در حالي كه سازمان ليگ با جابهجايي تقويم مسابقات به پس از جام جهاني سعي در آرام كردن تنشهاي ناشي از شرايط جنگي كشور دارد گويي فراموش كرده است كه فوتبال فراتر از ۹۰ دقيقه بازي بر پايه قراردادهاي بينالمللي و حقوقي استوار است. تعليق ليگ نه تنها مسير قهرماني و سهميه آسيايي را كدر كرده، بلكه با به پايان رساندن زمان قراردادهاي بازيكنان خارجي باشگاههاي مدعي را در آستانه يك فروپاشي ساختاري و از دست دادن ستارههاي خود قرار داده است.
در هفتههاي اخير، فضاي مديريت فوتبال ايران شاهد تنشهايي كم سابقه بوده است. جلسات متعدد ميان فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ و مديران باشگاهها براي يافتن راهي جهت ادامه مسابقات با بنبست روبهرو شد. طرحهايي مثل برگزاري مسابقات به صورت متمركز يا تغيير فرمت ليگ براي مشخص كردن قهرمان و سهميهگيران آسيايي همگي در نطفه خفه شدند. در نهايت سازمان ليگ با اتكا به درخواست اكثريت باشگاهها تصميم تاريخي و جنجالي خود را اعلام كرد: ادامه رقابتهاي ليگ برتر به بعد از پايان بازيهاي تيم ملي در جام جهاني موكول شد!
اما اين تصميم كه شايد در ظاهر راهي براي حفظ امنيت و آرامش باشد در باطن خود يك بمب ساعتي حقوقي است! با نگاهي به تاريخ مندرج در قراردادها مشخص است كه قرارداد يك ساله بازيكنان خارجي در خردادماه به پايان ميرسد. بنابراين زماني كه ليگ قرار است پس از جام جهاني دوباره شروع شود از نظر حقوقي پيوند ميان بازيكنان خارجي و باشگاههاي ايراني از پيش قطع شده است. سازمان ليگ ميداند كه اين مساله با قوانين فدراسيون همخواني ندارد، اما با اين حال تصميم به تعليق را اتخاذ كرده است. حالا سوال اصلي اين است در اين بازي شطرنج مديريت و حقوق كدام باشگاهها بيشترين خسارت را خواهند ديد؟
چادرملو؛ قرباني در قربانگاه تعليق
اگر بخواهيم ليست ضرركنندگان را از صدر جدول آغاز كنيم نام چادرملو اردكان بيش از هر تيم ديگري ميدرخشد. اين تيم كه با تكيه بر ستارههاي خارجي جايگاه خود را در بالاي جدول تثبيت كرده با بزرگترين بحران تاريخ خود روبهرو است. چادرملو در اكثر پستها از بازيكنان خارجي باكيفيت بهره برده است. نامهايي چون ادسون ماردن، ويكتور ماتئوس، سگوندو رودريگز، ماريو اوتازو و رني بوبوي كه شايد ديگر هرگز رنگ زمينهاي ايران را نبينند! براي تيمي كه با اين ستارهها به جايگاه فعلي رسيده تعليق ليگ يعني از دست دادن كل هسته اصلي تيم و بازگشت به نقطه صفر!
سپاهان؛ خروج گسترده و اعلام رسمي جدايي
در اصفهان وضعيت از احتمال به قطعيت تغيير كرده است. مديرعامل سپاهان با صراحتي بيسابقه عملا اعلام كرد كه بازيكنان خارجي اين تيم در شرايط فعلي ديگر به ايران بازنخواهند گشت. اسامي بزرگي چون ريكاردو آلوز، انزو كريولي، ايوان سانچز يا وحدت هنانوف و گئورگي گولسياني حالا از ليست برنامههاي باشگاه خارج شدهاند. سپاهان كه در جايگاه سوم قرار دارد با اين تصميم خود عملا از رقابت براي قهرماني و حفظ جايگاه خود در آسيا در شرايط بسيار دشوار قرار گرفته است.
استقلال؛ سكوت نگرانكننده و زمزمههاي جدايي
در تهران نيز وضعيت باشگاه استقلال بهشدت ملتهب است. باشگاه با درخواست رسمي از بازيكنان خارجي خود براي بازگشت به تهران جهت آغاز تمرينات از ۲۰ ارديبهشت با ديوار سكوت روبهرو شده است. بازيكنان خارجي استقلال هنوز پاسخي به اين نامه ندادهاند و وضعيت آنها در هالهاي از ابهام قرار دارد. اما اين ابهام با مصاحبههاي جنجالي همراه شده است! ياسر آساني، ستاره آلبانيايي استقلال صراحتا از جدايي و پيوستن به يك تيم اسپانيايي سخن گفته است. اگر اين روند ادامه يابد استقلال كه در صدر جدول قرار دارد ممكن است با از دست دادن ستارههاي خود قدرت رقابتياش را در هفتههاي پاياني فصل كاملا از دست بدهد.
تراكتور و پرسپوليس ميان ريسك و مديريت بحران
تراكتور كه در جايگاه دوم جدول قرار دارد با چالش حفظ آمادگي بازيكنان خارجي خود يعني رگي لوشكيا، ماركو يوهانسون، الكساندر سدلار و ديگران روبهرو است كه در مسابقات آسيايي حضور داشتند. اما در پرسپوليس، وضعيت كمي متفاوت است. در حالي كه اوسمار (سرمربي) هدايت فني تيم را به كريم باقري سپرده تا تمرينات ادامه يابد وضعيت بازيكنان خارجي متفاوت است. اگرچه استون اورونوف، ماركو باكيچ، ايگور سرگيف، تيوي بيفوما و دنيل گرا هنوز رسما اعلام جدايي نكردهاند، اما زمزمهها قطع نميشوند. دنيل گرا با توجه به عملكرد ضعيفش احتمالا از اين شرايط براي فسخ يكطرفه استفاده كندو بيفوما نيز در مصاحبه اخير خود راه را براي جدايي باز گذاشته است.
گلگهر سيرجان احتمال فروپاشي كادر خارجي
در رتبه چهارم جدول، گلگهر سيرجان با بحراني مشابه چادرملو دست و پنجه نرم ميكند. ماركوس ميراندا، نمانيا توماشويچ، آمادوني كمالوف و جرمي موسانگو بازيكناني هستند كه احتمال فسخ قرارداد آنها به دليل تعليق ليگ و پايان قراردادهايشان بسيار بالاست. اين تيم هم اگر نتواند راهي براي حفظ اين ستارهها بيابد در رقابتهاي آينده با خلأ بزرگي مواجه خواهد شد.
از نوتيسها تا مطالبات بحران در باشگاههاي متوسط
بحران تنها به بازيكنان ستاره محدود نميشود، بلكه لايههاي زيرين مالي هم در حال انفجار است. در باشگاههاي ديگر هم حتما يا احتمالا شاهد موجي از نوتيسهاي حقوقي هستيم. مونير الحدادي، موسي چنپو، داكتر نازون و آنتونيو آدان همگي به دنبال دريافت مطالبات خود هستند.
دراين بين رفتار بعضي از بازيكنان خارجي هم جالب توجه است مثلا نازون با وجود دريافت مطالبات با تعويق يك قسط تلاش كرده تا با سندسازي حقوقي باشگاه را تحت فشار قرار دهديا از سوي ديگر مونير الحدادي كه بيش از ۶۰ درصد قراردادش را دريافت كرده به دليل برگشت خوردن ۷۰ هزار دلار از پرداختي اخيرش دست به اقدام حقوقي زده است. حتي آدان نيز كه با قرارداد مالي عالي در ۳۸ سالگي به فوتبال بازگشته براي حفظ منافع خود نوتيس ارسال كرده است. البته ساير خارجيهاي ديگرتيمها وضعيت بهتري ندارند. اينها نشان ميدهد كه عدم قطعيت در تقويم ليگ باعث شده تا بازيكنان به جاي تمركز بر فوتبال روي حقوق قانوني و مطالبات مالي خود تمركز كنند.
فوتبالي در سايه بيثباتي
در نهايت بايد پرسيد: هدف از اين تصميم سازمان ليگ چه بود؟ اگر هدف حفظ امنيت بود چرا امنيت حقوقي و استقرار باشگاهها ناديده گرفته شد؟ با تعليق ليگ به بعد از جام جهاني ما در واقع شاهد مرگ تدريجي رقابتهاي فصل جاري هستيم. تيمهاي مدعي كه در صدر جدول هستند (استقلال، تراكتور، سپاهان، گلگهر، چادرملو و پرسپوليس) حالا نه در رقابت با رقيب، بلكه در رقابت با زمان و قوانين قراردادها هستند.
اگر راهكاري فوري براي تمديد قراردادها يا برگزاري يك تورنمنت معتبر كه پيشتر پيشنهاد شده بود، اما رد شد، پيدا نشود كه ديگر زماني هم نيست، ليگ برتر ايران پس از جام جهاني نه با بازگشت رقابتها، بلكه با نمايشي از تيمهاي نيمهآماده، بيستون و خالي از ستارههاي خارجي روبهرو خواهد شد؛ نمايشي كه اعتبار فوتبال ايران را در سطح بينالمللي بيش از پيش به چالش ميكشد.