پرستاران انتقاد كردند
تفاوت در «حق جنگ»
دکتر کرمانپور : هر كدام از همكاران كه به رقم دريافتيشان اعتراضي دارند، حتما به سامانه 190 اعلام كنند
گروه اجتماعي| جمعي از پرستاران در گفتوگو با «اعتماد» از فاصله ريالي وجوهي كه در روزهاي اخير به عنوان «حق جنگ» دريافت كردهاند، خبر دادند. «حق جنگ» رقمي بود كه در روزهاي پاياني سال 1404 براي تقدير از زحمات كادر درمان در جنگ و با درخواست وزير بهداشت و با موافقت رييسجمهور، براي مراكز درمان دانشگاهي آموزشي وابسته به وزارت بهداشت، با كف و سقف 5 ميليون تا 10 ميليون تومان درنظر گرفته شد. مقرر بود كه اين رقم فقط به آن تعداد از كادر درمان پرداخت شود كه در جنگ، هيچگونه غيبت و ترك كار موجه يا غيرموجه نداشته و در مركز درماني حضور داشتهاند و علاوه بر كار موظف، مسووليتهاي اضافه و اضافهكاري را هم براي نجات جان مردم پذيرا بودهاند. پرداخت حق جنگ به كادر درمان در حالي تصويب شد كه هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه، تعدادي از پزشكان، پرستاران، عوامل اورژانس و بهياران در حملات هوايي امريكا و اسراييل شهيد شدند. در جنگ 12 روزه مجموع شهداي پرستار و پزشك 11 نفر بود كه 5 نفر از شهدا، پرستار و 6 نفر، پزشك بودند. صابر اكبري، مهديار پوريامين، مهناز نعمتي، فرزانه آقايي و هومن غياثوند، پرستاراني بودند كه در جنگ 12 روزه شهيد شدند و همگي هم در مراكز درماني شهر تهران مشغول خدمت بودند. علياكبر داوود آبادي (متخصص بيماريهاي عفوني)، محمدحسين عزيزي (متخصص گوش و حلق و بيني)، زهره رسولي (متخصص زنان و زايمان)، مرضيه عسگري (متخصص طب نوزادان)، مريم حجاري (دندانپزشك) و سيد داوود شيرواني (متخصص بيماريهاي عفوني) پزشكاني بودند كه در حملات هوايي امريكا و اسراييل در جنگ 12 روزه به شهادت رسيدند. در جنگ 40 روزه تعداد شهداي سلامت به 26 نفر افزايش يافت كه 11 نفرشان پرستار بودند. حسين عشقي (پرستار داوطلب اعزامي به تهران)، احمد محمدي (شاغل در وزارت بهداشت)، سعيد مظهر (مركز درماني تبريز)، محمود صادقي (پرستار ناو دنا)، علي عبداللهي (اورژانس استان تهران)، عاطفه سهرابي (مركز درماني خمين)، هوشنگ ترك عليا (اورژانس شيراز)، سجاد چرخنده (اورژانس شيراز)، راضيه عابدي (مركز درماني خمينيشهر)، رامين جعفري (مركز درماني تهران)، ليلا محمدي (مركز درماني خمين)، پرستاران شهيد در جنگ 40روزهاند. پرداخت «حق جنگ»، از اوايل ارديبهشت امسال براي كادر درمان آغاز شد ولي پرستاران شاغل در بيمارستانهاي خصوصي مشمول دريافت «حق جنگ» نبودهاند درحالي كه توقف خدمات غيراورژانسي در مراكز آموزشي دانشگاهي از 9 اسفند و تا بامداد 19 فروردين، باعث شده بود كه بخشي از بار مراجعات غيراورژانسي به بخش خصوصي هدايت شود. باتوجه به اينكه بيمارستانهاي خصوصي با تصميمات هياتمديره بيمارستان اداره ميشوند، پرداخت «حق جنگ» يا حتي رقمي به عنوان پاداش در هر بيمارستان خصوصي، منوط به تصميم هياتمديره است. حالا پرستاران معترض به «اعتماد» ميگويند كه در بيمارستانهاي آموزشي دانشگاهي، رقمهاي متفاوت و در مواردي حتي كمتر از 5 ميليون تومان به عنوان حق جنگ دريافت كردهاند درحالي كه نه تنها در جنگ 40 روزه حتي يك غيبت از خدمت نداشتند بلكه مثل ايام عادي، تمام شيفتهاي موظف و اضافه كاري را هم متقبل شدهاند. پرستار بخش مراقبتهاي ويژه يكي از بيمارستانهاي زيرمجموعه دانشگاه علوم پزشكي ايران در منطقه غرب تهران به «اعتماد» ميگويد: «از 9 اسفند و با آغاز جنگ، بعضي بخشهاي بيمارستان غيرفعال شد تا تمركز خدمات براي اقدامات اورژانسي و مجروحان جنگي باشد و تعداد بيماران كاهش يافت و البته تعدادي از بيماران هم با درخواست خانوادهها، مرخص شدند. تعدادي از همكاران پرستار هم به دليل ترس از جنگ و نگراني براي خانوادهشان، غيبت و ترك خدمت داشتند و بنابراين تعداد پرستاران اين بيمارستان كمتر از ايام عادي شد. ما در اين ايام علاوه بر اينكه همان روال فعاليت خودمان را داشتيم، اضافهكاري هم انجام داديم چون تعدادي از همكارانمان نبودند و كار ما چند برابر شده بود ولي با اين حال براي من دو ميليون و 700 هزار تومان به عنوان حق جنگ واريز شد.» اين پرستار، ساكن يكي از شهركهاي حاشيه تهران است و ميگويد كه در ايام جنگ، به دليل ناامني خيابانها و ترس از حملات هوايي، هر روز براي رفت و برگشت به بيمارستان و منزل، با تاكسي اينترنتي تردد كرده و رقمي كه به عنوان حق جنگ دريافت كرده حتي از مجموع رقمي كه براي تاكسي اينترنتي پرداخت كرده هم كمتر است. پرستار ديگري در همين بيمارستان به «اعتماد» ميگويد كه 3 ميليون و 30 هزار تومان به عنوان حق جنگ دريافت كرده و از مسوولان بيمارستان شنيده كه دليل ناچيز بودن اين رقم اين است كه كاركرد بيمارستان در ايام جنگ كم بوده و بنابراين، كارانه پرستاران كاهش يافته است. اين پرستار هم ناچار به رفت و آمد به بيمارستان بوده و ميگويد از اولين روز جنگ، فضايي در بيمارستان براي اسكان پرستاران درنظر گرفته شد ولي اين فضا فقط يك جاي خواب و بدون وعده غذايي (صبحانه، ناهار، شام) بود و پرستار بايد براي تغذيه خود پول پرداخت ميكرد كه چنين پرداختي هم براي پرستاران بهصرفه نبود و بسياري از پرستاران هم به همين دليل ترجيح دادند كه در محيط بيمارستان مقيم نشوند درحالي كه پزشكان همين بيمارستان، امكان مقيم شدن در پاويون به همراه وعدههاي غذايي داشتند. پرستار ديگري از نيروهاي دانشگاه علوم پزشكي استان البرز، در بيمارستاني مشغول به كار است كه در يك منطقه نظامي قرار گرفته و ميگويد كه در ايام جنگ 40 روزه، استرس كار در بيمارستان به دليل صداي پياپي انفجار و پدافند بسيار زياد بود. اين پرستار به «اعتماد» ميگويد كه دو نوبت دريافتي داشته و در يك نوبت 5 ميليون تومان به عنوان «حق رمضان» و در يك نوبت 8 ميليون تومان به عنوان «حق جنگ» دريافت كرده است. اين پرستار ميگويد ظاهرا مبناي پرداختها به كادر درمان استان البرز براساس تعداد مجروحان جنگي اعزامي به بيمارستانها بوده به اين معنا كه در دو بيمارستان آموزشي اين استان كه بيشترين تعداد مجروحان جنگي را پذيرش كردند، رقم حق جنگ براي هر كدام از نيروهاي كادر درمان به 10 ميليون تومان هم رسيده ولي براي ساير بيمارستانهاي آموزشي استان، اين رقم بيشتر از 7 ميليون تومان نبوده است. اين پرستار كه با قرارداد رسمي مشغول به كار است، ميگويد كه از اولين روز جنگ، تمام مرخصيهاي كادر درمان لغو شد اما مادران باردار از ممنوعيت مرخصي مستثني بودند و حق جنگ و حق رمضان هم ربطي به نوع قرارداد كاري نداشت و حتي پرستاران شركتي هم حق جنگ گرفتند اما اشاره ميكند كه رقم كامل حق جنگ، فقط به آن تعداد از همكارانش پرداخت شده كه از 9 اسفند تا بامداد 19 فروردين به طور كامل در بيمارستان حضور داشتند و آن تعدادي كه در اين ايام، حتي يك روز غيبت موجه يا غيرموجه داشتند، رقمي در حدود دو ميليون و 500 هزار تا سه ميليون و 500 هزار تومان برايشان واريز شده و دانشجويان طرح كه با تصميم دانشگاه علوم پزشكي البرز، از اول فروردين امسال در بيمارستان حاضر شدند هم، حق جنگ نگرفتند. پرستار ديگري در شهر اهواز و شاغل در بخش مراقبتهاي ويژه يكي از بيمارستانهاي آموزشي وابسته به وزارت بهداشت 4 ميليون و 500 هزار تومان به عنوان حق جنگ دريافت كرده و ميگويد كه مثل ايام عادي، 100 ساعت اضافه كار داشته و به دليل غيبت تعدادي از همكارانش، بار مراقبت از 10 مجروح جنگي اعزامي به اين بيمارستان و شيفتهاي اضافه، به دوش او و ساير پرستاران حاضر در بيمارستان بوده است. اين پرستار هم ناچار به رفت و آمد روزانه در مسير بيمارستان بوده چون هيچ فضايي در بيمارستان براي اقامت كادر درمان درنظر گرفته نشده بود ولي اشاره دارد كه هيچ كدام از همكارانش به دليل غيبت توبيخ نشدند اما حق جنگ نگرفتند. پرستار ديگري در شهر تهران، از دوستانش در بيمارستانهاي شهر مشهد و استان مازندران و شهر تهران شنيده كه حدود 6 ميليون تا 8 ميليون تومان به عنوان حق جنگ دريافت كردهاند. اين پرستار با سامانه ثبت و پيگيري شكايات «190» تماس گرفته و گفته كه بايد بابت شيفتهاي 9 تا 16 اسفند كه ازسوي دولت تعطيل شد هم، رقم جداگانهاي به عنوان تعطيل كاري براي پرستاران منظور ميشده كه مسوولان اين سامانه پاسخ روشني براي اعتراضات اين پرستار نداشتهاند. برخي پرستاران شاغل در بيمارستانهاي آموزشي دانشگاهي با گذشت بيش از يك ماه از آتشبس، هنوز حق جنگ را دريافت نكردهاند. عليرضا جمالي؛ معاون درمان بيمارستانهاي آيتالله هاشميرفسنجاني (شرق- افسريه) و شهداي يافتآباد، در گفتوگو با «اعتماد» ضمن انتقاد از ارقام ناچيز «حق جنگ»، ميگويد كه فعلا فقط مساله پرداخت حق جنگ به پرستاران بيمارستان شهداي يافتآباد توسط دانشگاه علوم پزشكي ايران تصويب شده اما هنوز اين رقم به حساب پرستاران اين بيمارستان واريز نشده است. «پرستاري كه با شيفتهاي شبانهروزي كار ميكند و نه جمعه دارد و نه تعطيلات دارد و نه عيد دارد، 3ميليون حق جنگ بگيرد؟ طبق اعلام دانشگاه علوم پزشكي ايران، براي مديران بيمارستان شهداي يافتآباد 5 ميليون تومان و براي پرستاران 3 ميليون تومان حق جنگ تصويب شده است. با 3 ميليون تومان چند قوطي روغن ميشود خريد؟ هنوز هم پرداخت نشده و فقط قول دادهاند و هنوز به حساب بيمارستان واريز نكردهاند و ما هم به پرستاران فقط قول دادهايم كه اين رقم به حسابشان واريز خواهد شد. من 27 سال است در بيمارستانم. شريفترين، نجيبترين و مظلومترين قشر اين كشور، به گمان من پرستاران هستند كه حق و حقوقشان حتي قبل از جنگ هم داده نميشد. در ايام كرونا اگر معرفت اين بچههاي پرستار نبود ما زنده نميمانديم. در آن ايام، حتي يك بيمار كرونايي به دليل كمبود پرستار به خانه اعزام نشد. آن حماسه را چه كسي خلق كرد؟ آن زمان چه قولهايي به پرستاران داديم و به كدام قولها عمل كرديم؟ قول داديم كه بياييد و دوباره همهتان را به كار ميگيريم و بعد همهشان را به شكل خيلي بدي كنار زديم. امروز در تمام اتفاقاتي كه در اين كشور رخ ميدهد، چه در اعتراضات و چه در جنگ، ممكن است بانك و مدرسه تعطيل شود ولي آيا پرستاري تعطيل ميشود؟ حتي غيبت پرستاران به توبيخ منجر ميشود. من در بيمارستان شهداي يافتآباد شاهد بودم كه پرستاران، با شرافت كامل در بيمارستان ما ماندند و حتي يك ساعت و يك روز غيبت و ترك كار نكردند آن هم در بيمارستاني در منطقهاي كه اطرافش بمباران و موشكباران ميشد و شيشههاي بيمارستان چند بار شكست و مجبور شديم بخشها را براي امنيت بيمار و پرستار تجميع كنيم. حتي تعدادي از پرستاران ما، خانوادهايشان از تهران رفتند ولي اينها در بيمارستان ماندند. به چنين آدمي بايد 3 ميليون تومان حق جنگ بدهيم كه هنوز هم پرداخت نشده؟ اين وضع غمانگيز است. نتيجه اين وضع اين ميشود كه در سه يا چهار سال آينده، بحران وزارت بهداشت، دارو و پزشك نيست بلكه كمبود پرستار است.»