• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6309 -
  • 1405 چهارشنبه 9 ارديبهشت

رقصي چنين ميانه ميدان‌ام آرزوست!

ترانه يلدا

براي هر شهروندي فضاهاي عمومي شهرش عزيزند و شهر را با آنچه در فضاي كوچه و خيابان مي‌بيند، مي‌شناسد و به ياد مي‌آورد. براي منِ شهرساز، اما ميدان‌ها و بلوارها عزيز‌ترند، زيرا بنا به تعريف، محل جمع شدن شهروندان در فضاهاي عمومي هستند و محل گردش خانواده‌ها و قدم زدن دوستان جاني... چندي پيش به‌طور اتفاقي به مطلبي برخوردم كه بيش از ده سال پيش براي مجله كوچكي كه در محل كارمان توليد مي‌شد، نوشته بودم. لحن روايت نوستالژيك بود و چنين آغاز مي‌شد: 
كودكي‌ام را درست وسط ميدان بهارستان بزرگ شدم. نوجواني‌ام در اطراف ميدان هدايت دروس با بچه‌هاي محل تمام تابستان را دوچرخه‌سواري مي‌كرديم. همان دوران به ميدان تجريش معروف به سرِپل هم مي‌رفتيم كه هنوز رودخانه دربند از زيرش رد مي‌شود. يك سينماي سرباز داشت و محل گردش مردم بود و بستني موسيو هم ما را از مدرسه‌مان نزديك پل رومي پياده به سر پل مي‌كشاند... جايي كه الان سال‌هاست اداره پست شده... تهران خلوت‌تر و شهريتش بيشتر از امروز بود. همه‌ چيز معين و مرتب‌تر از امروز بود. تهران را دوست داشتم و بيشتر از هر جا، خيابان پهلوي سابق- وليعصر امروز- را كه سرتاسرش درختان چنار سر به فلك كشيده بودند و به خاطر پياده‌روي كنار جوي‌هاي پهن آب، جذاب‌تر هم بود. براي رفتن به كلاس انگليسي‌ام هفته‌اي سه روز از ميدان فروسي رد مي‌شدم و بلوار اليزابت (كشاورز) و دانشگاه تهران هم، گاه مقصد قرار مي‌گرفتند، به خاطر رفت‌وآمدهاي پدرم.
اوقات فراغت جواني‌ام به پرسه و گشت در فضاي بي‌همتاي ميدان‌هاي بزرگ و كوچك شهرهاي قديمي ايتاليا و فرانسه و ايران گذشت. ميدان‌هايي در فلورانس، ونيز، تورينو، پاريس و اصفهان. همه ميدان‌هاي بي‌نظيري كه شهرت جهاني دارند. اما متاسفانه با اين همه خاطره از آن فضاهاي دلگشا و به‌رغم ميلي كه براي خلق ميدان‌هايي آن‌سان امن و پرنشاط هميشه به عنوان يك معمار و شهرساز در دلم بوده، امروز در زادگاهم تهران يك ميدان هم سراغ ندارم كه بتوانم در آن احساس شهروندي كنم و بخواهم يا بتوانم در آن ساعتي بمانم و از فضايش محظوظ شوم. گويي نه‌تنها فضاي ميدان در مقياس انساني و با عملكرد انساني -و نه صرفا عبوري و ترافيكي- سال‌هاست از اين شهر رخت بر بسته، بلكه مفهوم وجودي ميدان نيز با فرهنگ ساكنان امروز شهرمان ديگر ميانه‌اي ندارد. اين در حالي است كه در شهرهاي ديگر كشورمان مانند اصفهان و شيراز ميدان‌هايي براي گردشگري سامان يافته‌اند يا مثلا در رشت، نه‌تنها ميدان شهرداري قديم شهر، بلكه تمام خيابان‌هاي اطرافش نيز به پياده‌راه‌هايي دل‌انگيز تبديل شده‌اند كه محل گشت و گذار رشتي‌ها هستند و موتوري‌ها اغلب با شرمندگي از آنجا عبور مي‌كنند. در حالي كه در تهران آنقدر جاي قدم زدن كم است و همه خيابان‌ها را ماشين‌ها اشغال كرده‌اند كه مردم براي گذران اوقات فراغت به پاساژها و مال‌هاي تجاري پناه مي‌برند كه مثل قارچ در هر گوشه و كنار شهر سر برآورده‌اند. آري، درست مواظب شهر عزيزمان نبوده‌ايم. اگرچه كوه البرزش و طبيعت خوش آب و هوايش تا زمان كودكي من نشاني از آلودگي نداشت و شميران هم باغ‌شهري جادويي بود با كوچه باغ‌هايي پيچ در پيچ و سراسر در آغوش سايه‌‌ساران سبز... .
ميدان بهارستان حوضي بزرگ با فواره‌هايي بلند داشت. بسياري از وقايع مهم كشورمان به خاطر استقرار مجلس شورا در شرق ميدان، در آنجا رقم خورده‌اند. از انقلاب مشروطه تا به توپ بستن مجلس توسط محمد شاه قاجار. از ترور شخصيت‌هاي تاريخي جلوي مجلس و تظاهرات مختلف مردم در سال‌هاي 20 و 30، تا ماجراهاي دوره مصدق و بعد از آن. زمان انقلاب هم، آمد و رفت گروه‌هاي مردم انقلابي براي ديدن امام خميني در مدرسه علوي پشت مجلس تا مدت‌ها ادامه داشت. به اصطلاح «مكان رويداد» مي‌خوانندش كه لايه لايه خاطره بر گوشه و كنار آن نقش بسته است. ميدان بهارستان براي من سراسر خاطره است. روزهاي تعطيلي عاشورا تاسوعا فاميل مي‌آمدند تا از بالكن كوچك خانه ما دسته‌هاي سينه‌زني و نمايش تعزيه را تماشا كنند و پدرم به شوخي بهشان مي‌گفت براي داشتن چنين منظري مسلط به ميدان بايد بليت بخرند! پدربزرگم از پشت سر، قهرمانان تعزيه را يك به يك در گوش من و برادرم معرفي مي‌كرد در حالي كه ما با چشمان فراخِ كنجكاو، به كلاه‌خود‌هاي مزين به پر شترمرغ آنها زل زده، گوش به سنج‌ها و طبل‌ها سپرده، داستان او را دنبال مي‌كرديم و كمي كه سر مي‌چرخانديم، مسجد سپهسالار با شش منار زيبايش با شكوه تمام در چشم‌مان خودنمايي مي‌كرد و پايين‌تر سرچشمه بود با هزار رنگ و بساط و شلوغي... .
ميدان، كانون توجه و تجمع در عرصه فضاي شهري است. مهم‌ترين فضاي رويدادها و گذران اوقات خوش و پرگفت‌وگوي شهروندان در كنار يكديگر است. با اينكه از ديرباز خيابان و بازار، حركتي محوري را در شهر هدايت مي‌كنند، اما تمام اتفاقات مهم در ميدان رخ مي‌دهند. تمام نمايش‌هاي اجتماعي در ميدان اجرا مي‌شود و درست‌تر اين است كه برخي ميدان‌هايي كه در تهران همه به فلكه‌هاي پرترافيك تبديل شده‌اند، آرام‌سازي شده، مكان‌هايي براي نشستن و كافه رفتن و خريد در آرامش و امنيت باشند. ميدان بهارستان و ميدان توپخانه (امام خميني) شايد مهم‌ترين ميادين تهران باشند كه به خاطر موقعيت شهري و قرار گرفتن بناهاي مهم در كنارشان، شايسته توجه بيشتري در اين جهت هستند. پايتخت‌هاي همه كشورهاي عربي حتي ميدان‌هاي بزرگ‌تري دارند. ميدان ابن‌خلدون تونس و ميدان التحرير يا ميدان جلوي دانشگاه الازهر قاهره، ميدان لوءلوء بحرين و ميدان استقلال شهر كي‌يف نيز اغلب مرجع و از مكان رويدادهاي مهم شهرهايشان بوده‌اند. ميدان‌هاي ما نيز در اين روزگار سلطه ماشين‌ها، شايسته توجه بيشترند.معمار و شهرساز

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون