پيامي براي يكي از نمادهاي UCL كه آخرين رقصش را انجام داد
مرسي، آنتوان گريزمان
ژاپنيها اصطلاحي دارند به نــام «مونو نو آواره» (Mono no aware)؛ اين اصطلاح بيانگر درك تلخ و شيرين از ناپايداري امور است. ديدن شكوفههاي صورتي درخت گيلاس، در عين حال به معناي دانستن اين است كه آنها به زودي فرو ميريزند و محو ميشوند. اين يعني مسحورِ زيبايي شدن و بلافاصله احساس فقدان كردن.
هواداران اتلتيكو مادريد هنگام آمدن به ورزشگاه امارات براي بازي برگشت نيمهنهايي ليگ قهرمانان در روز سهشنبه، قطعا چنين سوزشي را حس كردهاند. تنها پنج بازي از فصل باقي مانده بود. كمتر از سه هفته فرصت براي تماشاي حتي يك نگاه گذرا به شايد بزرگترين بازيكن تاريخشان؛ آنتوان گريزمان، مهاجمِ «ساكورا» (شكوفه گيلاس)، پيش از آنكه او تيم را به مقصد «اورلاندو سيتي» در ليگ امريكا (MLS) ترك كند. زماني كه اغلب بديهي فرض ميشد، اكنون تقريبا به پايان رسيده است.
در فوتبال، هيچ چيز مثل ماه «مه» (ارديبهشت) بزرگسالان را با احساساتشان روبرو نميكند. اين زماني است كه احساسات به اوج خود ميرسد. پايان نزديك است، فصلي ديگر تمام شده و آن فرجامي كه خدايان براي شما در نظر گرفتهاند، متأسفانه هميشه آن چيزي نيست كه آرزويش را داشتيد. در جايگاه ميهمان در شمال لندن، يكي از هواداران اتلتيكو بنري را رو به آسمان شب گرفت. او از گروه «آخرين رمانتيكها» (Ultimos Romanticos) بود. بايد قلبي از سنگ داشته باشيد تا در ايده ماندنِ گريزمان ۳۵ ساله براي يك بازي بيشتر و حضور در فينال بوداپست، رمانتيسم پيدا نكنيد. او فوتباليستي است كه باعث ميشود عاشق اين بازي شويد. حتي هواداران بيطرف هم خواهان اين اتفاق بودند؛ آنها فكر ميكردند اتلتيكو سزاوار يك پايان افسانهاي است، اگر نه براي اين فصل، حداقل براي اين دورانِ باشگاه.
اما فوتبال، همانطور كه هواداران اتلتيكو بهتر از هر كسي ميدانند، اغلب بيشتر از آنكه مهربان باشد، بيرحم است. آنها كه جايگاه چهارمشان در لاليگا تثبيت شده بود، تا حد زيادي فرم ليگ را فداي افتخار در جامهاي حذفي امسال كردند. همين دو هفته پيش در سويا، اتلتيكو اميدوار بود حداقل براي اولينبار از سال ۲۰۱۳ قهرمان «كوپا دلري» شود. اما افسوس كه نشد. آنها در ضربات پنالتي مغلوب رئال سوسيداد، تيم سابق گريزمان، شدند. حالا آنها فصل را دست خالي به پايان ميبرند.
روز سهشنبه، آرسنال فراتر از توان آنها ظاهر شد. آنها در لحظاتي اتلتيكو را تحت فشار خردكننده قرار دادند. وقتي دوربين تلويزيوني گريزمان را در حال خوشحالي با «جوليانو سيمئونه» در نيمه اول نشان داد، اين يك خوشحالي معمولي براي بهترين گلزن تاريخ اتلتيكو نبود؛ بلكه شبيه خوشحالي مدافعان مياني سالخورده بود كه از جلوگيري از گلزني حريف به وجد آمدهاند. براي اتلتيكو از آن شبهايي بود كه بايد پشت به ديوار ميايستادند و با چاقوي لاي دندان ميجنگيدند؛ شبي كه سيمئونه تيمش را وادار ميكرد تا مقاومت كنند و راهي به بيرون بيابند.
گريزمان تلاش كرد. هر جا توپ سرگرداني بود، او آنجا حضور داشت. هر جا همتيمياش به حمايت نياز داشت، او حاضر بود. در موارد نادري كه اتلتيكو به پشت دفاع حريف نفوذ ميكرد، باز هم او آنجا بود. گريزمان يك بار گفته بود: «فرانسه مرا به دنيا آورد، اما اسپانيا مرا به فرزندي پذيرفت.» و اتلتيكو؟ او به تجسم اين باشگاه تبديل شد؛ مكمل كامل سيمئونه. اگر نه آتش و يخ كه «ابريشم و فولاد»، زبري و ظرافت. به همين دليل بود كه كلمات سيمئونه براي گريزمان قبل از بازي يكچهارم نهايي مقابل بارسلونا در ماه گذشته بسيار تأثيرگذار بود. او گفته بود: «ميخواهم از تو بابت سختكوشي و تواضعت تشكر كنم. تو در جامعهاي كه جوانان به الگوهايي مثل تو نياز دارند، شخصيتي ستودني هستي. ممنون بابت تمام چيزهايي كه به ما دادي، ميدهي و خواهي داد... تشويقت ميكنم كه به لذت بردن ادامه دهي. من عميقا به تو اهميت ميدهم. اما اگر فردا ندوي، تعويض ميشوي!»
گريزمان در حالي كه چشمانش ميدرخشيد به سيمئونه نگاه كرد و به جاي پاسخي فوري، ضربهاي محبتآميز به ران او زد. يكي از آن ژستهاي كوچك مردانه كه گوياي پيوند عميق ميان آنهاست.
روز سهشنبه، سيمئونه گريزمان را تعويض كرد. اتلتيكو مقابل تيمي كه در ليگ قهرمانان شكستناپذير بود، عقب افتاده بود. وقتي گريزمان به سمت خط كناري ميرفت، هواداران آرسنال آنقدر مضطرب بودند كه نميتوانستند توجه زيادي به اين برنده جام جهاني داشته باشند. با اين حال، چقدر خوب ميشد اگر اين اتفاق ميافتاد؛ فقط براي گفتن يك «ممنون»، درست همانطور كه يكي از اسطورههاي خودشان، «تيري آنري»، هفته گذشته در تلويزيون CBS انجام داد. آنري گفته بود: «آنتوان، حرفي دارم كه بايد به تو بگويم: ممنون بابت تمام كارهايي كه براي فوتبال فرانسه، تيم ملي فرانسه و به سادگي، براي فوتبال انجام دادي. شخصا، تو مرا به وجد آوردي.»