• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6313 -
  • 1405 دوشنبه 14 ارديبهشت

قدرت نامریي

سپهر طالبيان

در هفته‌هايي كه تنش شديد نظامي ميان ايران و محور ايالات‌متحده امريكا و رژيم صهيونيستي بالا رفت، تحليل‌ها عمدتا روي توان نظامي، سناريوهاي ضربه به فرماندهي اصلي و لحظه صفر متمركز شده بود؛ لحظه‌اي كه معمولا در تخيل سياسي رسانه‌ها، قرار است مانند ونزوئلا همه ‌چيز دگرگون شود.
اما آنچه در واقعيت اتفاق افتاد چيز ديگري بود، نه فروپاشي، نه سردرگمي. اين همان‌جاست كه نقش واقعي «ايدئولوژي» خودش را نشان داد؛ نيرويي كه نه با پول ساخته مي‌شود و نه با حذف افراد از بين مي‌رود.
ايدئولوژي اگر در لايه‌هاي عميق هويت رسوب كرده باشد، تبديل مي‌شود به يك شبكه غيررسمي از باورها و چيزي كه قابل خريدن نيست، قابل طراحي نيست و حتي ابرقدرت‌هاي جهان هم نمي‌توانند آن را در جعبه ‌ابزارشان داشته باشند. قدرتي كه نه محصول بودجه است، نه تكنولوژي و نه مهندسي رسانه‌اي. به همين دليل است كه در لحظه‌اي كه برخي تصور مي‌كردند با حذف چند فرد مهم يا رهبر مي‌شود ضربه تعيين‌كننده زد، ساختار حتي تكان هم نخورد. نه از آن جهت كه ساختار بي‌نقص است، بلكه از آن جهت كه بر ايده بنا شده، نه بر فرد و جايگاه.
در روزهاي اول بحران، خيابان‌ها صحنه‌اي را نشان دادند كه معمولا در محاسبات سخت‌افزاري قدرت ديده نمي‌شود. قشر مردمي كه در چهارراه‌ها پرچم به دست گرفته بودند، واقعيت ديگري را عيان كردند، اينكه رابطه مردم با ايران، مستقل از رابطه آنان با حكومت تعريف مي‌شود. در ميان همان جمعيت، مي‌شد چهره‌هايي را ديد كه الزاما در قالب‌هاي رسمي قابل تعريف نيستند؛ افرادي با سبك‌هاي زندگي متفاوت، حتي بعضا منتقد، اما در آن لحظه با نوعي تعريف مشترك از «ايران» در كنار يكديگر ايستاده بودند. همين تضاد ظاهري، شايد يكي از نشانه‌هاي پيچيدگي همان ايدئولوژي‌اي باشد كه به سادگي قابل تقليل نيست.
اينجاست كه ايدئولوژي از سطح شعار پايين مي‌آيد و به سطح هويت مي‌رسد؛ جايي كه ديگر نه مي‌توان آن را خريد، نه مي‌توان آن را مصادره كرد، نه مي‌توان آن را در يك شب ساخت يا نابود كرد. همين ايده‌محور بودن، خودش را در ساختار رسمي هم نشان داد، وجود ۷ تا ۹ جانشين براي هر مقام كشوري و لشكري.
اين فقط يك چيدمان اداري نيست؛ نشانه نظامي است كه مي‌خواهد ضربه‌پذيري فردي را با استمرار ايده جايگزين كند. فارغ از هرگونه موافقت يا مخالفت سياسي، نمي‌توان اين واقعيت را ناديده گرفت كه وقتي ستون‌هاي يك سيستم بر فرد بنا نشده باشد، سقوط آن با حذف فرد رقم نمي‌خورد. اين نوع طراحي، بيش از آنكه يك ساز و كار اداري باشد، بازتاب نوعي نگاه سيستمي است؛ نگاهي كه بقا را نه در افراد، بلكه در تداوم معنا و ايده تعريف مي‌كند. در چنين چارچوبي، افراد نقش حامل را دارند، نه منشا براي نسلي مثل ما. نسلي كه زير رگبار اطلاعات و سردرگمي‌هاي هويتي بزرگ شده اين اتفاق يك درس دارد. قدرت واقعي، آنجاست كه قابل خريدن نيست.قابل مهندسي نيست. قابل تصرف نيست. قدرت واقعي، ايده‌اي است كه در ناخودآگاه جمعي جا خوش كرده باشد.
در چنين فضايي، ميدان تقابل نيز تغيير شكل داده است. آنچه امروز جريان دارد، صرفا درگيري‌هاي نظامي كلاسيك نيست، جنگ‌ها ممكن است جنگنده و پهپاد و ماهواره را نمايش بدهند اما لحظه‌هاي سرنوشت‌ساز را نه تجهيزات بلكه باورها تعيين مي‌كنند و لايه‌هاي پيچيده‌تري از جنگ را شامل مي‌شود؛ از نبرد روايت‌ها تا تلاش براي بازتعريف ادراك عمومي. جنگي كه در آن، هدف نه فقط زيرساخت‌ها، بلكه ذهن‌ها و معناهاست و دقيقا در همين نقطه است كه ايدئولوژي به عنوان يك نيروي نامریي، نقش تعيين‌كننده‌تري پيدا مي‌كند. ايدئولوژي را مي‌توان نقد كرد، اصلاح كرد يا حتي از آن فاصله گرفت، اما نمي‌توان انكار كرد كه در روزهاي بحران، همين ايده‌ها هستند كه تكليف صحنه را مشخص مي‌كنند، نه آدم‌ها در جنگ روايت‌ها، حتي واژه‌ها هم بي‌طرف نيستند؛ از نام خليج هميشه فارس گرفته تا تعابيري مانند محاصره دريايي. آنچه در سطح رسانه‌اي به عنوان كنترل كامل يا انسداد مسيرهاي حياتي تصور مي‌شود، در واقعيت ميداني بيشتر به يك تقابل‌ پراكنده و كنش‌هاي محدود نظامي شباهت دارد؛ نوعي جنگ سايه كه در آن، نه انسداد مطلق شكل گرفته و نه وضعيت به ‌طور كامل عادي است. در اين ميان، رسانه‌ها با برجسته‌سازي گزينشي مثل خبر توقيف يك نفتكش، يا عبور بي‌حاشيه چند محموله ديگر روايتي مي‌سازند كه بيش از خود واقعيت، بر ذهن مخاطب اثر مي‌گذارد. اينجاست كه خليج هميشه فارس، صرفا يك جغرافيا نيست؛ به صحنه‌اي تبديل مي‌شود كه در آن، جنگ رواني و ادراك‌سازي، همزمان با واقعيت‌هاي ميداني پيش مي‌روند و مرز ميان آنچه هست و آنچه القا مي‌شود هر روز مبهم‌تر مي‌شود.
شايد مساله اصلي، نه صرفا وجود اين قدرت نامریي، بلكه نحوه مواجهه با آن باشد. اينكه چگونه مي‌توان آن را فهميد، نقد كرد و در عين حال در مسير ساختن آينده‌اي كم‌تنش‌تر به كار گرفت. ناديده گرفتنش ممكن نيست؛ همان‌طور كه تسليم كامل در برابر آن نيز راه‌حل پايداري نخواهد بود. به همين دليل به عنوان يك نسل z در روزهايی سنگين كه بار مسووليت اجتماعی، انسانی و حرفه‌ای ما را بيشتر از هميشه يادآوری می كنند، در ميان اين فضای پرتنش، نقش نسل ما در بازتعريف گفت‌وگو، ديپلماسي و ساختن آينده‌ای كم‌تنش‌تر پررنگ‌تر از هميشه است.
دانشجوی رشته مديريت كسب و كار
عضو كميته ديپلماسي و بين‌الملل

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون