يك تيم، يك دنيا حضور
به همين دليل است كه بسياري از حاميان حضور ايران در جام جهاني معتقدند كه محروم كردن جامعه از چنين تجربهاي، تنها يك غيبت ورزشي نخواهد بود، بلكه به معناي از دست رفتن يكي از معدود فرصتهاي شكلگيري هيجان مثبت و احساس وحدت ملي است.
در كنار اين نگاه، گروهي نيز حضور ايران را مشروط به دريافت تضمينهاي روشن ميدانند. اين طيف اصل حضور را ميپذيرد، اما معتقد است كه نبايد شأن ملي يا امنيت اعضاي تيم و هواداران ناديده گرفته شود. نگراني درباره صدور ويزا براي برخي بازيكنان، رفتار احتمالي ميزبان، نحوه مواجهه رسانهها و احترام به نمادهاي رسمي كشور، بخشي از دغدغههاي اين جريان است. فدراسيون فوتبال نيز با طرح شروط مشخص، تلاش كرده نشان بدهد كه ايران خواهان حضور فعال و مقتدرانه در جام جهاني است نه حضوري منفعل يا پرحاشيه.
در مقابل منتقدان حضور در جام جهاني معتقدند كه فضاي سياسي موجود و برخي رفتارهاي دوگانه در نهادهاي بينالمللي ميتواند زمينهساز فشارها و حاشيههايي شود كه اصل حضور را بيفايده يا حتي تحقيرآميز كند. از نگاه اين گروه، وقتي احتمال بياحترامي به نمادهاي ملي يا اعمال محدوديتهاي سياسي وجود دارد، بايد با احتياط بيشتري تصميم گرفت. برخي واكنشها به حواشي مربوط به نمايش پرچم ايران در نمايشگاه جام جهاني يا اظهارات برخي مقامهاي امريكايي نيز از همين زاويه قابل تحليل است.
در سطح بينالمللي نيز جام جهاني ۲۰۲۶ از هماكنون رنگ و بوي سياسي گرفته است. برخي رسانههاي خارجي اين دوره را يكي از پرتنشترين جامهاي جهاني تاريخ توصيف كردهاند؛ مسابقاتي كه علاوه بر فوتبال، بازتابي از رقابتهاي ژئوپليتيكي و تنشهاي جهاني خواهد بود. همين مساله باعث شده حضور ايران در اين رقابتها بيش از هميشه مورد توجه قرار بگيرد.
با اين حال در نهايت مساله اصلي شايد نه فقط سياست، بلكه «جامعه ايران» باشد. جامعهاي كه پس از يك دوره دشوار، بيش از هر زمان ديگري نيازمند روزنههايي براي بازسازي اميد، هيجان و احساس تعلق جمعي است. فوتبال در ايران همواره فراتر از ورزش عمل كرده است؛ از خيابانهاي شلوغ پس از صعود به جام جهاني ۹۸ گرفته تا شاديهاي جمعي بعد از پيروزي برابر امريكا و ولز، همواره لحظاتي وجود داشته كه مردم توانستهاند زير پرچم تيم ملي، احساس مشتركي از غرور و همبستگي را تجربه كنند.
جام جهاني ۲۰۲۶ نيز ميتواند چنين كاركردي داشته باشد؛ فرصتي براي بازگشت حس «با هم بودن» در جامعهاي كه سالها زير فشار بحرانها مقاومت كرده است.
شايد به همين دليل باشد كه بحث درباره حضور ايران در اين رقابتها تا اين اندازه حساس و پرمناقشه شده، زيرا در نهايت، ماجرا فقط حضور يك تيم در يك تورنمنت نيست، بلكه مساله حضور يك ملت در صحنهاي جهاني است؛ ملتي كه هنوز ميخواهد ديده شود، شنيده شود و اميد خود را حفظ كند.