نگاهي به سير تحول و تاثير جنگ بر تئاتر پاكستان
تقلا براي عبور از تئاتر «از ما بهتران»
زين احمد و هاجره ممتاز
ترجمه: بابك پرهام
هنر در پاكستان، به ويژه در بخش اجرا، هرگز شرايط آساني نداشته است، با اين حال توانسته جايگاهي را در محيطي چالشبرانگيز حفظ كند. زمانهايي بوده كه نويدبخش ايجاد يك تئاتر پاكستاني قابل تشخيص با روايتي متمايز از تئاتر هندوستان بوده است.
هنر تئاتر در پاكستان با وجود اينكه هميشه بودجه و حمايت دولتي كمي دريافت كرده، فعاليت تئاتري از دهه ۱۹۶۰ توانسته سطح مقبولي را حفظ كند. بعد از آن در دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰، ايدههاي بديعي را جذب كرد و به طور اسمي توسط دولت حمايت شد. تعداد افراد مشغول كم بود ولي علاقهشان بسيار زياد بود و اگر تاريخ پاكستان مسير متفاوتي را طي ميكرد، ممكن بود توسعه آن، روايت قابل اعتنايي را رقم بزند.
كودتاي نظامي ژنرال ضياءالحق در ژوئيه ۱۹۷۷ همه چيز را تغيير داد. او پس از سرنگوني ذوالفقار علي بوتو، فرآيندي را آغاز كرد كه ميتوان ردپاي آن را در ستيزهجويي و افراطگرايي امروز پاكستان يافت، چنانكه «آزادي» به تاريخ [پاكستان] پيوست.
واكنش اهالي تئاتر به ستم ديكتاتوري، جنبش تئاتر موازي بود. با رد مجوز اجراي آثار انتقادي توسط دولت، فعالان به مكانهاي خصوصي روي آوردند و بودجه از منابع خصوصي تامين شد. بسياري از گروههايي كه در اين جنبش ظهور كردند، مانند تئاتر آجوكا (امروز)، تحريك نيسوان (جنبش زنان) و پنجاب لوك رهاس (تئاتر مردمي) هنوز فعال هستند.
با شدت گرفتن شرايط سياسي، افراد خلاق و مستقل، مهاجرت كردند و تئاتر جريان اصلي بدون كارگردانان، نويسندگان و بازيگران شايسته باقي ماند. اين خلأ به تدريج با كمدينها و آماتورها كه تئاتر را به نمايشهاي مستهجن و سخيف سوق ميدادند، جايگزين و به عنوان تئاتر «تجاري» شناخته شد. اين نابرابري، در محتوا و در تفاوت طبقاتي مخاطبان تا به امروز باقي مانده است؛ با اين حال، در طول دهه ۹۰ ميلادي، عوامل مختلفي ازجمله پايان رژيم ضياء و انتخاب بينظير بوتو به عنوان نخستوزير، سبب شد فعالان تئاتر كه يا رانده شده بودند يا مهاجرت كرده بودند، بازگردند و تئاتر دوباره احيا شد. سالنهاي تئاتر پر شدند، جشنوارهها تاسيس شدند و حتي چند آكادمي آموزشي نيز به وجود آمد.
ولي وقايع ۱۱ سپتامبر و پيامدهاي جبرانناپذير آن بر پاكستان رخ داد. حوزهاي كه اغلب به آن پرداخته نميشود، بيان فرهنگي، به ويژه هنرهاي نمايشي است. در واقع، در پاكستان هزاره جديد، تئاتر را ميتوان به عنوان قياسي براي جامعه اين كشور درنظر گرفت. حتي با اينكه وضعيت امنيتي و اقتصادي كشور رو به زوال بود، در راس دولت، يك ديكتاتور نظامي مصلح، ژنرال پرويز مشرف، قرار داشت؛ ديكتاتوري كه از هنر حمايت ميكرد و سياست رسانهاي كشور را آزاد كرده بود.
او مسبب ايجاد آكادمي ملي هنرهاي نمايشي (ناپا) در كراچي در سال ۲۰۰۵ با كمك مالي دولت شد. اگرچه محل آكادمي باتوجه به اينكه لاهور قطب هنرهاي نمايشي در پاكستان محسوب ميشد تاحدودي عجيب به نظر ميرسيد و با وجود وقفههاي نسبتا منظم در تخصيص بودجه، تفاوت كيفي در كارهاي تئاتري كه در كراچي انجام ميشود، ايجاد كرده است. اوضاع در پاكستان بدتر شد. با درگير شدن كشور در شورش چندلايه به رهبري طالبان پاكستان و يكسري عمليات نظامي عليه آنها، خشونت به خيابانها رسيد و چالشهاي جديدي را براي تئاتر ايجاد كرد. شركتهايي كه قبلا از تئاتر حمايت مالي ميكردند، ديگر تمايلي به همكاري ندارند. اين وضعيت با تهديد امنيتي بدتر هم شد. طالبان پاكستان و افراطگرايان مذهبي، اغلب فعاليتهاي فرهنگي مانند تئاتر را به عنوان خلاف نسخه خود از اسلام محكوم كردهاند و با اينكه تئاترها يا سينماها تعداد انگشتشماري هدف قرار گرفتند، مردم ترجيح ميدهند از مكانهايي كه ميتوانند اهداف بالقوه باشند، اجتناب كنند، بنابراين اجراها فقط در تعداد انگشتشماري از مكانها در مناطق امنتر شهرها، با حضور پليس براي اقشار مرفه برگزار ميشوند. اين بدان معناست كه دسترسي خانوادههاي متوسط به آثار تئاتري با كيفيت به شدت محدود شده است.
واقعيت تهديد ناشي از فقدان حمايت مالي و امنيت، به بهترين شكل در سرنوشت جشنواره جهاني هنرهاي نمايشي لاهور منعكس شد. اين جشنواره كه كارگاه تئاتر رفيع پير از سال ۱۹۹۲ سالانه آن را سازماندهي ميكرد، صدها اجراكننده از سراسر جهان را به خود جذب كرد و پاكستان را در زمينه هنرهاي نمايشي مطرح كرد و مخاطبان زيادي را در طول دوره معمول دو هفتهاي جذب ميكرد و در سال ۲۰۰۸ پايان يافت. يك بمب كوچك در خارج از محل برگزاري جشنواره منفجر شد، عليرغم اينكه تلفاتي نداشت، دولت اعلام كرد كه قادر به تامين امنيت براي جشنوارهاي در اين مقياس نيست. در سال ۲۰۰۹، مخاطبان سينما و تئاتر حدود ۸۰درصد كاهش يافت. تئاتر آجوكا جشنوارهاي را ترتيب داد كه به دليل نگرانيهاي امنيتي مجبور به انتقال به هند شد، انفجارهاي نسبتا كوچك در بيرون تئاترهاي الفلاح و تمسيل در لاهور، باعث وحشت و كاهش همان مخاطبان محدود شد.
اين تمام چالشي نيست كه تئاتر در پاكستان بايد با آن دست و پنجه نرم كند، در چند سال گذشته، بحراني در بخش برق ملي در جريان است. اختلالات و قطعي برق به امري عادي تبديل شده است و اغلب هر روز، چهار تا شش ساعت قطع ميشود. گاهي اوقات چند روز تعطيل عمومي ميشود. اعتراضات براي تعطيلي صنايع عادي است و صدها شغل از بين ميرود.
در اجراي يك نمايش تهيه يك منبع تغذيه پشتيبان به شكل ژنراتور الزامي است و علاوه بر هزينههاي معمول اجراي يك نمايش، تهيهكنندگان بايد هزينههاي امنيتي و برق را نيز اضافه كنند كه اين امر آن را به پيشنهادي بسيار گران براي تهيهكنندگان كوچكتر دانشجويان و گروههاي تجربي تبديل ميكند. برخي سالنهاي تئاتر در مراكز بزرگ شهري كراچي، لاهور و اسلامآباد ژنراتور ارايه ميدهند، اما اين كار اغلب شامل هزينه اجاره ژنراتورها و افزايش قيمت بليت ميشود، به چنين دلايلي، اجراهاي با بودجه كلان، نخبگان انگليسيزبان را كه جيبهاي پرپولتري دارند، جذب ميكند.
در تئاتر تجاري پنجاب و تئاترهاي «نخبه» لاهور، كراچي و اسلامآباد، تلاش به سمت اجراي نمايشهايي براي منافع تجاري رفته است كه به مخاطب فرصتي براي فرار از واقعيت ميدهد. اين امر موفقيت مجموعهاي از توليدات پرمخاطب در سالهاي اخير، از ماماميا، شيكاگو، مولن روژ و شبح اپرا گرفته تا كمديهاي نيل سايمون و آثار كلاسيك چخوفي را توضيح ميدهد. تلاش بسيار كمي براي بهكارگيري تئاتر به عنوان ابزاري براي درك و استخراج تجربه پاكستاني و خلق آثار جديدي كه ابعاد مختلف زمانه را روشن كند، صورت گرفته است و دليل آن قانون اجراي نمايشي سال ۱۸۷۶ است كه توسط دولت بريتانيا در هند استعماري براي كنترل مخالفت از طريق هنرهاي نمايشي وضع شد. اين قانون تا به امروز در پاكستان بدون اصلاحيه باقي مانده است و مستلزم آن است كه هر اجرا و متن آن از قبل توسط مقامات دولتي بررسي شود. اين قانون براي سانسور مطالبي كه توسط دولت «خطرناك» تلقي ميشوند، استفاده ميشود. پس از آن، هراس از انتقام وجود دارد. در فضاي احساساتي و بيقانون پاكستان، هر كسي كه حرف مخالف بزند هدف قرار ميگيرد، در سال ۲۰۰۹، افراد مسلح به جشنواره شوراي هنر كراچي حمله كردند، زيرا وفاداران به حزب احساس ميكردند كه يك اثر هنري، بينظير بوتو را ضعيف نشان داده است، اين جشنواره لغو شد.
ماهيت چندپاره جامعه پاكستان به گونهاي است كه سردرگمي در مورد مسائل هويت و مالكيت شايع است و اكراه شديدي براي درگير شدن با موضوع دين يا اصطلاحات مذهبي مورد استفاده تروريستها وجود دارد.
اين عوامل نقش مهمي در محدود كردن زمينه بحث در مورد مسائلي كه اهميت دارند، ايفا ميكنند. آثار نمايشي كه به هر نحوي با وضعيت امروز مرتبط باشند و شرايط فعلي پاكستان را بررسي كنند، تنها يكي از اين تلفات است. دوران آشفته اغلب پرمعناترين تئاترها را توليد ميكند، اما متاسفانه افرادي با پيشينه دانشگاهي و فني براي خلق نمايشنامهاي كه به واقعيتهاي فعلي كشور اشاره دارند، وجود ندارد.
اين بدان معنا نيست كه كاري صورت نگرفته است، آثار برخي كارگردانان و تهيهكنندگان باتجربه، ازجمله نيدا بات در كراچي و شاه شرابيل در لاهور، كه بازآفريني موزيكالهاي بينالمللي را به نقطه قوت خود تبديل كردهاند، قابل قبول است. توليدات نسبتا پرهزينه آنها شامل بمبئي دريمز (شراحبيل) و شيكاگو (بات) است كه دومي موزيكال اصلي كراچي را نيز ساخته است. چنين توليداتي نه تنها به دليل متن محبوب هستند، بلكه به نظر من، به اين دليل كه براي طبقهاي از مردم كه توانايي پرداخت قيمت بالاي بليت را دارند راهي براي فرار فراهم ميكنند و همچنين تاحدودي از فقر، جرم و نااميدي دور هستند، محبوبيت دارند.
روي ديگر سكه تئاتر براي كنشگري است. برجستهترين آن مركز منابع تعاملي با الهام از تئاتر ستمديدگان است كه در آغاز هزاره توسط محمد وسيم تشكيل شد. وسيم با هدف كشف راههاي جديد گفتوگو و بسيج جامعه، چيزي را كه خود تئاتر گفتوگو مينامد، توسعه داد: به جاي يك متن يا بازيگران، اعضاي جامعه يك مساله روزمره مثلا ازدواج زير سن قانوني يا خشونت خانگي را به صورت بداهه اجرا ميكنند. او تاكنون، بيش از ۱۵۰ گروه را آموزش داده و هزاران اجرا را در شهرها و روستاها تسهيل كرده است.
به نظر ميرسد كه پردهها هنوز به روي تئاتر پاكستان بسته نشده است. زمانه دشوار است، اما قبلا هم دشوار بوده است. فعالان تئاتر تمام تلاش خود را ميكنند تا نمايش را ادامه دهند.