چطور صفايي فراهاني امريكاييها را آچمز كرد؟
كاش مدیران فدراسیون ياد ميگرفتند
گروه ورزش |اتفاقاتي كه در چند وقت اخير براي مديران فدراسيون و هياتهاي اعزامي اين نهاد به رويدادهاي بينالمللي رخ داده سابقهاي طولاني دارد. در طول چهاردهه گذشته همواره فدراسيونها با مشكلات بينالمللي نظير از دست دادن ميزباني، عدم صدور ويزا، كنار گذاشتن ايران از رويدادها و لغو بازيهاي دوستانه روبهرو بودند. با اين حال مديران فدراسيون در ادوار مختلف براي رفع تهديدها برنامههاي مختلفي اتخاذ كردند. از رايزنيهاي ديپلماتيك محمد دادكان زماني كه جرج بوش تهديد كرد ايران را از جام جهاني 2006 كنار ميگذارد تا شكايت شهاب عزيزي خادم از رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا به دادگاه CAS در ماجراي گرفتن ميزباني از ايران در انتخابي جام جهاني 2022 كه با برد ايران همراه بود. اما يكي از اتفاقات جالب برميگردد به سال 2000. زماني كه تيم ملي ايران در زمان رياست محسن صفايي فراهاني ميخواست براي يك بازي دوستانه راهي امريكا شود. در آن زمان اصليترين دغدغه مديران فدراسيون به جز گرفتن موافقت گروههاي سياسي مختلف داخل كشور نحوه صدور ويزا براي اعضاي تيم ملي بود. صفايي فراهاني در مصاحبه مفصل با سالنامه «اعتماد» در سال 1400 براي نخستينبار آن روايت را تعريف كرد. صفايي فراهاني عنوان داشت بعد از دعوت طرف مقابل و مشورتها در كشور و تشكيل يك كارگروه براي هماهنگيها «ما با فدراسيون فوتبال امريكا توافق كرديم. و جدا از مسائل مالي كه بسيار هم موثر بود ، شروطي هم گذاشتيم.» اين شروط دقيقا نقطهاي است كه نشان ميدهد يك مديريت درست چگونه ميتواند در بزنگاه تهديدات را از بين ببرد. صفايي فراهاني با اشاره به اينكه ميدانست دولت امريكا حتما در بحث صدور ويزا كارشكني خواهد كرد، گفت: «من در قرارداد بندي گنجانده بودم مبني بر اينكه با اعضاي تيم ملي ايران هنگامي كه وارد امريكا ميشوند مشابه تيمهاي ملي اروپاي غربي برخورد بشود. دانسته هم اين را نوشتم. فدراسيون فوتبال امريكا چون نفهميده بود داستان چيست، موافقت كرد و قرارداد امضا شد. بعد از آن وقتي رفتند و باجاهاي ديگر چك كردند فهميدند تيمهاي اروپاي غربي بدون ويزا وارد امريكا ميشوند و در همان فرودگاه ويزا ميگيرند و انگشتنگاري هم نميشوند. رييس فدراسيون فوتبال امريكا تماس گرفت و گفت اين بند رابرداريد، گفتم نميشود! همه بندهاي قرارداد با هم ديده ميشود! هرچه اصرار كرد زير بار نرفتم. يك نشستي در ژاپن بود و آنجا آقاي دكتر خبيري شركت كردند به عنوان نايبرييس فدراسيون. رييس فدراسيون فوتبال ژاپن خيلي به ايشان اصرار كرد و از آنجا با من تماس گرفتند كه اجازه بدهيد اين بند حذف شود. من جواب دادم ترجيح ميدهيم بازي كنسل شود ولي اين بند را حذف نميكنم. حتي امريكا گفت ما سه روز اقامت براي شما در آلمان ميگيريم. آنجا براي شما بازي دوستانه با يك تيم دسته اولي آلمان تدارك ميبينيم. هتل و رفتوآمد هم با ما. شما آنجا از طريق سفارت امريكا در آلمان اقدام كنيد و ويزا بگيريد. گفتم تحت هيچ شرايطي ما چنين كاري نخواهيم كرد. ما نه از هواپيما پياده ميشويم و نه ميرويم در فرانكفورت و نه براي ويزا اقدام ميكنيم. بالاخره امريكاييها پذيرفتند كه آن شرط باقي بماند!» صفايي با بيان اينكه رقم سنگين يك ميليون دلاري فسخ كه در قرارداد گنجانده بوديم هم باعث شد طرف امريكايي دست به عصا راه برود و هم مخالفان داخلي سفر ما به امريكا كوتاه بيايند تعريف كرد با وجود همه آن توافقها در فرودگاه امريكا همان مشكلات تكراري صدور ويزا رخ داد. در اين نقطه ميتوان نحوه درست مديريت بحران را توسط صفايي فراهاني ديد. درسي كه كاش مديران فعلي فدراسيون آن را فرا گرفته بودند. گفته شد زماني كه تيم ملي به فرودگاه شيكاگو رسيد مقامات امريكايي برخلاف قرارداد منعقد شده تلاش كردند همان روند سابق را براي اعضاي تيم ملي ايران به كار ببرند. يكي از مقامات امريكايي درگير در اين بازي دوستانه بعدها براي بيبيسي تعريف كرد: «وقتي هواپيما در فرودگاه شيكاگو به زمين نشست، اتفاقي افتاد كه همه دعا كرده بودند، نيفتد. در بخش كنترل گذرنامه، ما يك صف جداگانه داشتيم چون آنها ميدانستند اين يك توافق ويژه است. مامور كنترل گذرنامه با نفر اول شروع كرد. بعد آنها يك استامپ آوردند و گفتند ما بايد از شما انگشتنگاري كنيم و عكستان را بگيريم.» درست در آن لحظه بود كه صفايي فراهاني يك تصميم محكم اتخاذ كرد. او بلافاصله گفت: «ما برميگرديم، كار ما اينجا تمام است. شما دروغ گفتيد.» همين موضع سرسختانه كه با اتكا به قرارداد از پيش نوشته شده اتخاذ شد ورق را برگرداند. مقام امريكايي با بيان اينكه «اجازه بدهيد اين مشكل را حل كنيم» نامهاي از رييس اداره مهاجرت و اعطاي تابعيت شيكاگو ارايه داد كه معافيت تيم ايراني را تاييد ميكرد. به اين ترتيب كاروان تيم ملي ايران شامل مقامات، مربيان و بازيكنان درست همانطور كه مديران فوتبال كشورمان ميخواستند وارد خاك ايالات متحده شدند و آن بازي دوستانه برگزار شد. بدون شك اگر صفايي فراهاني قبل از اعزام همه جوانب را نسنجيده بود نميتوانست در موقعيت خاص رخ داده در فرودگاه دست بالاتر را داشته باشد و چنان تهديدي انجام دهد. او ميدانست يا همانطور كه لازم است تيم ملي ايران با احترام وارد امريكا ميشود يا تيم را برميگرداند و يك ميليون دلار غرامت ميگيرد. جالب است بدانيد كل پولي كه قرار بود به طرف ايراني از برگزاري بازي دوستانه با امريكا برسد 200 هزار دلار بود. قرار دادن تيم ملي در يك بازي دو سر برد هنر مديري بود كه البته فوتبال ايران چندان با او خوب تا نكرد. امروز كه مديران فدراسيون به كانادا ميروند و بازگردانده ميشوند، اعضاي هيات ايراني براي حضور در قرعهكشي جام جهاني كه يك رويداد رسمي است و از پشتيباني قانوني براي صدور ويزا برخوردار است نميتوانند ويزا بگيرند، كشورهايي نظير پورتوريكو و آنگولا به راحتي قراردادهاي بازيهاي دوستانه خود با ايران را لغو ميكنند يادآوري اين روايت نشان ميدهد رفتارهاي خصمانه و كارشكنيها هميشه وجود داشته و فقط مختص به امروز و فدراسيون فعلي نيست. آنچه تغيير كرده مديراني است كه ميتوانستند مشكلات را مديريت كنند. اما مديران امروز نهتنها گرهي از فوتبال باز نميكنند كه خودشان تبديل به بخشي از مشكل شدهاند.