• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6313 -
  • 1405 دوشنبه 14 ارديبهشت

ماشاءالله شمس‌الواعظين در گفت‌وگو با «اعتماد» از دورنماي مذاكرات و جنگ مي‌گويد

اروپا قرباني اصلي محاصره ايران است

    ايران تلاش كرده ميان پيامدهاي جنگ و دلايل آغاز آن تفكيك قائل شود

    ايالات‌متحده با سلاح محاصره تنگه هرمز توسط ايران با اروپا مي‌جنگد

    انتقال كانون بحران از حوزه دريامحور تنگه هرمز به حوزه آبي-خاكي باب‌المندب برگ برنده ديگر ايران است

    كشورها در بحران تلاش مي‌كنند اختلافات داخلي را به حداقل برسانند تا تمركز اصلي بر مديريت شرايط بيروني باشد

 

مهدي بيك اوغلي

در روزهايي كه تحولات منطقه‌اي، پيام‌هاي رد و بدل شده ميان تهران و واشنگتن و بحث درباره آينده مذاكرات به يكي از محورهاي اصلي تحليل‌هاي سياسي بدل شده، برخي كارشناسان معتقدند ايران با اتخاذ رويكردي چندلايه در حال مديريت همزمان ميدان ديپلماسي و موازنه‌هاي راهبردي منطقه است. به باور شمس‌الواعظين، تهران با تفكيك پرونده‌هاي مختلف از يكديگر، استفاده از ظرفيت‌هاي ژئوپليتيك و حفظ گزينه‌هاي متنوع در مذاكرات تلاش مي‌كند ابتكار عمل را در معادلات پيچيده كنوني حفظ كند. در همين چارچوب «اعتماد» گفت‌وگويي با ماشاءالله شمس‌الواعظين، فعال رسانه‌اي و تحليلگر مسائل راهبردي درباره آخرين تحولات مذاكراتي، پيام‌هاي ردوبدل شده ميان ايران و امريكا و همچنين نقش متغيرهاي منطقه‌اي در آينده اين روند انجام داده است. اين تحليلگر در جمع‌بندي سخنان خود تاكيد مي‌كند كه تحولات كنوني را بايد در چارچوبي چندلايه تحليل كرد.  به اعتقاد شمس‌الواعظين «آنچه امروز در حال رخ دادن است صرفا يك روند ساده مذاكره يا يك بحران محدود منطقه‌اي نيست. ما با مجموعه‌اي از پرونده‌هاي درهم‌ تنيده روبه‌رو هستيم كه از مذاكرات سياسي گرفته تا معادلات امنيتي و اقتصادي را در بر مي‌گيرد.»  به اعتقاد او، مديريت همزمان اين پرونده‌ها نيازمند رويكردي منعطف و چندبعدي است.

     در روزهاي اخير گزارش‌ها و گمانه‌زني‌‌هاي مختلفي درباره ارسال پيام‌‌هايي ميان ايران و ايالات‌متحده منتشر شده است. پيام‌هايي كه گفته مي‌شود در آنها برخي نشانه‌هاي انعطاف بيشتر در برخي موضوعات ديده مي‌شود. اين موضوع در كنار تحولات ميداني و منطقه‌اي باعث شده بار ديگر بحث درباره چشم‌انداز مذاكرات و شيوه مديريت آن در كانون توجه تحليلگران قرار گيرد. شما درخصوص اين تحولات چگونه مي‌انديشيد و به نظر شما چه تحولاتي درپيش است؟

مساله اين است كه ايران تلاش كرده با رويكردي متفاوت، همزمان چندين مسير ديپلماتيك و راهبردي را فعال نگه دارد. در حال حاضر هم ايران پيشنهادات 14 ماده‌اي را به طرف امريكايي منتقل كرده است. برداشت من اين است كه ايران در شرايط فعلي تلاش كرده مجموعه‌اي متنوع از گزينه‌ها را در ميدان ديپلماسي فعال نگه دارد و آن را به حريف منتقل كند. اينكه طرف مقابل بپذيرد يا نه؟ بحث ديگري است. به بيان ديگر، تهران فقط روي يك سناريو يا يك مسير مذاكره تمركز نكرده، بلكه سعي كرده دامنه‌اي از گزينه‌هاي متكثر را در برابر طرف مقابل قرار دهد. اين رويكرد باعث مي‌شود دست ايران در مديريت روند مذاكرات بازتر باشد. چنين رويكردي در واقع ادامه همان الگوي رفتاري است كه ايران در مواجهه با چالش‌هاي مختلف در سال‌هاي گذشته به كار گرفته است. ايران در بسياري از چالش‌هايي كه با آن مواجه بوده، چه در عرصه نظامي و چه در حوزه سياسي، نشان داده كه سعي مي‌كند فضاي تصميم‌گيري خود را محدود به يك گزينه نكند. در حوزه ديپلماسي هم همين منطق دنبال مي‌شود. به همين دليل برخي تحليلگران معتقدند ايران تلاش كرده با نوعي نگاه پلوراليستيكي به مذاكرات، مجموعه‌‌اي از سناريوها را در برابر طرف مقابل قرار دهد. به همين دليل در غرب اين ديدگاه رواج پيدا كرده كه ايراني‌ها در مذاكره مانند ايام جنگ با هوشمندي رفتار مي‌كنند و همان‌طور كه امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها را در زمان جنگ با چالش مواجه ساختند در برهه مذاكرات هم آنها را با چالش‌هاي فراوان روبه‌رو ساخته‌اند. 

      اما محورهايي كه مذاكره درخصوص آنها انجام مي‌گيرد، حول چه مواردي است؟ منظورم موارد مصداقي نيست، بلكه رويكردهايي است كه ايران براساس آن مذاكرات حول محور آنها را مجاز مي‌داند و ساير عواملي كه ايران اجازه گفت‌وگو درخصوص آنها را نمي‌دهد.

يكي از مهم‌ترين محورهاي اين رويكرد مذاكراتي، تفكيك پرونده‌ها از يكديگر است، يعني جدا كردن موضوعات مختلف تا هر كدام در مسير مستقل خود بررسي شوند. من پيشنهاد 14ماده‌اي ايران را در اين چارچوب تفسير مي‌كنم. يكي از نكات مهمي كه در تحولات اخير ديده مي‌شود، اين است كه ايران تلاش كرده ميان پيامدهاي جنگ و دلايل آغاز آن تفكيك قائل شود. اين نكته بسيار مهم است. يعني چه؟ يعني اينكه ايران مذاكره درخصوص عوامل وقوع جنگ را به پس از پايان تنازع واگذار كرده است و آماده مذاكره در زمان جنگ يا حين آتش‌بس بر سر عوامل بروز جنگ نيست. تهران مي‌گويد مذاكره درباره پيامدهاي جنگ، آتش‌بس يا مسائل فوري مي‌تواند در يك چارچوب مشخص دنبال شود، اما بررسي ريشه‌ها و عوامل آغاز جنگ بايد در چارچوبي جداگانه انجام گيرد. اين عوامل بروز جنگ بهانه‌هاي مختلفي دارد؛ از پرونده هسته‌اي و اورانيوم غني شده 460 كيلوگرمي گرفته تا توان موشكي و مسائل منطقه‌اي كه ايران حاضر به مذاكره درخصوص آنها نيست. اين تفكيك باعث مي‌شود روند مذاكرات پيچيده‌تر نشود و امكان مديريت هر پرونده به صورت جداگانه فراهم شود. اما در چنين شرايطي وقتي ايران، پيامدهاي ناشي از وقوع جنگ را در دستور كار قرار مي‌دهد، ابتكار عمل پايان جنگ را هم به دست مي‌گيرد و حريف نمي‌تواند در اين زمينه مانور دهد، چراكه در هر حال پديده‌اي به نام بسته ماندن تنگه هرمز وجود دارد، معادله مهمي كه بايد حل شود و محدوديت‌هاي آن نمي‌تواند ادامه يابد. 

     چرا ترامپ در برابر باز شدن تنگه هرمز واكنش سريع نشان نمي‌دهد و از طريق توافق يا جنگ نهايي با ايران زمينه باز شدن اين تنگه را فراهم نمي‌كند. برخي معتقدند بستن تنگه هرمز براي ترامپ به يك سلاح راهبردي بدل شده است. چرا ترامپ درخصوص تنگه هرمز اين دست و آن دست مي‌كند؟

ايالات‌متحده با سلاح محاصره تنگه هرمز توسط ايران با اروپا مي‌جنگد. در واقع ترامپ در حال تنبيه كردن اروپايي است كه در جنگ ايران به امريكا مساعدت نكرده است. اين رويكرد امريكا پنهان است، اما به گفته ترامپ نه نفت خاورميانه نياز دارد و نه به نقل و انتقال تنگه هرمز. اما اروپا هم به نفت اين تنگه نياز دارد و هم به آيند و روند آن. به قول سناتور امريكايي، محاصره در محاصره صورت گرفته و امريكا محاصره ايران را محاصره كرده. اين سناتور مثال طنزآلودي هم مي‌زند و آن اينكه مثلا واشنگتن آتش گرفته باشد و دولت امريكا هم دوباره آتش‌افروزي كند تا آتش بيشتر زبانه بكشد! اين روندناشي از ندانم‌كاري‌هاي دولت امريكاست. اگر ايران موفق شود از طريق جداسازي پرونده‌ها از يكديگر، مذاكره را پيش ببرد، يك پيروزي بزرگ در عرصه ديپلماتيك پس از توفيق در جنگ به دست آورده است.

      چالش‌هاي پيش روي ايران در مسير اين پيروزي در عرصه ديپلماسي شامل چه مواردي است؟

 گاهي اوقات توقف موقت درگيري‌ها صرفا به معناي پايان تنش نيست، بلكه مي‌تواند فرصتي براي بازسازي توان نظامي يا تنظيم مجدد راهبردها باشد. اين موضوع در بسياري از جنگ‌ها سابقه داشته است. دو نگراني در اين ميان وجود دارد؛ نخست اينكه امريكا از طريق اين دست و آن دست كردن مذاكرات، دو نيت را ممكن است داشته باشد. يكي اينكه امريكا غلظت مذاكرات را بالا ببرد، از بررسي پيشنهادات رسيده بگويد و فضا را غبارآلود نگه دارد تا در ادامه منويات خود را با استفاده از عنصر غافلگيري اجرايي كرده و دوباره به ايران حمله كند. اين حمله مي‌تواند متمركز، هوشمند، هدفمند و... باشد. من با نفس نقض تعهدات ايالات‌متحده كار دارم. اينكه باز هم امريكا بخواهد از اين فضا سوءاستفاده كرده و به ايران حمله كند. البته معناي اين وضعيت اين نيست كه ايران هم دست روي دست مي‌گذارد، ايران آماده است و دست فرماندهان روي ماشه قرار دارد. مساله بعدي آن است كه امريكا و اسراييل به ‌شدت از كمبود ذخيره مهمات رنج مي‌برند. 850 تاماهوك را از دست داده‌اند كه بسيار گران و توليد آن زمانبر است. برخي اخبار حاكي است كه امريكا موشك‌هاي 4 هزار كيلومتري با سرعت 16ماخ با قيمت‌هاي پايين‌تر را آماده فعاليت دارد. ممكن است امريكا و اسراييل جنگ را به اين دليل متوقف كرده باشند كه مهمات مورد نيازشان را براي شروع راند بعدي جنگ تامين كنند. خبرهايي كه از تل‌آويو (كانال 12اسراييل) دريافت مي‌شود، حكايت از اين دارد كه طي روزهاي اخير يك پل هوايي براي رساندن مهمات بين امريكا و اسراييل برقرار شده است. البته فرماندهي نظامي ايران كاملا هوشمند است و كارت‌هاي راهبردي تازه كه هرگز استفاده نكرده را روي ميز گذاشته است.

      اين برگه‌هاي استفاده نشده ايران چه برگه‌هايي هستند؟

 يكي از موضوعات مهم، انتقال كانون بحران از حوزه دريامحور تنگه هرمز به حوزه آبي-خاكي باب‌المندب است. انتقال اين چالش به‌ شدت امريكا را تحت فشار قرار مي‌دهد و بحران را تسري مي‌دهد. در جهان گفته مي‌شود هر طرفي كه مديريت دو تنگه را در دست داشته باشد، ابتكار عمل اثرگذاري در اقتصاد جهاني را به دست مي‌گيرد. نخست تنگه باب‌المندب و بعدي هم تنگه هرمز است. باب‌المندب يكي از مسيرهاي مهم عبور كشتي‌ها بين اقيانوس هند و درياي مديترانه است. اگر اين مسير نيز با اختلال مواجه شود، تاثير آن بر تجارت جهاني بسيار قابل توجه خواهد بود. البته اين كارت‌هاي برنده زماني موثر خواهد بود كه كشتي‌هاي به آب نشسته پشت تنگه هرمز آزاد شوند و بخواهند از درياي سرخ و كانال سوئز عبور كنند. در برابر چنين حركتي ممكن است امريكا دست به يك عمليات نظامي ديگري در دريا بزند و آن اينكه كريدور جنوبي تنگه هرمز را با استفاده از نيروي دريايي‌اش مورد هدف قرار دهد. كريدور جنوبي را باز كند، اعلام پيروزي كند، تنگه هرمز را باز كند. انگار كه عامل اصلي جنگ اخير بسته شدن تنگه هرمز بوده است!

     آيا ايران نمي‌تواند از اين نياز امريكا براي دستيابي به توافق در مذاكرات بهره ببرد؟

 بايد توجه داشت كه اين جنگ كه امريكا بي‌دليل آن را آغاز كرده، ابعاد وسيعي پيدا كرده است. حل اين مشكلات نيازمند راه‌حل‌هاي منفصل از هم است. نمي‌توان در كوتاه‌مدت و طي چند روز اين معادله چند مجهولي را حل و فصل كرد، مگر اينكه اراده جدي براي اعطاي حقوق حقه ايران و توجه به وزن راهبردي فعلي ايران پس از كسب پيروزي‌هاي جنگي و ديپلماتيك ايران شكل بگيرد. من چهره كلي اوضاع را اين‌گونه مي‌بينم.

     اگر قرار باشد يك نقطه ضعف احتمالي براي كسب امتيازات قابل توجه براي ايران معرفي كنيد به چه موردي اشاره مي‌كنيد؟ 

همان‌طور كه گفتم ايران از منظر رويارويي‌هاي نظامي و ديپلماتيك در وضعيت خوبي به سر مي‌برد، تنها نكته باقيمانده ضرورت انسجام در جبهه داخلي است. اختلاف‌نظرها بايد به دوران پس از جنگ منتقل شود. مقررات و پروتكل‌هاي دوران جنگ بايد در مورد همه جناح‌ها و شخصيت‌ها به صورت يكسان اعمال شود. ما در يك دوران حساس به سر مي‌بريم ولي رفتارهاي جناحي به گونه‌اي است كه انگار كشور شرايط عادي دارد. معتقدم با خواهش و تمنا نمي‌توان جناح‌ها را به رعايت منافع ملي وادار كرد. بايد مقررات فوق‌العاده در دوران جنگ به اجرا درآيد تا اختلاف‌نظرهاي جناح‌هاي مختلف باعث ايجاد مشكل در وحدت فرماندهي چه در عرصه‌هاي نظامي و چه در بخش‌هاي مذاكراتي نشود.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون