جنگ و تسلسل ناپايداريها
مهدي دهقان منشادي
جنگها همه از فقدان به وجود ميآيند و به فقدان نيز منتهي ميشوند: از فقدان عقل و منطق به فقدان جسم و جان و مال. جنگ و صلح متناقضاني هستند كه مسير و مقصد متفاوتي را پيش ميگيرند. صلح پرنده سفيد خوشبختي است كه به راه پايداري ميانديشد اما ديو سياه جنگ با دستان خونآلود خود ميخواهد پرنده صلح را له و لورده سازد، به راه نيستي رود، ناپايداري را رقم بزند و با حكمفرمايي ناپايداريها به همه ثابت كند كه طرفدار پايداري است، اما پايداري تيرگي و نااميدي و زشتي. هيولاي جنگ با ايجاد اختلال در عناصر زيرساختي، اقتصادي، اجتماعي و رواني جامعه، به تسلسل ناپايداريها منجر ميشود كه حاصلي جز رنج روزافزون آدمها ندارد.
رنجهاي انساني هميشه ريشه در ويراني و آسيب دارند. آسيب به زيرساخت موجب آسيب اقتصادي شده و متعاقب آن آسيبهاي اجتماعي ظهور مييابند. در جنگ اخير بخشي از زيرساختها و صنايع ايران آسيب ديد و دومينوي ويراني، اجزاي اقتصاد و اشتغال و اجتماع را تحت تاثير خود قرار داد. با وقوع جنگ و اختلال در شبكه اينترنت جهاني، علاوه بر خسارات هنگفت بر اقتصاد ايران، بسياري از مشاغل اينترنتي تعطيل شدند و نانآوران بستر مجازي به نانخواهان واقعي تبديل گشتند. جنگ صنعت گردشگري را آشفته ساخت و از نهم اسفندماه 1404 قفلي سهمگين بر درِ گردشگري آويخته شد. فعالان و ذينفعان بخش گردشگري كه چشم انتظار رونق طلايي نوروزي بودند شاهد ركود و كسادي بيسابقهاي در سفر و گردش گرديدند. تورهاي گردشگري كه فرصت انداختن نيافتند به تعطيلي و نيمه تعطيلي هتلها، خدمات راهنماي مسافر، حمل و نقل، صنايع دستي و... منجر شدند. بسياري از راهنمايان مسافر و برخي ديگر از بيكارشدگان بخش گردشگري و مشاغل اينترنتي با كوچي اجباري به مسافركشي و فعاليت در تاكسيهاي اينترنتي رو آوردند تا با چرخيدن چرخ مسافركش، چرخ زندگي را بچرخانند. اما اين بخش از خدمات كه با هجوم بيسابقه بيكاران مختلف مواجه است، خود دچار نابرابري عرضه و تقاضا و رقابت براي قيمتهاي پايينتر شد و با توجه به هزينههاي استهلاكي بالاي خودرو تقريبا مقرون به صرفه بودن را از دست داده است. علت بيكاريهاي اخيرِ صنعت، متفاوت بوده و تعديل نيرو به دلايل مختلفي صورت گرفته است. تصويب افزايش حدود 60 درصدي دستمزد كارگران براي سال جاري، بخشي از كارفرمايان را ناگزير كرد تا تعداد كارگران خود را كاهش بدهند. برخي از صنايع به خاطر آسيبهاي جنگي يا عدم فروش محصول يا نداشتن مواد اوليه و انرژي مجبور به تعطيلي شدند. كارگران يا به خانه رفتند يا به فعاليتهاي روزمزدي روي آوردند. بحران پرداخت بيمه بيكاري در حال شكل گرفتن است. اشتغالهاي روزمزدي و تاكسيهاي اينترنتي و مسافركشي هريك داراي ظرفيت و محدوديتي هستند. انسان زنده و خانوادهاش به نان نياز دارد و نان را جز با پول نميدهند و پول جز با كار به دست نميآيد. در اين فرآيند پيچيده، ناپايداريها رقم ميخورد. تسلسل ناپايداري اقتصادي و اجتماعي و رواني همچون دومينويي سياه در جامعه به حركت درميآيد و تار و پود جامعه را از هم ميگسلد. در شهرهاي صنعتي چون تهران، كرج، يزد، اصفهان، اراك و... كه خيل عظيم مهاجران غيربومي چرخ صنعت را ميچرخانند با شوك بيكاري در غربت مواجه ميشوند. اين شوك لاجرم ناپايداري اجتماعي و رواني را به وجود ميآورد و آسيبهاي اجتماعي چون اژدهايي خفته سر بلند ميكند. دوران رنج و سختي حاصل از جنگ و ناپايداريها تنها مايه پايداري و تلذذ در دو سو و دو قلمرو ميشود: كساني كه در حال حاضر از جنگ سود ميبرند و نانشان با آتش جنگ گرم ميشود؛ و آيندگاني كه قرار است از مستندها، فيلمهاي سينمايي، نمايشنامهها، داستانها و بهطوركلي از ادبيات و هنر برآمده از سختي دوران ما لذت ببرند. اين يك واقعيت است كه ادبيات و هنر با آن همه روشنايي و طبع لطيف خود هميشه از ناپايداريها و رنج انسانها تغذيه كرده و فربه شده است و اين جنگ و ناپايداريهاي حاصل از آن نيز دستمايهاي است براي خلق آثاري كه آيندگان قرار است از آن بهره ببرند.