• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6304 -
  • 1405 پنج‌شنبه 3 ارديبهشت

محمود درويش به روايت همسايه

شاعر در تپه‌هاي رام‌الله

رجا شحاده
ترجمه: محمد سپيدي

محمود درويش در ۱۲ سال آخر عمرش همسايه من بود. او مردي خجالتي و گوشه‌گير بود كه به ندرت در رويدادهاي عمومي ديده مي‌شد، مگر اينكه شعرهايش را مي‌خواند. من با او در هيات‌مديره مجله ادبي كارميل كه سردبير آن بود، خدمت مي‌كردم. جز اين جلسات كاري، به ندرت درويش را مي‌ديدم. گاهي او را در حال قدم زدن در تپه‌هاي رام‌الله مي‌ديدم؛ گاهي اوقات در خانه دوستان مشترك، اما هرگز در اماكن عمومي، رستوران‌ها يا كافه‌ها. فرصت آشنايي بيشتر با همسايه‌ام زماني پيش آمد كه هر دوي ما در جريان حمله ارتش اسراييل به رام‌الله در سال ۲۰۰۲ تحت حكومت نظامي بوديم. در آن زمان بود كه از مجله «بمب» در امريكا كه به درستي نامگذاري شده بود، تماسي براي انجام گفت‌وگو با درويش دريافت كردم. من به راحتي پذيرفتم به اين اميد كه با گفت‌وگويي صميمي و رو در رو، همسايه مشهورم را بهتر بشناسم. ما به اندازه چند ساعتي كه ارتش اسراييل حكومت نظامي را لغو كرد تا مردم بتوانند خريد كنند، صبح فرصت داشتيم. از محمود خواستم براي مصاحبه به خانه‌ام بيايد و او موافقت كرد. مثل هميشه، لباس‌هاي مرتبي پوشيده بود، اما مانند همه ما، مضطرب و نگران بود. در سه ساعتي كه با هم بوديم، توانستم بفهمم او چگونه در اين شرايط مي‌تواند بنويسد! او از شعر «وضعيت محاصره» خود كه در پاسخ به حمله اسراييل نوشته بود، گفت. اينكه شاعر با جست‌وجوي زيبايي در شعر و زيبايي در طبيعت در برابر اشغال و تجاوز ايستادگي مي‌كند. درويش قاطعانه معتقد بود كه «ما [فلسطيني‌ها] هويت خودمان را داريم.» در دفتر خاطراتش با عنوان «رودخانه‌اي از تشنگي مي‌ميرد» نوشت: «ما زماني به يك ملت تبديل خواهيم شد كه يك نويسنده بتواند بدون گفتن «كشور ما والاتر و زيباتر است» به ستارگان نگاه كند.» مبارزه براي آزادي هميشه در آثار درويش محوريت داشته است. او در بسياري از شعرهايش واقعيت خود و مردمش را تاييد مي‌كرد؛ اما واقعيت ديگري را انكار نمي‌كرد. در شعري سرباز اسراييلي را خطاب قرار مي‌دهد: 

«اي ايستاده بر درگاه، وارد شو/ و با ما قهوه عربي بنوش/ (ممكن است احساس كني كه مانند ما انساني) /‌اي ايستاده بر درگاه خانه‌ها/ از صبح‌هاي ما بيرون برو/ ما به اطمينان خاطر نياز داريم كه ما/ مانند تو انسان هستيم!»
در طول زندگي‌اش، جامعه يهودي اسراييل همچنان از شنيدن حرف‌هاي او امتناع مي‌كرد و به ندرت به او اجازه مي‌داد از حيفا، شهر دوران جواني‌اش بازديد كند. وقتي يكي از اشعار او را در برنامه درسي مدارس اسراييل گنجاندند، در اسراييل غوغايي به پا شد. هيچ‌كس در تشكيلات اسراييل، مرگ يكي از  انسان‌دوست‌ترين شاعران را كه در اشعار خود سعي كرده بود با آنها ارتباط برقرار كند و رفتار اسراييلي‌ها را نسبت به هم‌ميهنان فلسطيني‌‌شان انساني جلوه دهد، گرامي نداشت.
منبع: گاردين

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون