• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6304 -
  • 1405 پنج‌شنبه 3 ارديبهشت

يادداشتي بر «جام زرين» رمان جان اشتاين‌بك

روياي ماه، خشونت دريا

سميه مهرگان

رمان «جام زرين» نخستين اثر داستاني بلند جان استاين‌بك است؛ كتابي كه در سال ۱۹۲۹ منتشر شد و تنها تجربه او در قلمروی رمان تاريخي به شمار مي‌آيد. استاين‌بك بعدها از اين اثر با عنوان «تجربه‌اي ساده» ياد كرد؛ رماني كه بايد نوشته مي‌شد تا نويسنده جوان بتواند از سايه پيشينيان عبور كند و صداي خود را بيابد. با اين حال، «جام زرين» در ترجمه ثمين نبي‌پور (نشر افق) صرفا يك تمرين ساده نيست، بلكه متني است پرشور، خيال‌انگيز و سرشار از نشانه‌هايي كه بعدها در شاهكارهاي او به بلوغ رسيد.
زيرعنوان رمان - «زندگي سِر هنري مورگان، دزد دريايي، با ارجاع‌هايي گهگاه به تاريخ» - خود نوعي اعلام موضع است. استاين‌بك از همان ابتدا روشن مي‌كند كه قرار نيست با زندگينامه‌اي مستند روبه‌رو باشيم، بلكه با روايتي كه تاريخ و اسطوره را درهم مي‌آميزد. قهرمان داستان، دزد دريايي نامدار قرن هفدهم، هنري مورگان است؛ مردي كه در آب‌هاي كارائیب و سواحل كوبا و امريكاي مركزي تاخت‌وتاز مي‌كرد و نامش لرزه بر اندام مستعمرات اسپانيايي مي‌انداخت. اما استاين‌بك بيش از آنكه به بازسازي دقيق تاريخ بپردازد، به اسطوره‌سازي از ميل و رويا علاقه دارد.
داستان از ولز آغاز مي‌شود؛ جايي كه هنري نوجوان در مزرعه پدر زندگي مي‌كند و آينده‌اي از پيش تعيين‌شده پيش رويش است: كشاورزي، ازدواج، تداوم سنت. بازگشت يك ملوان قديمي با روايت‌هايي از سرزمين‌هاي دور، جرقه‌اي در ذهن او مي‌زند. او ماه را مي‌خواهد؛ نه به معناي استعاري ساده، بلكه به عنوان جامي زرين كه بايد از آسمان چيده شود. گفت‌وگوي او با گوشه‌نشيني كه خود را مرلين مي‌نامد، لحني اسطوره‌اي به رمان مي‌دهد. مرلين به او مي‌گويد اگر كودك درونش را حفظ كند - اگر همچنان ماه را بخواهد - مي‌تواند بزرگ شود. اين ايده، هسته تماتيك رمان است: عظمت از دل حماقت و روياي كودكانه ‌زاده مي‌شود.
حركت مورگان به سوي دريا، در عين حال حركت استاين‌بك به سوي نويسندگي است. همان‌گونه كه هنري خانه را ترك مي‌كند، استاين‌بك نيز سنت رئاليسم صرف را كنار مي‌زند و وارد قلمروي فانتزي تاريخي مي‌شود. مورگان در نخستين تجربه‌هايش ساده‌دل است و فريب مي‌خورد؛ هزينه سفرش به هند غربي با فروخته ‌شدن به بندگي جبران مي‌شود. اين مرحله از زندگي او، بيش از آنكه شكستي صرف باشد، نوعي «آموزش» است: دوره‌اي از مشاهده، كار سخت و انباشت تجربه. استاين‌بك با لحني گاه طعنه‌آميز و گاه همدلانه، نشان مي‌دهد چگونه كار اجباري و تحقير مي‌تواند بذر جاه‌طلبي را آبياري كند.
از اينجا به بعد، رمان رنگ ماجراجويي به خود مي‌گيرد. دريا، كشتي‌ها، يورش‌ها و زد‌وخوردها، فضايي حماسي مي‌آفرينند. زبان استاين‌بك، اگرچه هنوز به ايجاز درخشان آثار بعدي نرسيده، اما سرشار از تصاوير پرطراوت است؛ درخشش نور بر آب، بوي باروت، رنگ چهره‌ها در بندرگاه‌ها. گاه روايت متوقف مي‌شود تا نويسنده به حاشيه‌اي تاريخي بپردازد: سياست استعماري انگلستان، اعزام زندانيان و ولگردان به مستعمرات و تبديل بدن‌هاي «بي‌ارزش» به نيروي كار سودآور. اين بخش‌ها نشان مي‌دهد كه استاين‌بك از همان آغاز، به پيوند ميان قدرت، اقتصاد و خشونت علاقه‌مند بوده است؛ موضوعي كه بعدها در رمان‌هاي اجتماعي‌اش به اوج رسيد.
اما آنچه «جام زرين» را از يك رمان ماجرايي صرف جدا مي‌كند، دو ميل محوري مورگان است: تصرف پاناما - كه در ذهن او «جام زرين» است - و تصاحب زني افسانه‌اي به نام لا سانتا روخا، قديسه سرخ. پاناما نماد ثروت و قدرت است؛ شهري كه درخشش طلا و شكوه اسپانيايي را در خود جمع كرده. لا سانتا روخا، اما نماد ميل شخصي و تسخيرناپذير است؛ زني كه بيش از هر شهر و گنجينه‌اي، دست ‌نيافتني مي‌نمايد. اين دو ميل، وجه دوگانه جاه‌طلبي انسان را مجسم مي‌كنند: تصرف جهان بيرون و تسلط بر جهان درون.
حمله به پاناما، نقطه اوج رمان است؛ طرحي نظامي كه پيش از برخورد سپاهيان، قربانيان خود را از گرسنگي و فرسودگي مي‌گيرد. استاين‌بك در اين بخش، خشونت را بي‌پرده، اما نه با لذت‌جويي، بلكه با نوعي فاصله شاعرانه روايت مي‌كند. وقتي شهر سقوط مي‌كند و مورگان سرانجام با لا سانتا روخا روبه‌رو مي‌شود، پيروزي بيروني با شكست دروني تلاقي مي‌كند. زن، آن‌گونه كه مورگان مي‌پنداشت، جامي زرين براي نوشيدن نيست. او در برابرش قد مي‌كشد و جاه‌طلبي‌اش را به پرسش مي‌كشد. در اين لحظه، مردي كه ماه را مي‌خواست، درمي‌يابد شايد ماه به دست‌آمدني نيست يا اگر هست، طعمش آن‌گونه كه خيال مي‌كرد شيرين نيست.
از منظر فني «جام زرين» بي‌عيب نيست. برخي شخصيت‌هاي فرعي پرداختي كامل ندارند و ديالوگ‌ها گاه بيش از حد خطابي و آگاهانه به نظر مي‌رسند؛ گويي هر شخصيت، بارِ تجربه‌اي تاريخي و فلسفي را يك‌جا بر زبان مي‌آورد. همين ويژگي باعث شده برخي منتقدان، رمان را بيشتر «افسانه» بدانند تا تاريخ. اما همين افسانه‌گونگي، بخشي از جذابيت اثر است. استاين‌بك در پي بازسازي دقيق اسناد نيست؛ او به «حقيقت احساسي» علاقه دارد، به آنچه تاريخ رسمي از ثبتش عاجز است: هوس، ترس، جاه‌طلبي و حسرت.
در لايه‌اي عميق‌تر، «جام زرين» تاملي است بر نسبت ميان عظمت و حماقت. جمله‌اي كه در رمان تكرار مي‌شود، چكيده جهان‌بيني نويسنده جوان است: اگر مردان بزرگ احمق نبودند، جهان مدت‌ها پيش نابود مي‌شد. در اين نگاه، جاه‌طلبي كور هم مخرب است و هم خلاق؛ هم ويران مي‌كند و هم پيش مي‌راند. مورگان با همين حماقت باشكوه، نامي براي خود مي‌سازد، اما در پايان، با حسرتي خاموش روبه‌رو مي‌شود. او به ثروت و شهرت مي‌رسد، اما آرامش نه.
براي خواننده‌اي كه با شاهكارهاي متاخر استاين‌بك آشنا است، اين رمان ممكن است در وهله نخست اثري فرعي جلوه كند. با اين ‌حال «جام زرين» را مي‌توان چونان معدن رگه‌هاي اوليه دانست: علاقه به اسطوره‌هاي آرتوري، توجه به نقش زنان در كنار مردان جاه‌طلب، حساسيت نسبت به محيط طبيعي و تاثير آن بر سرنوشت انسان و دغدغه هميشگي درباره قدرت و اخلاق. همه اينها در اين نخستين رمان حضور دارند، هرچند به‌ صورت ساده و درخشان همچون طلا در دل سنگ.
به زباني ساده «جام زرين» بيش از آنكه صرفا داستان دزد دريايي‌اي بي‌رحم باشد، روايت تولد ميل است؛ ميل به رفتن، ميل به داشتن، ميل به بزرگ‌ شدن. اين رمان نشان مي‌دهد كه استاين‌بك از همان آغاز، در پي كاوش در روياهاي كودكانه‌اي بوده كه جهان را به حركت درمي‌آورند. اگر بعدها به رئاليسم اجتماعي و زندگي كارگران و مهاجران پرداخت، ريشه‌هاي آن توجه به انسانِ در جست‌وجو، همين‌جا در ماجراي هنري مورگان ديده مي‌شود. «جام زرين» شايد شاهكار نباشد، اما گنجينه‌اي است كه برقِ نخستينِ يك نويسنده بزرگ را در خود حفظ كرده است؛ رماني درباره ماهي كه مي‌خواستند بنوشند و آتشي كه در پي‌اش، كرم‌ شب‌تابي در مشت‌شان نشست.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون