در ستايش بازي كردن
نادا صبوري
ذهن من عادت دارد براي اينكه خودش را سر شوق بياورد، گاهي از آنجا كه هست، دوربين را زومبك كند و از بالا به صحنه نگاه كند. ميخواهد جايگاه را از زاويهاي متفاوت ببيند و براي همين گاهي به واكاوي چيزهايي ميپردازد كه عادي به نظر ميرسند. به اتفاقهايي كه روزمره شدهاند، اما ميتوان با ديدي جديد، معنا و ارزشي متفاوت برايش ديد.
ديشب، ميانه بازي با دوستان، فكر كردم انسان چقدر موجود عجيبي است؛ اينكه ميتواند «بازي»، چنين فعاليتِ ساده، اما پيچيدهاي را سازمان بدهد از طراحياش گرفته تا قوانيني كه برايش وضع ميكند و انجام آنها. به جذابيت قراردادي كه در بازيهاي مختلف برقرار است، فكر كردم كه هيچ تفاوتي ندارد كجاي دنيا باشيد و بين تمامي انسانها مشترك است.
كنجكاو شدم كه بدانم چه معانياي براي «بازي» وجود دارد. اصلا چه چيزي است كه اين فعاليت خاص بشري را تبديل به چيزي كه هست ميكند؟ هوش مصنوعي چند تعريف جالب داشت، گفت: بازي، تمرينِ بدون ريسك بقاست؛ فرصتي براي برخورد با احتمالاتِ زندگي، بدون عواقبِ جبرگرايانه. همچنين اين تعريفش هم برايم جالب توجه بود: از نظر تكاملي، بازي يك تمرينِ بدون ريسك است؛ انسان يا حيوان، مهارتهاي بقا را در محيطي امن تمرين ميكند، بدون آنكه با خطر مرگِ واقعي روبهرو شود.
من هميشه از شروع بازي ميترسم. مقاومت ميكنم، مضطرب ميشوم و در دل دعا ميكنم بازي كنسل شود. اما معمولا اگر خيلي بيحوصله نباشم سعي ميكنم به اين مقاومت دروني غلبه كنم و آگاهانه وارد رقابت شوم؛ فقط براي آن حسي كه در طول بازي و با پايانش به من ميدهد. حسي كه انگار آرامآرام ذهنم را كه تنبل و گوشهگير شده ميآورد وسط و يادش ميآورد زندگي ميتواند شكل ديگري هم باشد.
همين يكشنبه، در اوج كلافگي پس از چهاردهمين جلسه شيميدرماني، سراغ پلياستيشن و بازي Tekken رفتم. با شخصيتي كه در آن مهارت نداشتم، مبارزه كردم و چند دست باختم. با خودم قرار گذاشتم آنقدر بازي كنم تا نتيجه عوض شود و با هر جانكندني، برنده شدم و با آن پيروزي، بلند خنديدم؛ همان شادي گمشده امروز. در روزهايي كه از زمستان انگار مرگ همدم هميشگيمان شده و همه چيز بيش از حد جدي است، بازي مثل پناهگاه به نظرم ميرسد، شايد تنها فرصتي كه هيچ چيز در آن جدي نيست.
جايي كه ميتوانيم هر گندي را بالا بياوريم بدون آنكه به جايي برخورد كند. جايي كه در آن مجبور به چيزي نيستيم؛ نه به انفجار، نه به قطعي و نه به سوزنِ تزريق.