• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6304 -
  • 1405 پنج‌شنبه 3 ارديبهشت

زندگي جريان دارد...

مهدي دهقان‌منشادي

زندگي چيست؟ زندگي را شايد بتوان به زبان ساده به فعل و انفعالات موجودات زنده در فاصله زماني بين تولد و مرگ معني كرد. زندگي ملغمه‌اي از غم و شادي، سفيدي و سياهي و همه اضداد است. زندگي با مرگ معنا مي‌يابد و با همين مرگ نيز منقضي و بي‌معني مي‌شود. آدمي كه خود آفريده فرآيند زندگي است، مي‌تواند زندگي‌ها را بيافريند و نيز با اراده خود يا ناخواسته به زندگي‌ها پايان بدهد. زندگي يك معادله چندمجهولي است كه خود معادلات چندمجهولي بسياري را پديد مي‌آورد. براي جريان داشتن زندگي به ماده اوليه‌اي به نام موجود زنده نياز است و اين موجود زنده تحت فرمان فعل و انفعالات مغز خويش تصميماتي مي‌گيرد و دست به اقداماتي مي‌زند كه حاصل آن  مرگ است  و از جريان افتادن  زندگي. 
آدمي در جريان زندگي خود بعد از برآورده كردن نيازهاي اوليه‌اش به افق‌هايي چشم مي‌دوزد و براي تحملِ رنجِ بودن به معنا يا معناهايي دست مي‌يازد و در سايه آن معنا آرمان‌ها و آرزوها متولد مي‌شود. اين آرمان‌ها و آرزوها مي‌تواند سفيد و لطيف باشد يا سياه و خشن؛ اين آرمان‌ها و آرزوها را بال‌هايي به پرواز در مي‌آورد كه شايد فرشته‌اي موجد پرواز آن شود يا شايد كركسي ديوصفت. مقصد فرشتگان نور است و روشنايي و حيات و مقصود كركسان و ديوان ظلمات است و تيرگي و نيستي. در جريان زندگي، معناها براي بودن و ادامه دادن بسيار متفاوت است. يكي معناي زندگي‌اش مي‌تواند دستگيري ناتوانان و ضعيفان و بينوايان باشد و از نشستن لبخندي بر لبي لذت ببرد و ديگري شايد معنا را در ستمگري و گردنكشي و لذت را در پايمال كردن همنوعان خود و غمگين كردن آنها پيدا كند. آتش جنگ‌ها زماني افروخته مي‌شود كه معنايي اهريمني در ذهن انسان‌ها جريان مي‌يابد لاجرم سياهي آن معنا موجب اختلال در جريان زندگي كساني مي‌شود. در اين شرايط، حظ بردن عده‌اي برابر خواهد بود با رنج كشيدن عده‌اي ديگر. رنج كشيدن‌هاي  متوالي  و ترس  از تكرار  آن گاهي معاني زندگي را تغيير مي‌دهد و آرزوها و آمال را  به گونه‌اي  به استحاله‌ مي‌كشاند كه به ابتذال كشيدن آنها  مي‌انجامد. 
جنگ و صلح هر دو در زندگي جريان دارند و با وجود هر يك از آن دو باز هم زندگي به جريان خود ادامه مي‌دهد. در دوران صلح كه شرايط نسبتا پايداري وجود دارد آدم‌ها به پرورش رويا و ترسيم چشم‌اندازهاي خيالي از آينده عادت مي‌كنند و تلاش مي‌كنند تا در حد توان خود به آن روياها و خيالات برسند، اما جنگ ويرانگر است و طبع ناآرام آن عادت دارد تا همه ‌چيز را خراب كند و برايش فرقي ندارد بناي ايجاد شده باشد يا روياي ساخته شده. ما همگي روياهايي داشتيم و اميد و آرزوهايي: رويايي مانند جهانگردي، اميدي مثل دستيابي به زندگي بهتر و آرزويي چون خوشبختي بيشتر. جنگ آمد و چهره كريه‌اش را به ما نشان داد. دشمن تهديد كرد و عصر حجر را برايمان نشانه گرفت. ما مانديم با خرابي‌هاي سرزمين و روياهاي‌مان و شبحِ «چه خواهد شدها». يك روز صبح بيدار شديم و از شنيدن خبر آتش‌بس خوشحال شديم، خوشحال از اينكه آب داريم، برق داريم و نيازهاي اوليه‌مان هنوز برآورده مي‌شوند. با آنكه آرزوها و روياهاي‌مان در مدت كوتاهي استحاله يافتند، اما خوشحال بوديم و هستيم كه زنده‌ايم و زندگي هنوز با ما جريان دارد و خوشحال بوديم و هستيم كه با وجود تركيدن حباب خيال‌هاي دور و درازمان، هنوز هم  با زندگي در جريان هستيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون