• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6313 -
  • 1405 دوشنبه 14 ارديبهشت

گزارشي از تجاوز امواج جنگ به «مجموعه ميراث جهاني كاخ گلستان» در ميدان ارگ سلطنتي تهران - بخش اول

شليك به تالار تاريخي آينه

آينه‌ات داني چرا غماز نيست / زآنك زنگار از رخ‌اش ممتاز نيست (مولوي)

مريم مهدوي‌اصل ٭

اشاره - يكشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹شب است. با شنيدن صداي پرواز جت‌هاي جنگنده امريكايي - اسراييلي بر پهناي آسمان شب تهران، خوف بر دل‌ها سايه مي‌افكند، نفس‌ها در سينه حبس مي‌شود و با شنيدن شليك هر موشك و بمب سنگرشكن امريكايي - اسراييلي، چشم‌هاي وحشت‌زده از حدقه بيرون مي‌زند، صداي انفجار‌هاي مهيب پي‌درپي آرامش‌ شب تهران را به تاراج مي‌برد، زيرا از يك سو انرژي آزاد شده تاريك مرگ به زيرساخت‌ خانه‌ها و آپارتمان‌ها حتي تا كيلومترها دورتر حمله مي‌كند تا وحشت لرزه‌هاي شديدتر از زلزله را به جان و قلب انسان‌ها بيندازد و از سوي ديگر با آزاد شدن امواج فراصوت و غيرقابل اندازه‌گيري در فضا كه تا شعاعي وسيع را فرا مي‌گيرند، لرزه‌اي تكان‌دهنده‌تر مي‌شوند بر تلق‌تلق كردن‌هاي پي‌درپي شيشه‌هايي كه در ميان قاب‌ پنجره‌هاي فلزي به آرامي جا خوش كرده‌اند. مردم وحشت‌زده در ميان هجوم نفس‌ زدن‌هاي تندتند كه از شمارش خارج شده‌، سراسيمه به روي پشت‌بام‌ها مي‌دوند تا شاهد قارچ آتش و خاكستر و خاكي باشند كه پس از انفجاري مهيب در مركز تهران بلند شده است؛ حتي اگر كيلومترها دورتر، ساكن يكي از آپارتمان‌هاي شمال شرقي تهران باشند. در حالي كه چند ساعت بعد، خبر تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به ميدان ارگ سلطنتي تهران (پانزده خرداد) منتشر مي‌شود، آثار تاريخي «تخت مرمر»، «تالار آينه» و «شمس‌العماره» در «مجموعه ميراث جهاني كاخ گلستان» هم از سه جهت مورد برخورد شديد امواج مافوق‌صوت موشك‌ها و به ويژه بمب‌هاي سنگرشكن امريكايي - اسراييلي قرار مي‌گيرند. در اينجا آثار تاريخي ايران فقط ترك برنمي‌دارند، فقط نمي‌شكنند، بلكه از صدها تكه خرد شده در هوا و پخش شده روي زمين به خاكي غيرقابل بازگشت تا روز رستاخيز تبديل مي‌شوند. تخريب سقف آينه‌كاري «تالار آينه» كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار ساخته شده، به گواه اسناد تاريخي، اكنون فقط گوشه‌اي كوچك از تجاوز وحشيانه تمدن نوظهور غرب به فرهنگ باستاني ايران در چند قرن اخير است كه در نخستين بخش از سلسله گزارش امروز و در قالب اسناد تاريخي - تصويري منتشر مي‌شود. 

هنر آينه‌كاري ايران در عصر صفويه
پيش از اينكه بخواهيم به چرايي و چگونگي ساختن و اكنون تخريب بخشي از سقف «تالار آينه» در كاخ گلستان يا ارگ سلطنتي تهران بپردازيم، نياز است ابتدا به يك پيش‌درآمد تاريخي در خصوص «هنر آينه‌كاري» در عصر امپراتوري صفويه اشاره كنيم. چنانكه در كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران، چاپ ۱۳۴۲ خورشيدي و در بخش «قصور سلاطين» نوشته شده است: «... پادشاهان صفويه (قرن۱۶ و۱۷م) عماراتي از خود باقي گذاشته‌اند مانند «چهل ستون» كه فقط پيكري از آن باقي مانده و زيربار سنگيني استخوان‌بندي خود تقريبا شكسته شده است، ستونهاي مرتفع و باريك آن سابقا با شيشه‌‌بريهاي آينه‌يي تزيين شده بوده... .»
در همين راستا لطف‌الله هنرفر در كتاب «گنجينه آثار تاريخي اصفهان» كه چاپ آن سال ۱۳۴۴ش. اصفهان است، در بخش «كاخ‌هايي از دوره سلطنت شاه عباس دوم كه فقط نام آنها باقي مانده است»، نوشته است: «عمارت آينه‌خانه مشتمل بر تالاري شگرف و عالي در ساحل جنوبي زاينده رود بين پل خواجو و پل جويي قرار داشته است و هيجده ستون مزين آينه‌كاري طاق مجلل آينه آن را نگاه ميداشته است و عمارتي شبيه به چهلستون بوده كه در آب رودخانه منعكس مي‌شده. ديوارها و سقف آن از آينه‌هايي تزيين مي‌شده كه يكپارچه بوده و طول آنها از يك متر و نيم تا دومتر و عرض آنها كمتر از يك متر نبوده است و انعكاس زاينده‌رود و بيشه‌هاي ساحل شمالي آن در آينه‌ها منظره‌اي جالب و دلكش به وجود ميآورده [...]. شيخ جابري انصاري در كتاب خود بنام تاريخ اصفهان و ري، انهدام عمارت آينه‌خانه را در سال ۱۳۱۹ق. [حكومت مظفرالدين شاه قاجار] ضبط كرده است.»
همچنين ابوالقاسم رفيعي‌مهرآبادي نيز در كتاب «آثار ملي اصفهان» در سال ۱۳۵۲ش. كه از سلسله انتشارات انجمن آثار ملي است، نوشته است: «شاه عباس كبير بيشتر وقت خود را در اين قصر [عالي‌قاپو] بسر ميبرد و پذيرايي‌هاي رسمي را نيز در همين‌ جا اختصاص داده و از بالاي تالار سان قشون و پيشكشهاي سفرا و چوگان بازي يا عمليات ورزشي پهلوانان را تماشا مي‌كرده. اين ايوان به طول ۲۸متر و عرض ۱۶ و ارتفاع ۱۲متر و از كف ميدان تا زير سقف ۲۴متر ميباشد كه فقط طرف غرب آن متصل به كاخ يا اطاقهاي مسكوني است، ايوان داراي ۱۸ستون چوبي و بر روي پايه‌هاي سنگي منشوري شكل قرار دارد، اين ستونها مانند ستونهاي عمارت چهلستون ۱۶ضلعي و ۸ضلعي و داراي نقاشي و آينه‌كاري بوده است كه در دوره قاجاريه از بين رفته و در سال ۱۳۲۷ نيز براي تعمير و جلوگيري از نفوذ موريانه تخته‌هاي روكوب آن برداشته شد... .»

طراحي و معماري «تالار آينه»  در زمان ناصرالدين شاه قاجار
پس بر پايه و گواه اسناد تاريخي، وقتي هنر آينه‌كاري ايران در عصر امپراتوري صفويه وجود داشته، مي‌توان فهميد كه هنر ديرينه آينه‌كاري در ايران كهن شكل گرفته كه اكنون به دليل عدم دسترسي ما به منابع پژوهشي و كتابخانه‌اي نمي‌توانيم بيش از اين به آن بپردازيم. اما در كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران، چاپ ۱۳۴۲ خورشيدي و در بخش «قصور سلاطين» درباره هنر «آينه‌كاري» كاخ‌هاي دوره قاجار نوشته شده است: «كاخهاي عهد قاجاريه و ويلاهايي كه در وسط باغات در شيراز و تهران (قصر گلستان و قصر فيروزه و غيره) يا در ييلاقات اطراف شهرها احداث شده هر يك داراي لطف و زيبايي خاصي است. ايوانهاي سرپوشيده با ستون‌هاي بلند و صفه‌هاي عريض و حجاريهاي تقليدي از عهد قديم يا آرايش‌ها از كاشي اينها همه از خصوصيات معماري است كه اگر هواخواهان تجدد تغيير شكل به آنها نداده باشند آن زيبايي و لطافت را تا امروز هم حفظ كرده‌اند. غالبا آرايش تالارها و سرسراها و حجرات يا دهليزهاي درازي كه به منزله سالن‌هاي پذيرايي بوده از مجموعه‌يي آيينه‌كاري [آينه‌كاري] و اندودهاي مرمرنماي قلم زده يا حجاري شده و شيشه‌هاي رنگي يا نقاشي‌هايي كه بعضي از آنها بسيار دلفريب است، تشكيل مي‌يافته و با آنكه ممكن است اين نوع آرايش و تزيينات مورد پسند بعضي صاحب‌ذوقان نباشد ولي وجود هنر مخصوص ايراني را در آنها نمي‌توان انكار نمود. اين كشور همواره كوشا بوده در برابر خطرات اشاعه روزافزون سبك معماري خارجي ايستادگي كرده و معماري ملي خود را حفظ كند. خطر ديگري نيز متوجه است كه سرچشمه آن تماسهاي مكرر و دايمي با خارجيان است كه وسايط نقليه سريع‌السير امروزي به صورت بسيار سهلي فراهم آورده است، اين وضع متاسفانه هرگونه حس ابتكار را در اين سرزمين باستاني در معرض فنا و نيستي قرار داده است.»
همچنين عباس خاكسار كه بيش از ۲۰ سال براي گردآوري كتاب اسنادي - پژوهشي «ارگ سلطنتي طهران - كاخ گلستان» وقت گذاشته، در بخشي از «مقدمه» و همچنين در بخشي از «شكل‌گيري و گسترش ارگ سلطنتي تهران در گذر تاريخ» نوشته است: «[...] اولين و مهم‌ترين پژوهش در مورد كاخ گلستان مربوط به يحيي ذكاء يعني كتاب تاريخچه ساختمان‌هاي ارگ سلطنتي تهران و راهنماي كاخ گلستان مي‌باشد كه حدود پنجاه سال پيش [۱۳۴۹ش] به اين كار مبادرت كرده است. بعد از ايشان صديقه گلشن نيز در مقاله باغ گلستان (ارگ تاريخي تهران) ابنيه كاخ گلستان را مورد بررسي قرار داده است. شالوده كتاب پيش‌رو در راستاي پژوهش‌هاي ايشان و تكميل آن است. ايراداتي كه از گفته‌هايشان در كتاب گرفته مي‌شود دقيقا به دليل كمبود منابع ايشان بوده است و من ارزش فراواني براي پژوهش ايشان قائل هستم [...]. روند گسترش و ساخت و سازها در ارگ سلطنتي [تهران] از دوره صفويه آغاز و تا دوره قاجار ادامه مي‌يابد ولي بيشترين تحولات منحصر به دوره ناصرالدين شاه قاجار است [...]. آقامحمدخان [پايه‌گذار سلسله قاجاريه] در ۱۱جمادي‌الاول سال۱۲۰۰ق. مقارن با عيد نوروز، در تهران جلوس مي‌نمايد و برايش سكه ضرب كرده و خطبه مي‌خوانند و از آن تاريخ، تهران به عنوان پايتخت و دارالخلافه معرفي مي‌گردد.»
سپس وي درباره مجموعه «موزه‌ جديد سرسرا، تالار سلام (تالار تاجگذاري)، تالار آينه (تالار گلستان)، كتابخانه سلطنتي» نوشته است: «ناصرالدين شاه بعد از سفر اولش به فرنگستان (سال۱۲۹۰ق.) تصميم مي‌گيرد موزه‌اي جديد در ارگ سلطنتي بنا كند. «و ديگر اطاق موزه است كه محفظه اشياء و مختزن اعلاق نفيسه است، از قبيل احجار كريم و گوهرهاي يتيم و اسلحه خطير و اواني بي‌نظير و بدايع صنايع و ودايع طبايع و آثار خطاطين و مواريث سلاطين و عجايب عالم و مسكوكات اُمم و غيرذالك از نوادر اشيايي كه امهات طبايع و افكار از توليدات اخوات آنها عقيم است و مقومان عقول و اوهام از تعيين ثمن هر كدام در تيه حيرت مقيم همانا كليه اشياء گرانبها از هر قبيل كه در اين اساس گردون كرياس مبارك است از كتب و جواهرات و نفايس ديگر اگر تقويم شود متجاوز از چهل كرور تومان ايران خواهد بود.» براي غني‌تر شدن اشياء موزه، فراخواني، براي اهداي اشياء از طرف مردم به موزه همايوني در روزنامه درج مي‌گردد. با توجه به عكسي متعلق به سال ۱۲۹۲ق.[...] و گفته‌هاي اعتمادالسلطنه در روزنامه ايران در سال ۱۲۹۳ق و سال ۱۲۹۴ق، بناي موزه، هنوز به اتمام نرسيده است. موزه جديد در شمال باغ سلطنتي و مابين تالار عاج و خلوتخانه كريم‌خاني احداث مي‌شود. در سال ۱۲۹۶ق. اشياء موزه قديم به محل جديد منتقل مي‌شوند. بنابراين زمان ساخت موزه، بين سال‌هاي ۱۲۹۶ -۱۲۹۴ ق. مي‌باشد. بناي مذكور در دو طبقه ساخته شده و توسط پلكاني دوطرفه قابل دسترسي بوده است. جنوب اين پلكان در طبقه بالا، تالار آينه [تالار گلستان]، در غرب، تالار موزه، در شمال، كتابخانه سلطنتي و در شرق، تالار عاج واقع بودند[...]. «طرح و معماري تالار سلام و تالار آينه و سرسرا و حوضخانه‌هاي مربوط به آن به وسيله حاجي ابوالحسن معمارباشي عهد ناصرالدين شاه ملقب به صنيع‌الملك انجام گرفته و مباشرت بنايي آن با ميرزا يحيي خان معتمدالملك (وزير بنايي) بوده است». تزئينات و چيدمان موزه و تالار آينه براساس آرايه خطي، متعلق به ميرزا ابوالفضل ساوجي كه در تالار آينه نصب است، در سال ۱۲۹۹ق به اتمام مي‌رسد [...]. در همان سال ۱۲۹۹ق، اولين سلام نوروزي درآن برپا مي‌شود و به اعتقاد نگارنده پس از اين سال است كه نام تالار سلام نيز به آن اطلاق مي‌گردد [...]».
در ادامه، عباس خاكسار در پانويس اين كتاب كه در سال ۱۴۰۰ش. به چاپ رسيده، درباره شخصيت شاعر و قصيده‌ او كه به خط زيباي ساوجي در دورتادور ديوار سقف و روي كاغذ انجام شده و سپس شيشه‌ محافظ روي آن قرار گرفته، نوشته است: «سراينده اين قصيده سام ميرزا شمس‌الشعرا فرزند محمدقلي ميرزا ملك‌آرا فرزند فتحعليشاه است. سام ميرزا از شعراي بزرگ دربار ناصرالدين شاه شمرده مي‌شد و تهيه و خواندن قصايد سلام عام بر عهده او بود و در اشعارش رضوان تخلص مي‌كرد. بعد از فوت ميرزا محمدعلي سروش اصفهاني، لقب و شغل شمس‌الشعرايي به او تفويض گرديد.» 

تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به «تالار آينه» 
اكنون با توجه به اين اطلاعات پژوهشي با ارزش مي‌توان گفت يكشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹ شب وقتي ميدان ارگ سلطنتي تهران (پانزده خرداد) مورد اصابت بمب‌هاي سنگرشكن و موشك‌هاي امريكايي - اسراييلي قرار مي‌گيرد تا ساختمان‌ها به تله‌اي از خاك و خاكستر تبديل شوند؛ آني، امواج اين تسليحات نظامي غيرمتعارف، وحشيانه و بي‌هيچ ترحمي از سه جهت به «تخت ‌مرمر»، «تالار آينه» و «شمس‌العماره» در «مجموعه ميراث جهاني كاخ گلستان» برخورد مي‌كنند تا مرز بين فرهنگ باستاني ايران و بي‌فرهنگي غرب نوظهور درهم بشكند. 
در تالار آينه، پرده‌ها و بخشي از يك پنجره كنده شده، روي زمين مي‌افتند. نه فقط صدها تكه آينه شيشه‌اي، بلكه هزاران خرده شيشه از آينه‌هاي سقف در هوا پخش مي‌شوند و حتي فراتر از آن خاكي مي‌شوند پخش شده و غيرقابل بازگشت از روي سطح گلستان فرش به آينه عرش. اينجا ديگر چشم‌ها به دنبال زيبايي نهفته در تابلوي نقاشي كمال‌الملك نمي‌گردد و صحنه جنگ «خشم حماسي» دونالد ترامپ، رييس‌جمهوري امريكا و اسراييل در نفرتي بي‌حدواندازه، از تابلوي «جنگ رستاخيز» هنر آينه‌كاري كهن ايران رونمايي مي‌كند؛ تصوير موج تجاوز جنگ كريه است و زشت، پليد است و دل‌آشوب. در اينجا آينه‌هاي سقف نه ترك برداشته‌اند و نه از سقف آويزان شده‌اند؛ بلكه شكسته‌اند، از جا كنده شده‌اند، خرد شده‌اند، خاك شده‌اند؛ بي‌هيچ اثري از ذهن و دستان آفرينندگان ايراني آن. در اينجا اكنون عرياني رديف چوب‌هاي سقف كه با پذيرش پيچ‌ها و ميخ‌ها در جان خود به نگهداري از هنر آينه‌كاري ايران مي‌پردازند؛ لكه ننگي شده‌ است بر شليك امواج دموكراسي ۲۵۰ساله امريكا كه مي‌خواست از طريق قدرت نظامي؛ صلح و آزادي را براي مردم ايران باستان به ارمغان بياورد.
متاسفانه اين روزها سقف «تالار آينه» در كاخ گلستان اصلا حال خوشي ندارد. بنابراين قرار گرفتن نقاشي كمال‌الملك از «تالار آينه» كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار كشيده شده است، در كنار عكس‌هاي خبري گرفته شده از اصابت امواج جنگ «خشم حماسي» دونالد ترامپ، رييس‌جمهوري امريكا و اسراييل به «تالار آينه»، نه تنها خنجري شده بر قلب ايرانيان، بلكه روشنگر شكافي شده است از تفاوت مرزهاي فرهنگ باستاني ايران و بي‌فرهنگي غرب نوظهور. به ويژه اينكه هنوز داربست فلزي در گوشه دنجي از تالار آينه مشاهده مي‌شود كه به گفته مسوولان كاخ گلستان، مرمتگران داشتند آخرين مرحله مرمت را در تالار آينه به پايان مي‌رساندند كه زمان ايستاي شليك امواج جنگ آنجا را به ويرانه‌اي تبديل كرد؛ يكشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹شب. 
منابع: مجموعه ميراث جهاني كاخ گلستان  و كتابخانه‌هاي شماره يك 
و ايرانشناسي مجلس
 ٭  روزنامه‌نگار و پژوهشگر

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون