شب گذشته، تأكيد بي‌چون‌وچرا بر تمايل جدي و قاطع ايران براي حصول يك توافق را به نمايش گذاشت. او صراحتا اعلام كرد كه «ما در حوزه نظامي چيزي به دست آورده‌ايم» و اكنون زمان آن فرا رسيده است كه «در حوزه سياسي و حقوقي اين موضوع را براي امروز و آينده تثبيت كنيم.» اين ديدگاه، حاكي از يك استراتژي جامع است كه دستاوردهاي ميداني را پايه و مبنايي براي پيشبرد اهداف ديپلماتيك مي‌داند. او خطاب به مخالفان مذاكره، با اطمينان خاطر وعده داد كه «ما در اين ميدان به هيچ عنوان وادادگي نخواهيم داشت»، كه نشان از عزم بر حفظ اصول و منافع ملي در عين انعطاف‌پذيري تاكتيكي بود.

در تشريح فرآيند ورود ايران به مذاكره با امريكا، قاليباف به وضوح از نقش و اراده رهبري عالي نظام نام برد. اين اشاره، نه تنها براي نشان دادن آن بود كه سياست مذاكره، رويكردي برخاسته از يك بخش يا جناح خاص نيست، بلكه تجلي عزم عاليرتبه‌ترين مقام در حاكميت است. او تصريح كرد كه زماني كه شرايط پانزده‌بندي امريكا به دست ايران رسيد، اين موضوع در شوراي عالي امنيت ملي به بحث گذاشته شد و «در لحظه به رهبري معظم منتقل و منعكس شد.» اين بيان، فرآيند سلسله‌مراتبي و مشروعيت‌بخش تصميم‌گيري را آشكار مي‌سازد. قاليباف در جاي ديگري نيز تأكيد كرد:«راهبرد اصلي هيات مذاكره‌كننده ايراني نيز بر اساس تدابير رهبري معظم و امام شهيد بود و هيچگاه نيز خارج از آن كاري نكرديم.» و به صراحت افزود: «همه ما تحت رهبري حضرت آيت‌الله آقاسيدمجتبي خامنه‌اي پيش مي‌رويم و نه جلوتر و نه عقب‌تر از ايشان خواهيم بود.» اين جملات، نه تنها انسجام و يكپارچگي دروني نظام را بازتاب مي‌دهد، بلكه پيامي قدرتمند از وحدت تصميم‌گيري در سطح عالي را به طرف مقابل ارسال مي‌كند. قاليباف در بخشي ديگر از اظهاراتش، براي رفع هرگونه ابهام داخلي، تأكيد كرد كه «كار مذاكره هيچ كار سليقه‌اي و جناحي نبود.» اين سخن، تلاشي براي خنثي‌سازي اتهامات احتمالي درباره انگيزه‌هاي شخصي يا گروهي در روند مذاكرات است كه البته مخاطب كاملا مشخصي دارد.

مخاطبان قاليباف در داخل چه كساني بودند؟

 در شرايطي كه آينده هرگونه آتش‌بس در هاله‌اي از ابهام و ترديد قرار دارد برخي اظهارات از جانب چهره‌هاي سياسي و البته بدنه حاميان طيفي از اصولگرايان در فضاي مجازي به شكلي بود كه تصوير تشتت در كانون تصميم‌گيري‌هاي تهران را مخابره مي‌كرد. فراتر از اين گروهي كه همواره مذاكره را نوعي سازشكاري مي‌ديدند و با هر نوع توافقي مخالف بوده و حالا نيز خواهان ادامه درگيري نظامي هستند اين‌بار نوك پيكان انتقادات خود را به سمت قاليباف نشانه گرفته‌اند.

هجمه به قاليباف از نخستن روزي كه او در راس تيم مذاكره‌كننده به اسلام‌آباد رفت شروع شد.

اميرحسين ثابتي، نماينده تهران و مشاور سعيد جليلي، با حضور در تجمعات مردمي درباره مذاكرات اسلام‌آباد گفت: «آقايان قاليباف و عراقچي بايد به مردم توضيح دهند اخباري كه در رسانه‌هاي داخلي و خارجي پيرامون مذاكره درباره تعليق غني‌سازي يا رقيق‌سازي اورانيوم انجام شده درست است يا خير؟ اگر دروغ است رسما تكذيب كنيد در غير اين صورت اگر مشخص شود خطوط قرمز رهبر انقلاب نقض شده ما هم با مردم حرف‌هاي ديگري خواهيم زد.» او در حالي اين ادعا را بيان كرده است كه تهران تاكيد كرده از حقوق خود درباره غني‌سازي و مديريت تنگه هرمز كوتاه نخواهد آمد. 

اين نماينده مجلس مدعي شد كه «مردم سوالات زيادي درباره تناقضاتي كه مشاهده مي‌كنند دارند، از جمله اينكه رهبر ما در پيام مكتوب‌شان فرمودند جنگ بايد در تمام جبهه‌هاي مقاومت متوقف شود و آقاي قاليباف هم به درستي بر نقض آتش‌بس در لبنان به عنوان پيش شرط مذاكره سخن گفت ولي در كمال تعجب خود او براي مذاكره با امريكا عازم پاكستان شد كه اين باعث ناراحتي و حيرت مردم شده است.» حميد رسايي هم با انتشار فيلمي از خود كه در ميان تجمع‌كنندگان مردمي است، بيان كرده: «مذاكره پيروزي نيست ۱۰ تا شرط محقق نشده و امريكا به وعده‌اش عمل نمي‌كند. در پشت صحنه دلايلي هست كه من نتونم پشت تريبون بگم.»

ابوالفضل اقبالي، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا و از نيروهاي نزديك به سعيد جليلي نيز در يادداشتي نوشت: «عزيزان باور كنيد اگر ما از غني‌سازي و تنگه هرمز كوتاه بياييم او از ما سيگنال عقلانيت دريافت نمي‌كند بلكه پالس ضعف مي‌گيرد و براي زدن ضربات سنگين‌تر و سناريوهاي جديدتر خود را آماده مي‌كند. آقايون مسوول ميدان و مذاكره! بگذاريد مختصات ميدان براي دشمن گزينه بسازد چون در اين صورت دشمن تنها يك گزينه بيشتر نخواهد داشت و آن هم پذيرش حقوق ملت ايران است...»

در همین حال در پي انتشار توييتي از سوي عراقچي كه به نوعي نشان از گشايش‌هايي در وضعيت تنگه هرمز و احتمال توافقات غيررسمي بود، بلافاصله فضاي مجازي و كف خيابان‌ها شاهد موجي از مخالفت‌هاي شديد از سوي نيروهاي حامي جليلي بود. آنها با صداي بلند، نسبت به عدم شفافيت در خصوص جزييات مذاكرات و توافق‌هاي غيررسمي ميان ايران و امريكا اعتراض كرده و گله‌مند بودند. اين در حالي بود كه در همان لحظات، خود سعيد جليلي با انتشار پستي، به محمدباقر قاليباف، به عنوان رييس هيات مذاكره‌كننده، «خداقوت» گفته و از او تقدير كرده بود!  

در شبكه‌هاي اجتماعي نيز، اكانت‌هاي متعددي كه با عناويني چون «هواداران دكتر سعيد جليلي» فعاليت مي‌كنند، به‌شدت از هر گونه مذاكره و توافق انتقاد كردند .

در كنار فعالان سياسي و رسانه‌اي، نقش مداحان نيز در اين صحنه پيچيده حائز اهميت است. پيش از برقراري آتش‌بس، محمود كريمي، مداح سرشناس، در يك تجمع عمومي در پايتخت، صراحتا اعلام كرد كه «حرف ما حرف آقا سيد مجتبي است و ايشان هر حرفي بزنند و بگويند مذاكره يا ادامه جنگ ما تنها اطاعت مي‌كنيم.» اين اظهارنظر، واكنش‌هاي گسترده‌اي را در فضاي مجازي به دنبال داشت و بستر حملات عميقي به وي شد. چند روز بعد و در پي انتشار طرح ۱۰ ماده‌اي محمدجواد ظريف براي مذاكره با امريكا، سعيد حداديان، مداح ديگر، با لحني تهديدآميز از ظريف خواست كه عذرخواهي كند. اگرچه ظريف عذرخواهي كتبي يا رسمي انجام نداد، اما حداديان مدعي شد كه او عذرخواهي كرده است. پس از آن، ادبيات حداديان نيز دستخوش تغيير شد و حتي در روزهاي اخير، شاهد مداحي و ستايش او از محمدباقر قاليباف بوده‌ايم.

اين دست فرمان مواضع نشان مي‌دهد كه طيفي از فعالان و شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي كه تا پيش از اين از بلند كردن صداي انتقاد عليه دولت‌هاي پيشين (مانند روحاني و ظريف) ابايي نداشتند و حتي اين كار را وظيفه خود مي‌دانستند، اكنون با در دست گرفتن تابلوي «حرف ما حرف نظام است»، به شكلي آشكار و بي‌پرده در پشت محمدباقر قاليباف قرار گرفته‌اند. اين تحولات نشان‌دهنده يك بازآرايي مهم در ائتلاف‌هاي سياسي و تغيير جهت‌گيري‌هاي استراتژيك در مواجهه با چالش‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي است.

 آينده تقابل‌هاي سياسي در تهران:   كشاكش مذاكره و مقاومت

انتخاب محمدباقر قاليباف، چهره‌اي با سابقه نظامي و اجرايي، به عنوان مسوول راهبردي مذاكرات و به عنوان «صداي اصلي نظام» پيامدهاي چشمگيري بر آينده رقابت‌هاي سياسي داخلي، به ويژه ميان طيف منتسب به سعيد جليلي و جريان قاليباف، خواهد داشت.

موقعيت كنوني قاليباف به عنوان رأس هيات مذاكره‌كننده، نمادي از يك تغيير پارادايم در رويكرد جمهوري اسلامي به حوزه ديپلماسي است. در دهه‌هاي اخير، اين نقش عمدتا بر عهده چهره‌هايي از جريان اصلاح‌طلب يا اصولگرايان ميانه‌روتر، نظير محمدجواد ظريف يا حتي علي لاريجاني، بود كه سابقه و ماهيت سياسي‌شان با مفهوم مذاكره و تعامل بين‌المللي بيشتر سازگار به نظر مي‌رسيد. اما اكنون، قرار گرفتن قاليباف، با پس‌زمينه‌اي قوي در نيروهاي نظامي، فرماندهي نيروي انتظامي و سال‌ها تجربه اجرايي در شهرداري و رياست مجلس، در اين مسند، حاكي از پيامي دوگانه است: جمهوري اسلامي آماده مذاكره است، اما از سوي ديگر، اين مذاكرات با چهره‌اي انجام مي‌شود كه ريشه‌هاي عميقي در بدنه اصلي و انقلابي حاكميت دارد. اين انتخاب، ممكن است تلاشي باشد براي اقناع طيف وسيعي از مخالفان كه همواره به هرگونه مذاكره با غرب به ديده ترديد نگريسته‌اند و همزمان، نشان دادن اقتدار در پشت ميز گفت‌وگو. قاليباف با سابقه پراگماتيستي خود، اما در چهارچوب اصولگرايي، مي‌تواند به عنوان پلي ميان جريان‌هاي مختلف عمل كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون