• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6319 -
  • 1405 دوشنبه 21 ارديبهشت

ادامه از صفحه اول

رسانه و مساله وجودي ايران

مساله مغفول جريان خاكستري-  يكي ديگر از چالش‌هاي مهم، الگوي توليد محتوا و توزيع رسانه‌اي در كشور است. جريان اصلي رسانه در ايران عمدتا بر كاركرد تحكيمي براي تفكري خاص متمركز بوده است؛ يعني حفظ و تقويت مخاطباني كه از پيش همراه هستند. اين كاركرد در جاي خود ضروري است، اما خطر از آنجا آغاز شد كه رسانه جريان اصلي در همين كاركرد متوقف مانده است. خارج از اين كاركرد، بخش مهمي از جامعه قرار دارد كه مي‌توان آن را جريان خاكستري ناميد؛ مردمي كه نه در گروه اول قرار مي‌گيرند و نه كاملا مخالف هستند، بيشتر همراه با ثبات‌گرايي خواهان تغييرات در طيفي از آنها هستند. اين بخش از جامعه نقشي تعيين‌كننده در شكل‌گيري افكار عمومي دارد. اگر اين گروه مورد توجه قرار نگيرد، عملا بخش مهمي از ميدان اثرگذاري رسانه از دست رفته خواهد بود. رسانه‌ها به‌طور كلي سه كاركرد اصلي دارند: تحكيمي، توجيهي و تهاجمي. 
رسانه امنيتي شده يا امنيت‌ساز- يكي از مسائل مهم در ايران امنيتي شدن ميدان فعاليت رسانه است. در اين زمينه لازم است خود مفهوم امنيت بازتعريف شود. امنيت مفهومي ذهني، نسبي، فراخ و حتي توخالي است. هر چيزي مي‌تواند به نام امنيت درون اين ظرف جاي گيرد. اساسا بايد مشخص شود امنيت براي چه كسي و در چه سطحي تعريف مي‌شود و چه نسبتي با امنيت جامعه دارد. مطالعات نشان مي‌دهد به نام امنيت، از ظرفيت امنيت‌ساز رسانه غافل شده‌ايم و شنيدن صداهاي متكثر، متنوع و نقادانه از اعتماد به داخل كاسته و زمينه مهاجرت مرجعيت رسانه از داخل را فراهم ساخته است. در برخي نگاه‌ها، رسانه نه به عنوان يك عامل قدرت، بلكه به عنوان يك مزاحم ديده مي‌شود. چنين نگاهي مانع از شكل‌گيري سياستگذاري جامع در حوزه رسانه و بهره‌گيري از ظرفيت آن در تقويت قدرت ملي و امنيت مي‌شود. در بزنگاه‌هايي مانند جنگ و بحران -مانند اين روزها- حسرت رسانه‌هاي تاثيرگذار با صداهاي داخلي نمايان مي‌شود.
روزنامه‌نگاري در ميانه جامعه و حاكميت - هنر روزنامه‌نگاري در شرايط امروز آن است كه بتواند ميان ديدگاه‌هاي حاكميت، درك جامعه و الزامات جنگ توازن برقرار كند. روزنامه‌نگار نمي‌تواند صرفا از يك زاويه به موضوع نگاه كند، بلكه بايد همزمان تحولات اجتماعي، مطالبات مردم و تهديدهاي موجود را در نظر داشته باشد. جامعه ايران جامعه‌اي متكثر است؛ بخشي از آن خواهان تغييرات در چارچوب موجود است و بخشي ديگر خواستار تغييرات بنيادين است. در چنين شرايطي، روزنامه‌نگاري بايد بتواند ميان اين واقعيت اجتماعي و الزامات ناشي از تهديد خارجي نقش ميانجيگرانه، واسطه‌اي، روشنگرانه و افق‌گشا ايفا كند.
رسانه به مثابه پدافند ذهني جامعه - جنگ‌هاي اخير تا حد زيادي بر عمليات رواني متكي بوده‌اند و در اين ميان تلاش شده نوعي گسست ذهني ميان ايران، جامعه و نهادهاي آن ايجاد شود؛ گويي ايران از مردم و مولفه‌هاي واقعي خود جدا شده است. در برابر اين وضعيت، روزنامه‌نگاري بايد بتواند اين گسست ذهني را ترميم كند و تصوير واقع‌بينانه‌تري از جامعه ارايه دهد. در سال‌هاي گذشته، مرجعيت خبر و روايت به ‌تدريج از رسانه‌هاي داخلي خارج شده و بازيگران خارجي توانسته‌اند در شكل‌دهي به ذهنيت عمومي نقش پررنگ‌تري ايفا كنند. در چنين شرايطي، مساله روزنامه‌نگاري تنها انجام وظايف حرفه‌اي مرسوم نيست، بلكه رسانه با مسووليتي گسترده‌تر در قبال آينده ايران و يكپارچگي ملي مواجه است. نظام رسانه‌اي بايد بتواند به ‌مثابه نوعي پدافند ذهني براي جامعه عمل و از ذهنيت ايرانيان در برابر روايت‌هاي مخرب دفاع كند. البته اين نه تنها به معناي چشم‌پوشي از نقد سياست‌هاي داخلي نيست، بلكه چالشي براي يافتن توازني ميان حفظ نقش انتقادي رسانه و تقويت انسجام ذهني جامعه است.
فهم پيچيدگي رخدادهاي اجتماعي-  دفاع از ذهنيت ايرانيان زماني باورپذير خواهد بود كه امكان نقد درون‌زا نيز حفظ شود. مديريت افكار عمومي در نهايت به اين بازمي‌گردد كه رسانه چگونه مي‌تواند در ميان گفتارهاي متكثر، مسير تحليلي خود را پيدا كند. در تحليل رخدادهاي دي ‌ماه سال گذشته نيز با واقعيتي پيچيده مواجه شديم. با نگاهي به روايت‌ها مي‌شد دريافت، روايت‌هاي مسلط در برخي رسانه‌هاي مطرح، همه ابعاد ماجرا بازنمايي نشده‌اند. در برخي روايت‌ها، همه ماجراهاي دي‌ماه را به انتهاي ماجرا (دخالت خارجي) گره زده و عوامل علت‌ساز اقتصادي، اجتماعي و رواني ناديده گرفته شده‌اند. برخي نيز بيشتر سياست‌ها و عملكردهاي حكومت را بازنمايي مي‌كردند در صورتي‌ كه در فهم درست از اين ماجرا، علاوه بر عوامل علي، سياست‌هاي جاري نمي‌توان نقش‌هاي براندازانه و فراخوان‌هاي خون‌طلبانه را ناديده گرفت يا فقط همين نقطه را ديد. اساسا در اين يادداشت، برخي رسانه‌نماهاي فارسي‌زبان مزدور را مدنظر ندارم (تكليف آنها معلوم است)، بلكه منظورم روايت‌سازي‌‌ها در درون مرزهاي ملي است.  درك واقعيت اجتماعي نيازمند آن است كه زمينه‌ها، پيامدها و لايه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي به‌طور همزمان ديده شوند. يكي از آسيب‌هاي جدي فضاي رسانه‌اي و تحليلي ما نيز همين جايگزين شدن برچسب‌زني به جاي گفت‌وگوي تحليلي است. توجه به رسانه در بحران، سياست‌هاي رسانه‌اي، امنيت‌ساز بودن رسانه و هنر روزنامه‌نگاري در ميانه جامعه، حاكميت و تهاجم خارجي و ضرورت حفظ ذهنيت جامعه مسائلي هستند كه بيش از هر زمان ديگري نيازمند پرداختن اصلاح‌گرايانه به آن هستيم.

پكن، تهران  و واشنگتن  تولدِ نظم تازه
اكنون به نظر مي‌رسد پكن در حال حركت به سمت ايفاي نقشي فراتر از ميانجي‌گري سنتي است. چين مي‌خواهد خود را به عنوان تضمين‌كننده ثبات در خاورميانه معرفي كند. در سوي ديگر ماجرا دونالد ترامپ قرار دارد كه بار ديگر تلاش مي‌كند با استفاده از سياست فشار حداكثري تهران را پاي توافقي تازه بكشاند. اما تجربه جنگ اخير نشان داد تهديد نظامي عليه ايران برخلاف گذشته هزينه‌هاي سنگين‌تري براي امريكا و متحدانش خواهد داشت. مساله تنگه هرمز نمونه‌اي روشن از اين واقعيت است. جهان امروز به‌شدت به امنيت انرژي وابسته است و هرگونه اختلال در اين گذرگاه مي‌تواند اقتصاد بين‌المللي را با شوك‌هاي بزرگ مواجه كند. به همين دليل واشنگتن به خوبي مي‌داند كه ورود به يك جنگ گسترده در خليج فارس ديگر تصميمي كم‌هزينه نخواهد بود. در چنين شرايطي آنچه بيش از هر چيز جلب‌توجه مي‌كند شكل‌گيري نوعي مثلث جديد در معادلات منطقه‌اي است. ايران، چين و امريكا هركدام با اهداف و نگراني‌هاي متفاوت در حال بازتعريف رابطه خود با يكديگر هستند. تهران تلاش مي‌كند از دل فشارها فرصت تازه‌اي براي تثبيت موقعيت منطقه‌اي خود بسازد. چين مي‌كوشد از بحران موجود براي تثبيت جايگاه جهاني خود بهره بگيرد و امريكا نيز در پي آن است كه بدون ورود به جنگي فرسايشي بخشي از اعتبار از دست‌رفته خود را بازيابي كند. شايد مهم‌ترين ويژگي اين مرحله آن باشد كه ديگر نمي‌توان خاورميانه را صرفا از زاويه رقابت‌هاي سنتي تحليل كرد. نظم قديمي به تدريج در حال فرسايش است و بازيگران جديد با منطق متفاوتي وارد ميدان شده‌اند. چين برخلاف امريكا كمتر بر مداخله مستقيم نظامي تكيه مي‌كند و بيشتر از ابزار اقتصاد سرمايه‌گذاري و تضمين امنيت تجاري بهره مي‌برد. همين الگو سبب شده بسياري از كشورهاي منطقه نگاه تازه‌اي به روابط خود با شرق پيدا كنند. با اين حال آينده هنوز كاملا روشن نيست. پاسخ ايران به پيشنهادهاي اخير امريكا مي‌تواند مسير تحولات را تغيير دهد. اگر توافقي ولو محدود شكل بگيرد احتمال كاهش تنش‌ها و بازشدن مسير جديدي از همكاري‌هاي منطقه‌اي وجود خواهد داشت. اما اگر مذاكرات به بن‌بست برسد احتمال بازگشت بحران نيز دور از ذهن نيست. با اين همه آنچه مسلم به نظر مي‌رسد اين است كه خاورميانه پس از جنگ ديگر همان خاورميانه گذشته نخواهد بود. اكنون جهان در آستانه دوره‌اي قرار گرفته كه در آن قدرت تنها با ناوهاي جنگي و تحريم تعريف نمي‌شود. اقتصاد مسيرهاي انرژي و توان مديريت بحران به اندازه موشك و سلاح اهميت پيدا كرده‌اند. در چنين فضايي پكن تهران و واشنگتن هر سه مي‌دانند كه آينده منطقه نه در ميدان جنگ كلاسيك بلكه در توان ساختن نظم تازه تعيين خواهد شد.دكتراي سياست‌گذاري عمومي 

۱۰ هفته پس از ميناب 

بر اين اساس انتظار اخلاقي از كشورهاي اروپايي و حتي ديگر كشورها كه هر آن در معرض رفتار دوگانه قرار دارند، انتظار واقع‌بينانه‌اي نيست. ظاهرا رنگين‌تر بودن خون شهروندان كشورهاي شمال فعلا يك اصل پذيرفته شده است چنانچه خيلي‌ها مي‌توانستند مستقل از ماجراي جنگ، حداقل در زبان جنايت عليه كودكان را محكوم كنند و از سكوت شنيع در اين خصوص دست بردارند. كساني كه در اين زمينه سكوت كرده‌اند، توجيه ندارند، چون حتي عاملان جنايت بهانه‌اي مبني بر غيرعمدي بودن حمله به دبستان ميناب را به دستشان نداده‌اند.  اما خون كودكان دانش‌آموز هدر نخواهد رفت و تجربه‌هاي چنين جناياتي در جهان نشان داده است كه رياكاران بين‌المللي آبروي دست‌ساز خود را از دست خواهند داد. جز افراد قليلي كه در عمل آپارتايد موجود در مناسبات جهاني را پذيرفته‌اند، بعيد است كه ايرانيان‌ موضوع جنايت هولناك ميناب را فراموش كنند و آن را معياري براي تشخيص دوست از دشمن‌ قرار ندهند. در اين زمينه بايد از اقدام وزارت آموزش و پروش تشكر كرد كه قرار است ۱۶۸ مدرسه به نام دانش‌آموزان شهيد مينابي بسازد . افزون بر آن بايد به هر مناسبتي نام آن معصومان را گرامي داشت و با انواع ابتكارات نگذاريم كه خاطره اين عزيزان از يادها برود. امريكا در اين حادثه بد كرد و براي استمالت از مردم ايران كارهاي زيادي بايد انجام دهد. شخصيت‌ها و مسوولان مستقل مثل اعضاي كنگره‌ ايالات متحده مي‌توانند راسا اقدام كنند و در ابتدا از ملت ايران عذر بخواهند وحتي براي دلجويي از خانواده‌هاي داغدار به ايران سفر كنند. اين عدد ۱۶۸ بر روح و جان ملت ايران سنگيني مي‌كند و دل‌ها را مي‌فشرد.در كنار هزاران شهيد ديگر اين عدد ۱۶۸ را فراموش نمي‌كنيم .

اینترنت پرو؛ حق همه  

روشن است که محدودیت طولانی‌مدت اینترنت، هم در کارکرد اقتصادی ناکارآمد بوده و هم در کارکرد اطلاعاتی.
دسترسی به اینترنت نباید به امتیازی پولی یا ویژه تبدیل شود. اگر اینترنت «پرو» قابلیت ثابت و عملیاتی دارد، منطقی‌ترین و منصفانه‌ترین وضعیت آن است که به‌ صورت برابر و بدون تبعیض در اختیار همه مردم قرار گیرد. تداوم وضع موجود نه شفاف است و نه عادلانه و پیامدهای آن بر اعتماد اجتماعی قابل انکار نیست. کما اینکه دولت و قوه قضاییه هم نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند. واقعیت این است که نارضایتی‌های اجتماعی ریشه در مسائل عمیق‌تری دارند؛ محدود کردن ابزارهای ارتباطی نه این مشکلات را حل می‌کند و نه جایگزینی برای مواجهه جدی با آنهاست. سیاستگذاری موثر دوران پساجنگ نیازمند تصمیم‌هایی شفاف، عادلانه و منطبق بر نیاز واقعی جامعه است، نه راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و فرسایشی. اکنون زمان بازنگری فوری در این سیاست فرا رسیده است. دسترسی پایدار، فراگیر و بدون استثنا به اینترنت بین‌المللی باید به روال عادی بازگردد. هرگونه تعلل تنها هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بیشتری ایجاد می‌کند و شکاف بی‌اعتمادی را عمیق‌تر. اصلاح این تصمیم نه عقب‌نشینی، بلکه بازگشت به اصول حکمرانی کارآمد و تاکید بر حقوق برابر شهروندان است.

 

 

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون