• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6309 -
  • 1405 چهارشنبه 9 ارديبهشت

محمدعلي و آن جنگ ناپسند

مرتضي ميرحسيني

جنگ ويتنام كه به درازا كشيد، تاثيرات عميقي بر جامعه امريكا گذاشت. تاثيراتي كه نه پنهان بودند و نه كسي انكارشان مي‌كرد. اما مقامات امريكا تصميم داشتند در آن كشور آسيايي بمانند و به هر قيمتي كه شده به پيروزي برسند.
از نظريه دومينو صحبت مي‌كردند و مي‌گفتند اگر ويتنام از دست برود و كمونيست‌ها در آن قدرت بگيرند، بعد نوبت به كشورهاي ديگر مي‌رسد و هندوچين و برمه و تايلند از دست خواهند رفت يا چنانكه كندي مي‌گفت: «واگذاشتن ويتنام به كمونيسم اجازه خواهد داد كه كشورهاي ديگر نيز تسليم كمونيسم شوند.» جابه‌جايي دولت‌ها و رفت‌وآمد رييس‌جمهورها نيز - تا مدتي - اين سياست را تغيير نداد. دولت‌ها با هر فكر و سليقه‌اي كه روي كار آمدند، به ادامه جنگ در ويتنام پايبند ماندند. البته در آغاز، زماني كه تصميم به مداخله در درگيري‌هاي ويتنام گرفتند اصلا فكرش را هم نمي‌كردند كه جنگي چنين سخت و فرسايشي در پيش دارند و ماجراي اين جنگ، ماجرايي پيچيده خواهد شد. دير فهميدند. بعد هم هر تدبيري براي خروج آبرومندانه از آن «باتلاق» به كار بستند، موثر نيفتاد. كل ماجرا، از ابتدا تا انتها و حتي پس از پايان جنگ، فاجعه‌اي تمام‌عيار بود. بريتا بجورنلوند در كتاب جنگ سرد مي‌نويسد: «جنگ ويتنام با هر معياري يك درگيري فاجعه‌آميز بود.
تا سه ميليون ويتنامي، لائوسي و كامبوجي و بيشتر از شصت‌وهشت هزار امريكايي جان باختند. سرزمين‌هاي وسيعي در ويتنام ويران شد و كيلومترها زمين كشاورزي بر اثر مواد شيميايي به كار رفته در جنگ براي سال‌هاي سال زهرآلود باقي ماند. در ايالات متحده، كهنه‌سربازان جنگ از آسيب‌هاي فلج‌كننده جسمي و روحي رنج بردند و بسياري در حالي به خانه برگشتند كه به خاطر نقش‌شان در يك جنگ ناپسند، هموطنانشان از آنها دوري مي‌جستند.» در سال‌هايي كه امريكا درگير جنگ بود، ناآرامي‌هاي اجتماعي نيز در آن كشور بالا گرفت و نارضايتي‌ها به اوج رسيد. «ميليون‌ها نفر هر شب به‌طور منظم در جريان اخبار قرار مي‌گرفتند، چون تلويزيون براي نخستين‌بار تصويري روشن از بي‌رحمي جنگ را در برابر نگاه بسياري از امريكاييان قرار مي‌داد. مخالفت با جنگ در داخل كشور، به‌ويژه در ميان دانشجويان و جوانان، به طرز شگفت‌انگيزي افزايش يافت و دولت اعتبار خود را در ميان شهروندان امريكايي تا حد زيادي از دست داد.» اما دولت از راهي كه مي‌رفت برنگشت. براي آنكه آتش جنگ را شعله‌ور نگه دارند - و آن پيروزي راهبردي را كه دنبالش بودند، كسب كنند - تغييراتي در قوانين سربازگيري دادند و عده بيشتري از جوانان امريكايي را به خدمت نظامي فراخواندند. بسياري از مشمولان جديد، خواه‌ناخواه و به اكراه لباس نظامي پوشيدند و عده‌اي هم - كه تعدادشان زياد بود - از خدمت اجباري گريختند.
چند نفري هم به جاي يكي از اين دو گزينه، با قانون و حكومت سرشاخ شدند. يكي از آنان، محمدعلي (كاسيوس كلي)، بوكسور بلندآوازه و هميشه جنجالي اهل كنتاكي بود كه سال 1967 در چنين روزي از نام‌نويسي در ارتش طفره رفت. گفت: «من با ويت‌كنگ‌ها دشمني ندارم» و براي پرسش «چرا بايد به آنان شليك كنم؟» پاسخي پيدا نمي‌كنم. به جنگ نرفت. طبق قانون جديد، مجرم بود. دادگاهي شد. پنج سال حبس و ده هزار دلار جريمه نقدي برايش بريدند. سه سال هم از حضور در همه رقابت‌هاي ورزشي محرومش كردند. به حكم دادگاه معترض شد. پرونده‌اش به دادگاه عالي امريكا رفت و براي مدتي آنجا معلق ماند. اما همچنان از رقابت‌هاي ورزشي محروم بود. اين محروميت را تحمل كرد. سپس در مارس 1971 در «مبارزه قرن» با جو فريزر روبه‌رو شد. باخت. سال بعد اين باخت را تلافي كرد. تصميم نهايي ديوان عالي امريكا نيز همان روزها اعلام شد. حكم دادگاه را باطل كردند و پرونده محكوميتش را بستند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون