نسل Z؛ از ميدان مدرسه تا خط مقدم نجات و انسانيت
عرشيا فرهنگ
گفتوگو درباره نسل زد معمولا با كليشه آغاز ميشود؛ نسلي كه در فضاي ديجيتال متولد شده، سرعت بالايي دارد، متفاوت ميانديشد و كمتر تن به چارچوبهاي سنتي ميدهد. اما واقعيت اين است كه نسل زد را نه با برچسب، بلكه با «ميدان دادن» ميتوان شناخت. هر جا فرصت واقعي ايجاد شده، اين نسل نهتنها عقب ننشسته، بلكه پيشگام شده است.
امروز جمعيت هلالاحمر جمهوري اسلامي ايران با بيش از ۶ ميليون داوطلب، يكي از بزرگترين شبكههاي داوطلبانه كشور را دراختيار دارد. نكته مهمتر آن است كه بيش از ۴ ميليون و ۶۰۰ هزار نفر از اين جمعيت، اعضاي جوان و نسل زدي هستند كه در قالب سازمان جوانان فعاليت ميكنند. اين عدد صرفا يك آمار نيست؛ نشانه يك اعتماد گسترده به ظرفيت نسل جديد است.
مسير ورود بسياري از اين نوجوانان و جوانان از مدارس آغاز ميشود؛ از طرح «دادرس» كه دانشآموزان را با مفاهيم امداد، آمادگي در برابر بحران و مسووليت اجتماعي آشنا ميكند. در كنار آن، كانونهاي دانشآموزي، دانشجويي و طلاب، بستري فراهم ميكنند تا جوانان در فضايي ساختارمند، آموزش ببينند، تجربه كسب كنند و نقش بگيرند. اين فرآيند، صرفا جذب نيرو نيست؛ بلكه تربيت كنشگر اجتماعي است.
برگزاري دورههاي آموزشي تخصصي، اردوهاي مهارتي، كارگاههاي توانمندسازي و برنامههاي فرهنگي، بخشي از تلاش سازمان جوانان براي جذب و نگهداشت اين نسل است. نسل زد اگر احساس رشد نكند، نميماند؛ اما اگر فرصت يادگيري و اثرگذاري داشته باشد، وفادار و مسووليتپذير عمل ميكند. تجربه نشان داده كه بسياري از اين جوانان پس از طي مسير آموزشي، وارد سازمان امداد و نجات ميشوند و در رستههاي تخصصي همچون امداد جادهاي، كوهستان، آوار، سيلاب و ديگر حوزههاي عملياتي آموزشهاي حرفهاي ميبينند. اين يعني انتقال تدريجي يك نوجوان دانشآموز به يك امدادگر آموزشديده؛ مسيري كه با آموزش آغاز و با تعهد تكميل ميشود.
اما نقش نسل زد در هلالاحمر تنها به ميدان عمليات محدود نميشود. بخشي از اين جوانان در حوزه آموزش و رسانه فعاليت ميكنند و وارد «باشگاه آموزش و رسانه باور» ميشوند؛ بستري براي تربيت نسل جديدي از روايتگران اجتماعي. در اين فضا، جوانان ميآموزند چگونه روايتهاي ميداني را مستند كنند، چگونه محتواي مسوولانه توليد كنند و چگونه پيامهاي انساني را با زبان نسل خود منتقل كنند.
در همين چارچوب، طرح راوي پيشرفت شكل گرفته است؛ حركتي نوآورانه كه از دل اعتماد به نسل زد متولد شده است. در اين طرح، اعضاي جوان هلالاحمر نه به عنوان مخاطب، بلكه به عنوان توليدكننده روايت وارد ميدان ميشوند. آنان پيشرفتها، دستاوردها و اقدامات بخشهاي مختلف را با نگاهي تازه و زبان نسل خود بازنمايي ميكنند؛ زباني كه براي همسالانشان قابل فهمتر، صميميتر و اثرگذارتر است.
راوي پيشرفت، صرفا توليد محتوا نيست؛ بازتعريف شيوه اطلاعرساني در يك نهاد اجتماعي بزرگ است. به جاي گزارشهاي خشك و رسمي، روايتهاي انساني، تصويري و ميداني شكل ميگيرد. به جاي فاصله ميان سازمان و جامعه، پل ارتباطي جوانان ساخته ميشود. اين رويكرد نشان ميدهد كه ميتوان پيشرفت را نه فقط اعلام كرد، بلكه آن را روايت كرد؛ آنهم به زبان نسلي كه آينده ارتباطات را در اختيار دارد.
اهميت اين تجربه زماني روشنتر ميشود كه بدانيم چنين مدلي ميتواند الگويي براي ساير دستگاهها و ارگانها باشد. استفاده هدفمند از ظرفيت نسل زد در توليد روايتهاي سازماني، نه تنها اعتماد عمومي را افزايش ميدهد، بلكه مشاركت اجتماعي را نيز تقويت كند. هلالاحمر با اجراي اين طرح، در حال آزمودن مسيري است كه ميتواند به يك جريان فراگير در عرصه ارتباطات نهادي تبديل شود.
ازسوي ديگر، تشكيل كميته صلح در شوراي نسل زد، نشانهاي روشن از نگاه راهبردي به اين نسل است. جوانان امروز، بيش از هر زمان ديگري نسبت به مفاهيم صلح، همزيستي و مسووليت جهاني حساساند. ميدان دادن به آنان در اين حوزه، به معناي تربيت سفيران صلح براي آينده است؛ نسلي كه هم دغدغه عدالت دارد و هم توان گفتوگو.
نسل زد نسلي پرسشگر است؛ اما اين پرسشگري نشانه بيتعهدي نيست، بلكه نشانه آگاهي است. اين نسل اگر دليل قانعكننده ببيند، مشاركت ميكند؛ اگر اعتماد ببيند، مسووليت ميپذيرد و اگر ميدان داشته باشد، خلاقيت خود را آشكار ميكند.
از كلاس درس و طرح دادرس تا خط مقدم امداد و نجات، از كارگاه آموزشي تا اتاق توليد روايت، نسل زد در حال نقشآفريني است. اين نسل آينده نيست؛ بخشي از اكنون است. اكنوني كه اگر جدي گرفته شود، آيندهاي مسوولانهتر، خلاقانهتر و انسانيتر را رقم خواهد زد.
نماينده جمعيت هلالاحمر در شوراي نسل زد