نقطه ضعف يا قوت؟
جنگ نخواهد شد كه احتمالا اين نظر بر اساس قرائني از واقعيت قدرت موشكي ايران بود. ولي آغازگري جنگ نشان داد كه اين ابراز قدرت يا نبوده يا حداقل، كافي و دقيق و بازدارنده نبوده است. اكنون و با آغاز جنگ، اين مساله در مورد قدرت نظامي قدري حل شده است. ولي نميدانيم كه درباره سياستهاي گفتوگو و امتيازاتي كه ايران ميتواند رد و بدل كند هم براي طرف مقابل شفافسازي شده است يا خير؟ البته پنهانكاري و عدم ابراز قدرت براي طرف مقابل كه دنبال تهاجم و جنگ بود يك نقطه قوت بود، زيرا در هر دو جنگ بياطلاعي ايران از ابعاد قدرت اطلاعاتي و هوشهاي مصنوعي امثال «كلود» موجب شد كه ابعاد خسارات تجاوز اسراييل و امريكا به ايران بهطور دقيق يا نسبي پيشبيني نشود، ولي در عمل معلوم شد كه ورود هوش مصنوعي به جنگ بسيار ويرانگرتر از قدرت ادوات نظامي به تنهايي است. شايد گفته شود كه ايران بارها قدرت موشكي و شهركهاي موشكي خود را به رخ كشيده و ابراز كرده بود. درست است. ولي متاسفانه تا حدودي اعتماد لازم نسبت به ادعاهاي ايران زائل شده بود و لذا ادعاهايش شنيده نميشد، چون ادعاهاي عجيب و غريب زيادي از سوي افراد مسوول و غيرمسوول ميشد كه هيچ كدام حتي با عقل حتي متعارف هم جور در نميآمد. هنگامي كه اعتماد به نسبت زائل شود و شيشه اعتماد بشكند، بند زدن كامل آن اگر نگوييم نشدني است قطعا بسيار سخت است.