سينما و روايتگري جنگ
محبوبه محمدي
سينماي ايران در همه بزنگاههاي تاريخي چهار دهه گذشته حضوري پرشور، تعيينكننده و چشمگير داشته است. در هشت سال دفاع مقدس، سينماي ايران با فهرست بلند بالا و متنوعي از فيلمهاي جنگي، سهم بسزا و يگانهاي در توليد محتواي انقلابي ايفا كرده است. اگر قرار باشد سهمي براي «جنگ روايتها» در هنگامه جنگ هشت ساله قائل شويم، قطعا سينماي ما توانسته در زمان خود و در اندازه بضاعتش نقش مهم و بسيار پيش برندهاي در اين حوزه داشته است، خصوصا كه در آن دوران بسياري از مردم جامعه، مخاطب توليدات سينما بودهاند. همانطور كه ميبينيد سينما از همان ابتداي حوادث انقلاب در صف اولِ جنگ روايتها، حي و حاضر بوده است. در جنگ دوازده روزه هم در فرصت محدودي كه دراختيار بود، سينما با ساخت چند فيلم تلاش كرد به اين نياز و مطالبه پاسخ گويد و روايتگر دغدغهمند گوشهاي از اتفاقات اين جنگ باشد كه فيلم «نيم شب» محصول چنين نگاهي بود. به جز اين و همچنان كه پيشبيني ميشد تعداد زيادي از مستندسازان كشور آثار گوناگوني را در اين حوزه توليد كردند و فيلمسازان آثار كوتاه داستاني نيز در گوشه و كنار كشور با ساخت مجموعهاي از فيلمهايي كه مضمون كلي آنها جنگ دوازده روزه بود، به ميدان آمدند. به شكل طبيعي ممكن است همه اين آثار جامعيت اثري كه بازگوكننده سير اتفاقات اين جنگ باشد را دارا نباشند، اما واقعيت اين است كه در جنگ روايتها عنصر زمان و كاركرد آن بسيار مهمتر از ابعاد ديگر است. مثلا درنظر بگيريد نقش مستندسازي و تهيه مصالح آن در كشاكش جنگ تا چه اندازه حياتي و تعيينكننده است، آنهم در جايي كه صحنه جنگ به سرعت دستخوش تغيير است و زمان نقشي مهم در ثبت رويدادها و جزييات حوادث دارند. از سوي ديگر بسياري از توليدات فاخر، هم در حوزه مستند و هم در حوزه داستاني بعد از گذشت سالها از وقوع رويداد ساخته شدهاند. مثلا پيتر جكسون خالق سري فيلمهاي ارباب حلقهها، فيلم مستندي دارد با نام «آنها نبايد پير شوند» كه اثري خلاقانه و ديدني از نگاه آدمهايي است كه در جنگ جهاني اول شركت كردند. ويژگي منحصر به فرد و مهم اين اثر آن است كه تماما براساس مستندهاي موجود از جنگ جهاني اول توليد شده است. در واقع جكسون با رجوع به آرشيو آثار جنگي، مستند فاخر و بسيار تاثيرگذاري تهيه كرده است... در حوزه آثار داستاني نيز وضع همينگونه است. يعني تاثيرگذارترين آثار داستاني با موضوع جنگ مدتها بعد از خاتمه جنگ ساخته شدهاند. اما اين موضوع هيچ چيز از وظيفه ذاتي سينما در قبال اتفاقاتي كه پيرامونش ميافتد كم نميكند، بلكه بار دوچنداني نيز بر دوش سينما و مديران آن ميگذارد تا امكان توليد آثار بيشتري را در اين حوزه فراهم آورند، چراكه مردم در زمانه فعلي نيز اين حق را دارند كه از پنجره سينما بتوانند گوشهاي از زندگي خود را به تماشا بنشينند. در جنگ دوازده روزه نيز سينما و مديران آن به وظيفه ذاتيشان عمل كردند و پاي كار آمدند. آنچه مهم است اين حقيقت روشن است كه بدنه سينما و مديران آن به واقعيت جنگ به عنوان رويدادي كه بر زندگي همه مردم ايران تاثير گذاشت، بيتوجه و بياعتنا نبودند و مجدانه تلاش كردند روايتگرِ صادقِ جنگي باشند كه دشمن ديرينه در اواخر دهه چهارم انقلاب آن را ناجوانمردانه به ما تحميل كرد. اگرچه در شرايط آتشبس هستيم و مدت زيادي از آغاز جنگ رمضان نگذشته است اما سينما تلاش كرده روايت خود را نيز از اين جنگ نابرابر داشته باشد. به جز حمله به بيمارستانها، دانشگاهها و منازل مردم عادي و به شهادت رساندن جمع زيادي از هموطنانمان، جنايت باور نكردني حمله به مدرسه شجره طيبه ميناب و شهادت دانشآموزان دختر و پسر آنچنان خاطر مردم ما و آزادگان جهان را آشفت كه به شكل طبيعي انتظارات براي توليدات تصويري قدرتمند كه بيانگر اوج مظلوميت مردم ما در برابر حجم عظيم خباثت و دنائت دشمن باشد، اوج گرفت. با وجود اينكه تنها دو ماه از اين واقعه گذشته و هنوز در بحبوبه جنگ هستيم بنياد فارابي مصمم شده در اين حوزه ورود كند و دست به توليد آثاري بزند كه برگزاري مسابقه طرح و فيلمنامه با موضوع شهداي دانشآموز ميناب از جمله آنهاست. اين جدا از فيلمهاي كوتاه داستاني و مستندي است كه با موضوع شهداي دانشآموز ميناب جلوي دوربين رفتهاند يا قرار است بروند. به نظر ميرسد سينما با وجود هجمهاي كه عليه آن ميشود، كوشيده در بزنگاههاي تاريخي نقش فعال و تاثيرگذار خود را ايفا كند و روايتگر اول رويدادهاي بزرگ از جمله وقايع جنگ باشد.