• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6312 -
  • 1405 يکشنبه 13 ارديبهشت

جنگ، كتاب و شواليه‌ها

چراغ كتابفروشي‌‌ها را خاموش نكنيم!

محمد مرادي

«تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آيد

تو يكي نه‌اي هزاري، تو چراغ خود بيفروز»

شبح جغد جنگ همه‌چيز را تعليق يا متوقف مي‌كند. زندگي عادي و به تبعِ آن اقتصاد، راكد و كند مي‌شود. گويي در يك توافق پنهانِ همگاني، همه كارها به تعويق مي‌افتند و روح احتياط و خود پاييدن، گستره و سيطره مي‌يابد و اين خود به تعليق و توقف گفته شده كمك مي‌رساند. اگر چاره‌سازي درست و واقع‌بينانه‌اي نشود ممكن است به فرجام شومي بينجامد و پيروِ آن زندگي روزمره آسيب جدي ببيند. اما زندگي هرگز نبايد گزند بيابد و مراقبت از زندگي، بهادُري و شجاعتي همگاني مي‌طلبد. 
اين نگارنده با توجه به اشارت موجز بالا نگاهي انتقادي- ايجابي به «كتاب»، اين گوهر خرد و هوشمندي، در بحبوحه جنگ ناخواسته و تبعاتش دارد. با اينكه عموم مردم از خُرد و كلان، چه دست‌اندركار و چه در حاشيه، به تنگدستي اقتصاد «كتاب» اذعان دارند، ليكن بر پايه عادت كهن و ديرين‌شان، كتاب را در هاله‌اي از تقدس و وِجاهت مي‌انگارند با حرمتي مخصوص و بي‌مانند. به همين سائقه كتاب قادر بوده است خود را از هولوكاستِ جهالت، حماقت، تعصب، بي‌توجهي، كتاب‌سوزان و آتش‌سوزي برهاند و از رفعت‌اش كاسته نشود. آيا اكنون كه ميهن عزيزمان «ايران» ناخواسته در تازشگري جنگي شرور و بدخوي گرفتار آمده، دوستداران، مشتاقان و داعيه‌داران كتاب، با شهامت و جودت فكر مي‌توانند سرافراشته از عارضه و عواقب آن بيرون بيايند؟
در آغاز، روي سخنم با دوستداران و كتاب‌خوانان است: نگذاريم كتاب‌فروشي‌ها خلوت و بي‌رونق شوند. به كتاب‌فروشي‌ها سر بزنيم و از آنها كتاب بخريم، ولو خريدي خُرد و كوچك. اين خود كمكي است به اقتصاد كم‌‌بضاعت «كتاب». اين امر مي‌تواند در كتاب‌فروشي‌هاي كوچك و كتاب‌فروشي‌هاي شهرستان‌ها كه اقتصادشان كم‌قوت‌تر و آسيب‌پذيرتر است با اراده و حمّيت و جديت بيشتر دنبال شود. حتي در كتاب‌فروشي‌هاي كوچك محلات و شهرهاي كوچك، كتاب‌دوستان و كتاب‌خوانان علاوه‎بر خود، با تشويق اطرافيان و ديگراني كه اهل خريد كتاب نيستند به خريد كتاب، ياري‌‌رسان كتاب‌فروشي‌ها باشند و به كتاب‌فروشان همدلانه گوشزد كنند كه تلاش مي‌كنند چراغ كتاب‌فروشي شهرشان به خاموشي نگرايد. اين كوشش‌ها علاوه‌بر حس والاي ملي مدني، به همبستگي اجتماعي و شهروندي شايسته، مدد مي‌رساند و همگان را انذار مي‌دهد: «توقف زندگي» جايگاهي ندارد، زيرا همه ما سهيم در تيمار و مراقبت از آن هستيم.
پس از آغاز همدلانه با كتاب‌خوانان و دوستداران كتاب، به قول ابوالفضل بيهقي - تاريخ‌نگار- قلم را لختي بر «شواليه‌ها» و شهسواران نشر و پخش‌كننده‌هاي «كتاب» بگريانم. صد البته كه اين نگارنده متوجه مشكلاتي مانند تورم و كميابي مصالح توليد كتاب و موانع سانسور هست. اين شواليه‌هاي فرهنگ و تمدن پردامنه كه الحق حصه عظيمي از نشر كتاب بر دوششان بوده و هست، چراغ‌دار و روشنايي‌بخش كتاب و كتابخانه‌ها هستند. بالاخص در هنگامه جنگ ويرانگر اخير، مسووليتي دشخوار بر عهده دارند، اميد و انتظار كه با شهامت و سخاوت فكري و ... از پس‌ اين مهم برآيند.
چه خوب است كه ناشران هم بخواهند و هم بتوانند كاري كنند كه روند توليد كتاب - ولو با شمارگان كمتر - منقطع و متوقف نشود تا تداوم توليد و فروش، گردش چرخه اقتصاد نشر را با سربلندي از اين بحران توان‌فرسا با تدبير و كمترين آسيب بگذراند. 
با توجه به وضعيت پيش‌آمده، انتظار مي‌رود كه ناشران و مراكز پخش كتاب و همچنين كتاب‌فروش‌ها - علي‌رغم بحران و اوضاع نابسامان اقتصاد- عجولانه و پيش‌دستانه در تعديل نيروي كار موسسه خود نكوشند! نيك مي‌دانيم انبوه بسيارِ كار از دست‌دادگانِ كارخانه‌هاي صنعتي و... به ارتش بيكاران، كه پيش از اين هم كم نبود، افزوده شده‌اند. با توجه به اين ايستار كه عموم جامعه، «كتاب» را نماد و مايه فخر تمدن بشري مي‌دانند، از ناشران، پخشگران و كتاب‌فروشان چشم‌داشتِ واكنشي متفاوت با ساير صنوف دارند. پس در اين هنگامه باريك شايسته و بايسته‌ است با سخاوت و گشاده‌دستي از تعديل و اخراج كاركنان امتناع ورزند و تدبيرهايي به كار بندند چون كم كردن ساعات كار در مقابل دستمزد كمتر يا عجالتا تا پايان بحران كنوني با 50 درصد حقوق، مشروط بر جبران - مابه‌التفاوت- هنگام بازگشت به شرايط عادي.
صد البته از منظر حقوقي، انساني و ملي و همچنين اصول شناخته شده علم اقتصاد به خوبي و آشكار مي‌دانيم بنگاه‌هاي نشر، پخش‌كتاب و كتاب‌فروشي طي اين چند دهه، رشد متعارف و مقبولي داشته‌اند. فرض قريب به يقين است كه اين رشد و اعتلا مرهون كار و ايجاد «ارزش اضافي» همين كاركنان بوده است. قطعا عادلانه نيست در اين ابربحران آنان را تنها رها كنيم. چه بهتر كه با تعديل نيروي شتابزده و پيش از موقع، بيش از اين بيكاري و فقر را گسترش ندهيم.
فرآيند توليد كتاب و رساندن آن به مخاطب نيازمند همكاري جمعي است، پس راه گذار از بحران يا حداقل قابل‌تحمل كردنش نيز محتاج همراهي و همياري جمعي است. از اين رو سه عنصر ذي‌مدخلِ پرقوتِ اين فرآيند - ناشر، پخشگر و كتاب‌فروش- هر يك با صدق و حسن نظر، شيوه واقع‌گرايي نسبت به شرايط و رواداري و مدارا بر اساس منويات گذار از بحران را در پيش گيرند. زيرا هيچ بحراني ابدمدت نخواهد پاييد.
اميد است هيچگاه شاهد نباشيم كه يك ناشر، پخشگر يا كتاب‌فروش -كه احتمالا ابزار يا امكان اعمال فشار براي خواسته حداكثري خودش و به كرسي نشاندن آن را دارد- ديگران را تحت فشار بگذارد و جدّ و جهد كند خودش را به ساحل امن برساند. در اين ساحل امن و احتمالا دلگشا و فريبنده، اگر تنها باشي جز رنج و حرمان نصيبي نخواهي يافت. رخصت دهيم تا همه با هم به ساحل برسيم. 
در اين برهه كه ميهن دوست‌داشتني‌مان ايران در وضعيت دشواري واقع شده و ما هم برخلاف خواست‌مان ميان پتك و سندان قرار گرفته‌ايم، شايد تنها با عزمي انساني، ملي و مدني بتوانيم اندكي از رنج يكديگر بكاهيم و با همدلي و اشتياق به هم ياري رسانيم تا بلكه اين دهرِ غارتگر را به تمشيت واداريم. «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.»

مدیر انتشارات کتاب پیام امروز

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون