جنگ، كودكان و معلولان را هدف ميگيرد
محمد جودي
درگيريها و «جنگ»، هر قدر هم كه روايتهاي مختلفي از آن ارايه شود، در نهايت با واقعيتي تلخ آغاز و پايان مييابد: كودكان. كودكاني كه نه انتخاب ميكنند و نه تصميم ميگيرند، اما بيشترين آسيب را ميبينند از مرگ و جراحت گرفته تا پيامدهاي بلندمدت جسمي و رواني. در جنگ ۴۰ روزه، صدها كودك بيگناه، جان خود را از دست دادهاند و بيش از دو هزار كودك نيز با مجروحيتهاي ناشي از جنگ روبهرو شدهاند. در بسياري از موارد، حتي روشن نيست كه چه تعداد از اين كودكان در ادامه با معلوليتهاي دايمي دستوپنجه نرم خواهند كرد؛ معلوليتهايي كه آينده تحصيلي و اجتماعي آنان را نيز تحت تاثير قرار ميدهد. كودكي كه از سلامت جسمي محروم ميشود، فقط يك «زخم» نميگيرد؛ يك زندگي از مسير طبيعي خود خارج ميشود. كشتار و آسيب ديدن كودكان حق هيچ انساني نيست و هيچ توجيهي نميتواند آن را قانوني، اخلاقي يا قابل قبول جلوه دهد. حتي اگر جنگ را بتوان در قالب اعداد، آمار يا اصطلاحات رسمي بيان كرد، پشت هر عدد، چهرهاي است كه ديگر به مدرسه برنميگردد، دستهايي است كه قرار بوده بازي كنند و رويايي است كه ناتمام مانده. جنايات جنگي بهويژه عليه كودكان نه تنها محكومند، بلكه بايد به عنوان يك هشدار اخلاقي و انساني براي همه جامعهها شناخته شوند: هر جا كودك قرباني شد، حقيقت جنگ آشكارتر از هر تبليغ و روايت ميشود. وقتي كودكان ميميرند، هيچ كس واقعا برنده نيست. ابعاد فاجعه به اينجا ختم نميشود. در شرايطي كه تهديد نابودي نيروگاههاي برق، امنيت زيرساختهاي حياتي جوامع را نشانه رفته است، بيش از پيش بايد نگران وضعيت قشر ديگري بود كه زندگيشان به شدت به اين زيرساختها وابسته است: افراد داراي معلوليت. افرادي كه براي تنفس به دستگاههاي اكسيژن برقي متكي هستند، در صورت قطع برق با خطر مرگ فوري مواجه خواهند شد. اين دستگاهها، خط فاصل ميان حيات و ممات براي آنان است. افراد آسيب نخاعي كه از تشكهاي مواج برقي براي جلوگيري از زخم بستر استفاده ميكنند، در صورت عدم دسترسي به برق، دچار زخمهاي عميق، عفونتهاي شديد و دردهاي طاقتفرسا خواهند شد. افرادي كه تحرك محدودي دارند و براي جابهجايي در منزل به آسانسور وابسته هستند، با قطع برق در خانههاي خود محبوس شده و ارتباطشان با دنياي خارج و حتي دسترسي به نيازهاي اوليه قطع ميشود. اين وضعيت صرفا يك «تهديد» نيست، بلكه نشاندهنده آسيبپذيري عميق ساختارهاي اجتماعي در برابر پيامدهاي جنگ است. هدف قرار دادن عامدانه يا بيتوجهي به پيامدهاي نابودي زيرساختهاي حياتي كه مستقيما زندگي افراد داراي معلوليت را به خطر مياندازد، چيزي جز يك جنايت عليه بشريت نيست. اين اقدامات، استانداردهاي اوليه اخلاق و حقوق بشردوستانه را به سخره ميگيرد. در چنين شرايطي مسووليت جامعه جهاني، سازمانهاي حقوق بشري و هر وجدان بيداري ايجاب ميكند كه ضمن محكوميت قاطع اينگونه جنايات، تلاشهاي مضاعفي براي حفاظت از تمام افراد، بهويژه كودكان و افراد داراي معلوليت صورت گيرد. صيانت از جان، كرامت و حقوق اوليه آنان، اصليترين وظيفه انساني ماست و نبايد اجازه داد كه منازعات، امنيت و بقاي آسيبپذيرترين افراد را به بازي بگيرد.
مدير تشكل حاميان برابري معلولان