مهندسي آشوب
او با اين كار، تمركزِ اتاقهاي فكر حريف را بههم ميزند و آنها را مجبور ميكند به جاي تمركز بر يك مسير مشخص، انرژي و منابع خود را صرف آمادگي براي بيشمار سناريوي متناقض كنند. در حقيقت، او هوشمندانه نقش يك بازيگر غيرقابلپيشبيني را بازي ميكند تا هزينه مقاومت را براي طرف مقابل بهشدت بالا ببرد و آنها را در حصاري از ترديد و ابهام محصور كند.با اين حال، اين بازي با آتش در شرايط كنوني و با توجه به وقايع هولناك و تنشهاي نظامي بيسابقه در سال جاري، به نقطه بحراني خود رسيده است. وقتي ابهام از حد معيني فراتر برود، خطر «خطاي محاسباتي» از سوي طرفين بهشدت افزايش مييابد؛ وضعيتي كه ميتواند ابزار ديپلماتيك را به جرقهاي براي انفجار بزرگ تبديل كند. در اين شطرنج پيچيده، شناخت اين نكته حياتي است كه دشمن نه از سر ناداني، بلكه از سر راهبرد، به دنبال ساختن بحران است تا در اوج آشفتگي، امتياز نهايي را كسب كند. مقابله با چنين بازيگري، بيش از هر چيز نيازمند يك واحد اطلاعات عمليات ديپلماتيك است كه بتواند فراتر از هياهوهاي ظاهري، هسته سخت قدرت و اهداف واقعي نهفته در پسِ اين نمايشهاي آشوبناك را شناسايي كند. بر اين اساس، آنچه پيش روي ايران قرار دارد، نه يك ديوانه واقعي، بلكه يك مذاكرهكننده مهاجم است كه از «بينظمي» به عنوان سلاحي براي فلج كردن اراده حريف استفاده ميكند.