اثر پژوهشي «تماشاي نيما» به زودي منتشر ميشود
پاسخ به پرسشهايي درباره نيما يوشيج
«تماشاي نيما» اثر پژوهشي رضا اسماعيلي به زودي منتشر و در نمايشگاه كتاب عرضه ميشود. در خبري كه ايرنا منتشر كرده، اين اثر «يك بررسي جامع و تحليلي درباره شخصيت و زبان شعري نيما يوشيج» توصيف شده است. اين كتاب كه دربردارنده «سيودو تماشا»ي ادبي است، به تحليل نوآوريهاي زباني و ساختاري نيما، آسيبشناسي شعر سنتي، جريانشناسي مخالفان پدر شعر نو و تاثيرات نيما بر شعر معاصر ايران ميپردازد.
در تماشاي اول كه به عنوان مقدمه كتاب قلمي شده است، نويسنده تلاش كرده تا زواياي ناشناخته سيماي نيما را ترسيم و سبك و زبان شعري او را ترسيم كند. اسماعيلي در مقدمه كتاب، قصد خود را از نگارش اين كتاب پاسخ به سوالاتي عنوان كرده است، ازجمله اينكه «علي اسفندياري كه بعدها به نيما مشهور شد كه بود؟»، «نيما چگونه نيما شد؟»، «آيا شعر نيمايي در ادامه روند تكاملي و سير طبيعي شعر شكوهمند پارسي بود يا به روايت بعضي از سنتيگويان متعصب، يك جريان انحرافي در بطن شعر اصيل پارسي به شمار ميآمد؟»، «آيا هدف نيما از ابداع و بنيانگذاري شعر نو، مرمت و بازسازي بناي كهنه شعر پارسي بود يا بهزعم بعضيها كه هميشه از پشت عينك بدبيني نيمه خالي ليوان را ميبينند، نيما درصدد براندازي بنيان شعر سنتي ايران بود؟!»، «راه تازهاي كه نيما در شعر پارسي گشود، يك انقلاب ادبي بود يا گونهاي از تجددطلبي و اصلاحگري؟»، «آيا الگوي نيما براي انجام اين انقلاب -يا اصلاحات- يك الگوي بومي بود يا نوعي گرتهبرداري از مدلهاي مدرن شعر غربي؟»، «فرآيند شكلگيري شعر نيمايي چگونه بود؟»، «به راستي نيما به دنبال چه چيزي بود و تا چه اندازه در دستيابي به هدف خود موفق شد؟»، «چرا نيماي نظريهپرداز و منتقد و نيماي شاعر، هيچگاه نتوانستند فاصلهها را از ميان خود بردارند و به وحدت وجود برسند تا به عنوان يك نيماي واحد
-در نظر و عمل- دست به آفرينش ادبي بزنند؟»، «چرا نمونههاي شعر نيمايي با نظريهها و ديدگاههاي ادبي او سازگاري و انطباق كامل ندارد؟» و «چرا زبان شعري نيما بهرغم تاكيد فراوان او بر پيروي از لحن طبيعي گفتار و نزديك كردن طبيعت شعر به طبيعت نثر، زباني سخت دشوار، پيچيده و نامفهوم است؟ و پر از ابهام و ايهام؟»، «چرا نيما در سرودن شعر، دچار لكنتهاي دستوري و زباني است؟» هزاران چراي ديگر كه در ذهن من و شما و بسياري از طرفداران و دوستداران او همچنان بيپاسخ باقي مانده است.
اسماعيلي معتقد است كه «به هزار و يك دليل راه ناهموار نيماپژوهي [تاكنون] بسته مانده... براي اينكه نيما نيز همچون بسياري از بزرگان شعر و ادب اين مملكت، به رازي سر به مُهر تبديل نشود و به اسطوره نپيوندد، بايد سيماي واقعي او را در آفتاب معرفت به تماشا بنشينيم و از چهره فرورفته در غبار او رازگشايي و پردهبرداري كنيم، اين سخت نيست به شرط آنكه بر اين مهم «اتفاق» داشته باشيم.»
كتاب «تماشاي نيما» نقبي است به انديشهها، تفكرات و نحوه سلوك فردي، اجتماعي و ادبي «نيما يوشيج» به عنوان معمار و بنيانگذار شعر نو؛ اين گفتارها تلاشي است در جهت بازنمايي و پردهبرداري از چهره مردي كه «گوشش از صداي آيندگان پُر بود» و «حرفي از جنس زمان» داشت؛ شاعر آگاه و آينده انديشي كه ضرورت تغيير در بنيانهاي سنتي شعر پارسي را به خوبي دريافته بود و براي انجام اين رسالت تاريخي – باسلاح دانش و بينش – بهپا خاسته بود تا «آب در خوابگه مورچگان» بريزد و «طرحي نو در اندازد».
اسماعيلي در بخش پاياني كتاب (تماشاي سيودوم) نمونههايي از اشعار نيما را ذيل عنوان «نيماييترين شعرهاي نيما» بررسي كرده است. او معتقد است كه سرودههاي نيما در هفت سال پاياني عمرش، آثاري به تمام معنا «نيمايي» و منطبق بر نظريه و گفتمان ادبي اوست. او در اين بخش به شعرهايي از جمله «خانهام ابري است»، «هست شب» و «چشم در راه» ميپردازد.